#خاطرات_شهدا
🔮 شفای زهرا
🍀 تنها فرزندم زهرا و تنها يادگار حاج مهدي در تب مي سوخت و تلاش هايم براي پايين آوردن دماي بدنش اثري نداشت. 😔😔
نگران بودم. اگر بلايي سرش مي آمد، خودم را نمي بخشيدم.😭
بالاي سرش نشستم و قدري قرآن خواندم. در همين حال به یاد قسمتي از پارچه اي كه روي جنازه ي همسرم انداخته بودند و چند نفر با خواست خدا به وسيله ي تبرك جستن به آن پارچه شفا يافته بودند، افتادم.😍😍
پارچه را آوردم و كنار زهرا خوابم برد. در عالم رؤيا ديدم حاج مهدي در كنار بستر زهرا نشسته و او را بغل گرفته است. او مرا از خواب بيدار كرد و با لبخندي گفت: «چرا اين قدر ناراحت هستي؟»😊😊
گفتم: «زهرا تبش پايين نمي آيد، مي ترسم بلايي سرش بيايد.»
حاج مهدي گفت: «ناراحت نباش. زهرا شفا پيدا كرده و ديگر تب ندارد.»☺️☺️
از خواب بيدار شدم. به اطرافم نگاه كردم. كسي نبود. دست بر پيشاني زهرا گذاشتم، تب نداشت. آري او شفا يافته بود.🙏😍😊
"" شادی روح شهدا صلوات ""
راوي : 🌹 همسر#شهيد_حاج_مهدي_طیاری
https://splus.ir/900404shahidmostafamousavi
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑 میدانستید تسبیحات حضرت زهرا سلاماللهعلیها، چنین معنای قشنگی دارد ؟
🔰 #استاد_پناهیان
#ایام_فاطمیه
#السلام_علیک_یافاطمه_الزهرا
#آجرک_الله_یاصاحب_الزمان
#بحق_الزهرا_عجل_لولیک_الفرج
ایتا
@shahidaghseyedmostafamousavi
https://splus.ir/900404shahidmostafamousavi
8.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شبکه المیادین گزارشی را از نقاط مرزی ایران با کردستان عراق تهیه کرده که در قالب آن، دوربین یکی از تونلهای این گروهکهای تروریستی و تجزیهطلب که به داخل ایران راه داشته و توسط سپاه کشف شده را به نمایش میگذارد.
@shahidaghseyedmostafamousavi
واقعا" این متن خواندنی است.
🔸چرا فوتبال زیباست؟!
🔹چرا اعدام زیباست...
"آیت الله حائری شیرازی "
⚽️ این فوتبال، یک جامعه کوچک است که مجرم دارد، قاضی دارد، زندان دارد، اخراج دارد. همه این چیزهایی که در جامعه هست در فوتبال هست. منتها یک جامعه کوچک است، یک دنیای کوچک است، قوانینتان را بر مبنای این وضع کنید.
⚽️ ببینید، قوانین فوتبال هر جریمهاش، به شدت #متناسب_با_جرم است. مثلاً در منطقه جریمه وقتی که یک کسی یک خلافی را میکند، یا با دستش توپ را میگیرد، این موجب پنالتی است. بازی فوتبال است، بنا بوده که با پا بازی کنید. حالا که دستت را آوردی در کار، جریمهاش پنالتی است. ما میبینیم که کارشناسانه عمل شده در فوتبال. قوه مقننه و قوه مجریه و قوه قضاییهاش هماهنگ کار میکنند که این جامعۀ زیبا را بوجود آورده اند.
⚽️ در فوتبال، #کارت_زرد دادنش هم زیبا است. #کارت_سرخ دادن هم زیبا است. طرف را هم که اخراج میکنند، زیبا است. مردم #لذت میبرند، نه اینکه ناراحت بشوند. معنایش این است که در احکام جامعه هم اگر اعدامش، به موقع باشد، زیبا است. نباید از حکم اعدام ترسید. ببینید چه کار کرد؟ وقتی کارت قرمز داد یعنی از بازی برو بیرون؛ اعدام هم یعنی از بازی برو بیرون.
⚽️ کارت زرد و قرمز، #خشونت_نیست. کسی که #زیباشناسی_دین را بداند، میفهمد که دست دزد را قطع کردن، بسیار قشنگ است. صد در صد قشنگ است. صد در صد زیبا است. چرا؟ یک دست قطع کن، #یک_شهر_آرام_بشود! یک دست قطع کن، یک عالَم نفس بکشد! راحت بشود! چقدر روی دیوار خانهها سیخ برای امنیت آویزان کردهاند، قفل روی قفل، قفل روی قفل! چه فایده دارد؟ این زندگی است؟! این زندگی است که زن امنیت نداشته باشد بخواهد بیاید در کوچه؟ کار این آقا که مزاحم ناموس مردم میشود، زشت است، اما دار زدن او قشنگ است.
⚽️ عالَم نمیفهمد، میگویند اعدام کردن، خشونت است. بیچاره ها! شما اینهمه سال که زندان درست کردید در اروپا، چندتا دزد را از دزدی بازداشتید؟ شما که دیگر مشکل بیکاری ندارید، پس این #گانگسترها چیست؟ شما راهی ندارید غیر از همان کاری که در فوتبال میکنید! همان را عمل کنید. کارت زرد لازم است. زندان، کارت زرد است. اعدام، کارت سرخ است. به او میگوییم اگر نمیتوانی در این بازی شرکت کنی، لایقش نیستی، از بازی بیرون برو.
⚽️ اگر داور این کار را نمیکرد، هر کس که #قویتر بود، پهلوانتر بود، توپِ او میرفت در گل. چینیها ریز و کوچک هستند، کرهایها ریز و کوچک هستند، آفریقاییهایی هیکلدار و درشتاند. اینها وقتی با هم مسابقه میدهند، چینیها برنده میشوند. حالا اگر واقعاً به زور و هیکل بود، محال بود چینیها یک گل به آنها بزنند! یک هُلی به آنها میدادند و پرتشان میکردند آن طرف. اما الآن این چینی، از لای دست و پای اینها رد میشود، گل میکند، اما آنها #جرأت_ندارند دست به او بزنند! عالَم همین است. بروید هرچه در فوتبال پیدا کردید از جامعه و حکومت مطالبه کنید.
@shahidaghseyedmostafamousavi
#رفیق_آسمانی | شهید، دنبال نقش خودش است
🔹یک نفر مثل مرحمت بالازاده که یازده سال داشته و قدوقواره کوچکی هم داشته به دفتر ریاستجمهوری وقت میرود و میگوید: «میخواهم به جبهه بروم اما اجازه نمیدهند. پس روی این کاغذ بنویس که قاسمبنالحسن و عبداللهبنالحسن علیهما السلام در کربلا نبودند و اینها همه دروغ بوده، تا من برگردم.»
🔸ایشان مینویسند: «مانع رفتن ایشان نشوید.» او به دنبال نقش خودش دارد میگردد. این بچهای که از ولیمعصوم دور است و در این هجمه عجیب دشمن در آخرالزمان زندگی میکند، به غیب ایمان دارد و ندیده عاشق امام زمانش میشود.
ـ - - - - - - - - -
🇮🇷 #شهید_مرحمت_بالازاده
🔅 ولادت: ۱۷ خرداد ۱۳۴۹
❣️شهادت: ۲۱ اسفند ۱۳۶۳
📍محل شهادت: جزیرۀ مجنون
🕌 آرامگاه: گلزار شهدای بهشت فاطمه سلاماللهعلیها - اردبیل
ـ - - - - - - - - -
@shahidaghseyedmostafamousavi
🔻 #خبر_خوب | نخستین مرحله پاداش پایان خدمت جانبازان و آزادگان واریز شد
🔹️محمود پاکدل، معاون تعاون و امور اجتماعی بنیاد شهید و امور ایثارگران: با پیگیریهای به عمل آمده از سوی بنیاد شهید و امور ایثارگران و تأمین و تخصیص اعتبار لازم از سوی دولت محترم، نخستین مرحله از پاداش پایان خدمت ۴۲۰۰ نفر از جانبازان و آزادگان معزز برای که نسبت به ثبت درخواست بازنشستگی خود اقدام کردهاند در وجه این عزیزان واریز شد.
🔹️مبالغ واریزی بر مبنای تعداد سنواتی که حقوق حالت اشتغال پرداخت شده و بر پایه آخرین حکم حقوقی صادره و اقلام مشمول پاداش پایان خدمت محاسبه شده است. احکام بازنشستگی مشمولین ماده ۳۸ قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران توسط ستاد کل نیروهای مسلح و مشمولین تبصره یک قانون حالت اشتغال برابر ضوابط قانون مدیریت خدمات کشوری توسط بنیاد شهید و امور ایثارگران صادر شده و مبنای محاسبه پاداش قرار گرفته است.
🔹️منوی «درخواست بازنشستگی جانباز» در سایت ایثار برای تمامی جامعه ایثارگری که در قید حیات هستند فعال بوده تا ضمن مطالعه شرایط و ضوابط در صورت دارا بودن شروط بازنشستگی نسبت به ثبت درخواست خود اقدام نمایند. خانواده جانبازان و آزادگان متوفی نیز از روز دوشنبه ۲۸ آذر ماه سال جاری میتوانند ضمن مراجعه به بنیاد محل پرونده نسبت به ثبت درخواست خود اقدام کنند.
#ساخت_استیکر_شهدا_مذهبی_عکس_نوشته
#استیکر
#جوانترین_شهید_مدافع_حرم
#سید_مصطفی_موسوی
#کانال_استیکر_شهدا
@shahidaghseyedmostafamousavi
#ادمین_ایتا
@mousavi515
#کانال
@shahidmostafamousavi
یاشیاسان اُقُول۰۰۰
داستان دنباله دار من و مسجد محل
قسمت دوازدهم
۰۰۰ یه درب محرابی کوچیک مثل در زورخونه های قدیمی که اَگه می خواستی وارد بشی باید به اسماء الله تعظیم می کردی و وارد می شدی ، قدیمی های محل می گفتن : شهرداری قراره اون رو بخره ُ و تبدیل به موزه کنه ، ولی صاحبش حاضر نیست اون رو بفروشه ، یه عده هم می گفتند صاحب اصلی خونه چهل سال پیش گمشده ، و همه منتظر این هستند که برگرده ، حتی ' عیال می گفت از بعضی ها شنیده که این خونه جِن داره ، واسه همین هیچ کس حاضر نیست اون رو بخره ، ولی من هیچ کدوم از این حرف هارو باور نمی کردم ، چون تو محله بریانک که یه محله خیلی قدیمی تهران بود ُ و یکی از روستاهای قدیمی دوره قاجار و نزدیک ترین آبادی به دروازه قزوین یکی از مهمترین دروازه های جنوبی طهرون قدیم و چسبیده به امامزاده معصوم(ع) و امامزاده حسن (ع) ،چندتا باغچه قدیمی با درخت های تُوت ُ و شاتوت ُ و گردو وجود داشت ، حتی بعضی هاشون گُل خونه بودن ُ و گُل و گیاه ُ و درخت و نهال به مردم می فروختند ، خوب این هم می تونست یکی مثل اونا باشه ، یه خونه سُنتی ، که صاحبانش به اون عشق می ورزیدن و اون جزیی از خانواده خودشون می دونستن و حاضر نبودن اون رو به هیچ قیمتی از دست بدن و بفروشن ، تُو همین فکرها بودم که آقای باصری کنار گوشم گفت : اینجا خونه ی لوطی صالح ، کوچیک ترین نوچه ی دار و دسته ی طِیبه ، زمانی که طیب سال چهل و دو یا چهل وسه شهید کردن ، لوطی صالح بیست ساله بود ، رژیم شاه دستگیرش کرد ُ و چند ماهی زندونی سیاسی بود بعد آزادش کرد ، لوطی صالح یه مدت با دار و دسته (یَدی) قلندر محله وصفنار می پرید اما چند وقت بعد از اونا جدا شد ُ و هیئت خودشو تُو بریانک راه انداخت ، مردم ازش می ترسیدند ، بی بی همسر لوطی صالح دختر کوچیکه لوطی حیدر یکی از مداح ها بود که بعضی وقت ها تُو هیئت طیب ، تُو بازار سبزه میدون مداحی می کرد ، خود بی بی هم که مادر شهیده ، خانم جلسه ایی و سالها تُو این خونه روضه و کلاس قرآن بر گزار می کرد اولین بچه شون محمد بود که سال ۶۷ شهید شد ، بعد اون خدا یه دختر بهشون داد که مادر همین مملی کوچیکه بود که تُو تصادف همراه شوهرش تُو جاده ساوه فوت شد ، مملی موقع تصادف از ماشین پَرت شده بود بیرون ، عجیبه که کار خدا زنده مونده ، پیش خودم گفتم این آقای باصری عجب آدمیه ، از همه چی خبر داره ، همه رو می شناسه ، حتی منو که چند ماهیه اومدم بریانک ، تُو همین فکر بودم که در محرابی خونه باز شد و مملی کوچیکه با چهره خیلی شاد ُ و خندون ، گفت بفرمائید ، لوطی صالح منتظره ، تعجب کردم ، لوطی صالح مگه زنده اس ، درگوشی از برادر باصری پرسیدم ، اَخوی مگه لوطی صالح زنده اس ، آقای باصری اروم گفت : اره نود ساله شه ، زمین گیره ، و از خونه بیرون نمی یاد ، بی بی به همراه مملی و یه آقایی که از دوستا و همرزم های شهید محمد جمال عشقی بوده بهش رسیدگی می کنن ، مملی بهش میگه ، عمو میثم ، از بچه های جنگه ، آلان هم رئیس بانگ شعبه بازار آهنه ، خیلی به مردم بریانک کمک کرده ، مردم خیلی دوستش دارن ولی خونه اش اینجا نیست سمت میدون فردوسی می شینه ، هفته ایی سه چهار بار می یاد اینجا ، بعضی وقت ها نماز رو تُو مسجد ما می خونه ، وای این آقای باصری مثل یه فایل کامپیوتری پرونده همه اهل محل رو تُو حافظه اش داره ، وارد حیاط که شدیم با یه صحنه زیبای قدیمی روبرو شدم که فقط زمان بچه گی ، وقتی چهار پنج ساله بودم تُو دروازه غار دیده بودم ، کنار درب ورودی یه محراب قدیمی و یه سقا خونه کار شده بود که تُوش پر بود از شمع های نیمه سوخته ، دو تا شمعدون سبز خیلی خوشگل ، یه شیر آب کوچیک ، با یه کاسه دعای چهل کلید واسه آب خوردن چندتا شمع تُوش روشن بود ، یادم افتاد شب جمعه اس ، خوبه یه شمع به یاد اموات سفر کرده و شهداء روشن کنم ، خواستم برم سراغ سقا خونه که یه صدای مهربون و گرمی که خیلی شبیه صدای مادر خدابیامرزم بود توجه ام رو جلب کرد ، بفرمائید ، حاج آقا بفرمائید داخل ، خوش اومدید ، با همون لحجه ترکی و فارسی مادرم ، یه لحظه فکر کردم مادرم داره صدام می کنه ، (حسن جان ؟ اُقول ، بالا جان ؟ جَلدون ، اُقُول ، هایداسان ، جوزوم گالپ یولارا ، جِژ جَلدون) ، (حسن جان ؟ پسرم ؟ بچه عزیزم ؟ اومدی ، چشمم مونده به راه ، کجا بودی دیر کردی) ، ناخدا گاه تا چشمم به بی بی افتاد ، گریه ام گرفت ، مادرم رو می دیدم ، همون چادر سفید با گُل های ریز قرمز رو سر بی بی بود ، همون چارقد ِ یشمی با گُل های یاس سفید درشت ، خدا این خانم چقدر شبیه مادر منه ، ناخدا گاه رفتم جلو بغلش کنم ، سید که متوجه گریه من شده بود دستم گرفت و فشار داد ُ و گفت ، کجا ؟ جلو بی بی نشستم رو زمین همه مات و مبهوت منو نگاه می کردن ، گوشه چادر بی بی رو از روی خاک برداشتم و بوسیدم ، به تُرکی گفت : یاشیاسان اُقول؟ (زنده باشی پسرم) ۰۰۰
ادامه دارد ، حسن عبدی