شهید سید عباس موسوی تاکامی
تولد : ۱۳۴۵
شهادت : ۱۳۶۵
محل شهادت: عملیات کربلای ۵ در منطقه ی شلمچه و پس از ۷۴ روز پیکر پاکش به زادگاهش برگشت.
وصیت نامه ی شهید:
شهادت راهی است که تک تک ما آگاهانه و با شناخت کافی آن را پذیرفته ایم ، تنها دو راه بیشتر موجود نیست یا باید بمیرد برای زیستن و یا بماند برای مردن ، یا باید مرگ سرخ را بپذیرد و یا تن به زیر بار زندگی سیاه نهد و زندگی سیاه آغاز بندگی و ذلت است اما مرگ سرخ آغاز حرکت بسوی معبود ، بسوی الله و فنای در حق است و من که قطره ی ناچیزی از دریای بیکراان این امت جان بر کف هستم راه اول که همان شهادت است را پذیرفتم و خدا را شکر میکنم.
ای مادر عزیز ای گرانبها ترین گوهر خلقت نزد من ، مادری که قصه های تلخ زندگیت دردانه های اشک شفافت نهفته است ، مادری که زمستان با لرزیدن و تابستان با عرق ریختن دوش به دوش پدرم برای لقمه نانی زجر می کشیدی ، می دانم در طول زندگیتان جز زحمت چیز دیگری نبوده ام اما امیدوارم که در آخرت بتوانم با شهادتم زحمات شما را جبران کنم.
وقتی پیکر پاکش را آوردند، در جیب لباسش علاوه بر قرآن و عکس امام ، نامه ای بود که در قسمتی از آن نوشته بود (پدر و مادر مهربان! اگر کوتاهی کنید و به جبهه نروید ، همانند کسانی میشوید که صدای هل من ناصر ینصرنی امام حسین (ع) را شنیده باشند و بی توجهی کنند ، اگر من عزیز شما هستم ، امام حسین (ع) از همه کس عزیزتر است و هیچ چیز عزیزتر از دین خدا نیست .)
شهید#سیدعباس_موسوی_تاکامی🕊🌹
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
تولد : ۱۳۳۷
شهادت : ۱۳۶۱
در عملیات بیت المقدس
خاطره ای از شهید بزرگوار پاسدار یوسفعلی دوستی زاده روایت شده از دوستان شهید :
تقربیا سی و پنج سال پیش من و چند تا از بچه های بسیج شهید محمدی دزفول تصمیم گرفتیم به نیت شهید دوستی زاده درحسینیه روزه بگیریم
اما وقتی که می خواستیم سحری بخوریم هیچ چیز برای خوردن نداشتیم .
تا اینکه ساعت سه شب درب حسینیه به صدا در امد و ما همگی با احتیاط کامل درب حسنییه را باز کردیم
متوجه شدیم که مادر بزرگوار شهید یوسفعلی پشت درب است و یک سینی بزرگ پر از غذا اورده ما هم با احترام ایشان را به داخل حسینیه دعوت کردیم 🌹
او جریان خوابی که دیده بود برایمان تعریف کرد گفت من شب خواب یوسفعلی را دیدم به من گفت مادر چند نفر از بچه های حسینیه
می خواهند فردا روزه بگیرند ولی چیزی برای خوردن ندارند.
من هم سریع غذا درست کردم وبه درخواست پسرم برای شما اوردم.
ما نا خدا گاه گریه کردیم و تحت تاثیر خوابی که تعریف کرده بود قرار گرفتیم.
شهید یوسفعلی همانند مولا سیدالشهدا بالباس مقدس پاسداری لباس رزم دفن شدند.
شهید#یوسفعلی_دوستی_زاده 🕊🌹
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
💢 مرتضی حسین پور که همه ما به "حسین قمی" میشناختیم (فرمانده یعملیات حیدریون) بود که با بچههای کتائب سیدالشهدا (یکی از گروههای شاخص مقاومت عراق) درنقطه مشترک، مرزی بین عراق وسوریه به اسم تنف، یک پایگاه تاکتیکی زد تا جلوی پهن شدن پایگاه امریکائیها، را در منطقه بگیره
🔷 میشه گفت، حساسترین جا رو به حسین، سپردند که شاید خیلی از فرماندهانی که چند ستاره روی دوششون داشتند، ریسک حضور توی این منطقه رو قبول نکردند. چون میدونستن مستقیم، توی چشم امریکائیها هستند واین یعنی، شمارش معکوس برای یک درگیری و جنگ تمام عیار
❌ اما حسین، امتحانش رو در میدانهای خیلی سختی مثل سامرا، بیجی، فلوجه، اوجه، تکریت، عراق و دمشق، حما، حلب، تدمر سوریه پس داده بود و اینجا، به نوعی عرصه یسختترین آزمونش بود که به لطف حضرت زهرا «س»، سربلند و با غرور، ازش بیرون آمد.
📖 ماه کامل
روایت زندگی شهید مدافع حرم، فرمانده عملیات قرارگاه حیدریون؛ سردار مرتضی حسین پور شلمانی (حسین قمی)
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
#کلام_شهید...🌷اگرآمریکاوهمفکرانشبهمابگویند،
سازشکنیدتاگندمبهشمابدهیم،
مایکنانراسیوششمیلیوننفریخواهیمخورد
ولیزیرباراینذلّتنخواهیمرفت...!'
شھیدمحمّدعلی رجایی
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
📍 بخشی از زندگینامه شهید
همسر مصطفی نقل می کند : روزی قصد داشتم به منزل پدر مصطفی بروم ، یکباره دلم هوای زیارت مزار مصطفی را کرد، آن ساعت را هیچو قت به گلزار شهدا نرفته بودم ، چند دقیقه بعد از رسیدن ما خانمی که از ظاهر و لهجه اش می شد فهمید اهل مازندران نیست از راه رسید ، تا تصویر مصطفی را روی قبر دید با صدای بلند و گریه می گفت :" آقا سرهنگ تو اینجایی ؟! آقا سرهنگ چرا اینجا آمده ای ؟چرا رفتی ؟ چرا شهید شدی ؟ ما بدون تو چکار کنیم ؟"
حسابی گریه کرد ، بعد از آن متوجه حضور ما شد و فهمید من همسر مصطفی هستم ، از لهجه اش فهمیدم اهل زاهدان است ،پرسیدم : شما از کجا آمدید ؟
جواب داد: "من اهل شیر آباد (منطقه بسیار محروم اطراف زاهدان )هستم. 2 سال هست که آقای سرهنگ (منظورش مصطفی بود ) خرج مارا می داد ، برایمان گوشت و مرغ و برنج می خرید ، برای بچه هایمان عروسک و ماشین اسباب بازی می آورد. حتی پول توی جیبی به بچه ها می داد. با بچه ها فوتبال بازی می کرد ، گاهی هم از عمد گل می خورد تا آنها را خوشحال کند و به این بهانه لبخندی به لبهایشان بنشیند"
زن شیرآبادی برای دیدن خواهرش که ساکن نکا بود به مازندران آمده بود که متوجه شهادت آقای سرهنگ خودشان می شود. من تازه متوجه حکمت رفتن آن ساعتم به مزار مصطفی شدم.
#حجاب
#امام_زمان
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
🌷 آيت الله مجتهدی تهرانی(ره) :
✍ من علمای بسياری را درک كردم ، از امام خمينی گرفته تا آيت الله بروجردی و آيت الله شاه آبادی و آيت الله حائری و آیت الله سید احمد خوانساری و ... و اگر بخواهم در يک كلام نصيحت تمام بزرگان را بگويم می گويم :
👌 اگر دنيا و آخرت می خواهيد ، اگر رزق و روزی می خواهيد و در يڪ كلام اگر همه چيز می خواهيد نماز اول وقت بخوانید.
#امام_زمان
#محرم
#امام_حسین
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
🔻برید دعا کنید که شهید بشید
✍ شهید باکری یه جایی تو وصیت نامه خودش نوشته:
دعا کنید که شهید بشید وگرنه وقتی جنگ تموم بشه رزمندگان ۳ دسته میشن:
۱-اونا که از گذشتهشون پشیمونن
۲-اونا که همه چیزو یادشون میره و غرق مادیات میشن
۳-و اونایی که به گذشته خودشون وفادارن،اونا از شدت غصه دق میکنن
پس برید دعا کنید که شهید بشید!!!
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
مالکیت آسمان به نام کسانی
نوشته شده است که بر این
زمین دل نبسته اند . !🕊
شہادتهـنرمردانخـداسٺ💔'
#سلامحاجعمار🖐🏻
#شهیدمحمدحسینمحمدخانے
#خادم_الشهـداء
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
‹🤍📷›
💌 #ڪــلامشهـــید
🌹 شهید احمد علی نیری:
چهل روز گناه نکنید مطمئن باشید
چشم و گوش شما باز خواهد شد
شهید #احمد_علی_نیری
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
🔸صلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ...
ز قیل و قال جــــهان خــــسته ام تو میدانی
دلــ💔ــم هــــوای شب جــــمعهی حرم دارد...
📆 ۳۳ روز تا اربعین...
#کربلا
#استوری
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh