فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#رمضان در جبهه ها
🌿تصاویری از لحظات #افطار و #سحر و مناجاتهای رزمندگان دفاع مقدس در #ماه_مبارک_رمضان جبهه ها
#افطار ساده
#سیره اهل بیت
طاعات و عبادات شما قبول🤲🏻
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
بی گمان نیل و لبنان تو را می شناسند
ابرها باد و باران تو را می شناسند
سجده در سجده هر نیمه شب در سجودی
سوهای خرامان تو را می شناسند
آفتاب تغزل تو شعر سپیدی
بیت های زمستان تو را می شناسند
یک سحر آسمانی برایت دعا کرد
دست های جماران تو را می شناسند
بیدمجنون! چو افتاده ای سربلندی
قله ها، کوه ایمان تو را می شناسند
دهکده دهکده نان و عشق را سرودی
لهجه های فراوان تو را می شناسند
عشق هم نسبتا چیز چندان بدی نیست
قلب های پریشان تو را می شناسند
عاقبت دل به دریا زدی باخبر باش
گرگ های بیابان تو را می شناسند
نعش خود را تو سنگر به سنگر کشاندی
پس تمام شهیدان تو را می شناسند
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
کتاب شهدایی🖱⇩⇩
📚خاک های نرم کوشک ⇩⇩
نویسنده: سعید عاکف
🌷زندگینامه و خاطرات عبدالحسین برونسی،از تولد تا زمان شهادتش را روایت میکند که در قالب خاطراتی به نقل از خانواده و همرزمانش گردآوری شده است.🌷
🔸قسمت1⃣1⃣⇩
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
#امامزمان
سـلام_آقـا_جان♥️✋🏻
ایــاڪ نـعبـد و ایــاڪ نـستـعـین
یـعنـے سـلـآم مـسجـد مـولآے آخـریـن
اےجـمڪرانبـگوڪجـاستآخـریـنامــید
ایـن الشـموس الطـالعه ایـن مــه جـبـین:)
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
🔹تو بند قاتلها زیر حکم اعدام بود، این عکس رو از روزنامه کنده بود و بالای عکس بچه هاش زده بود به دیوار.
🔹ازش پرسیدیم حاجی رو دوست داشتی؟ زد رو سینهاش
🔹گفت: تعصبشو میکشم.
🔹گفتیم چرا؟
🔹گفت: چون اون موقعی که من این تو بودم خیالم راحت بود، اون بیرون یکی حواسش به ناموسم هست...
#جانفدا
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
🕊🌷آشنایی با شهیده رقیه رضایی🩸✨
🌷مهارت و تخصص: خیاطی🧵🪡
🌷اهم مسئولیت های شغلی: عضو فعال حزب جمهوری اسلامی✨
🌷نکات بارز و برجسته فردی: بسیارملاحظه کار و متواضع و خوش برخورد باوجود قبولی در کنکور پزشکی اما حوزه علمیه را انتخاب می کنند و دو سال مشغول به تحصیل شدند🕊
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
*🌷🕊رقیه در دبیرستان از شاگردان ممتاز و دوران تحصیل بسیار پر جنب و جوش و فعال بود، به ظاهرش بسیار اهمیت می داد و شیک پوش بود.
همه تلاشش را میکرد که همیشه بتواند بهترین باشد.*
🎒 درسال آخر دبیرستان تحت تأثیر انقلاب و دچار تحول فکری شد.💡 به این نتیجه رسیده بود که متعلق به این دنیا نیست و مسیر دیگری را باید انتخاب کند با آنکه می توانست یکی از بهترین رشته های دانشگاه را انتخاب کند ولی در آخرین سال تحصیلی به کسب معارف دینی گرایش پیدا کرد💡. با بی رغبتی سال تحصیلی را به پایان رساند و به حوزه علمیه قم رفت. گفته بود✨« من اگر به دانشگاه بروم می توانم جان انسانی را نجات دهم، اما می خواهم با معارف دینی روح انسان ها را صیقل بدهم»✨👌🏻
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
📚پس از گذشت یک سال از تحصیل در حوزه، احساس کرد پرداختن صرف به مطالب تئوری راضی اش نمی کند؛ به همین دلیل با تعدادی از دوستانش به کردستان رفت. در آنجا به عنوان معلم پرورشی به تربیت دختران دبیرستانی پرداخت. این زمانی بود که ضد انقلاب در کردستان توانسته بود تعدادی از جوانان را جذب خود کند.😒
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
🕊دو سال و چند ماه قبل از شهادت با همسرش آشنا شد. 💍اقوام با شناختی که از رقیه داشتند، او را به همسرش معرفی کرده بودند.آن زمان رقیه در حزب جمهوری فعالیت داشت و یکی از کانون های حزب را اداره می کرد.
وقتی با هم آشنا شدند، همسر رقیه او را بسیار نزدیک به افکار و روحیه خودش یافت.🥰
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
🌸همسرش می گوید:
«آن زمان من در سیستان و بلوچستان فعالیت می کردم. مثل رقیه در حزب جمهوری بودم و وقتی به ایشان گفتم من در سیستان کار می کنم و باید به آنجا بروم، بدون هیچ قید و شرطی پذیرفت. گفت تبعیت از همسر بر من واجب است»🥰
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
💐مهریه رقیه یک سفر حج بود و چهارده سکه طلا، ازدواج با من بخاطر رضای خود بود نه برای مادیات یا هر چیز دیگر.در همسرداری اش طوری رفتار می کرد که همه اش رضایت خدا را مد نظر داشت👌🏻. سر سوزنی از تکالیفش را چه نسبت به من و چه در رفتار با دیگران کم یا زیاد نمی کرد. خودش را فانی در خدا می دید. 👌🏻✨هر وقت می خواست کاری انجام بدهد، با خودش می اندیشید که آیا این کار رضایت خدا را در پیش دارد؟
بعد هم جوابش را به سرعت پیدا می کرد🥰
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
😊نفوذ کلام بسیار بالایی داشت . حرف که میزد به دل همه می نشست. اگر اظهار نظری می کرد همه را تحت تأثیر قرار می داد. حرفی را نمی زد که قبلش آن را سبک و سنگین نکرده باشد. از حرفهای پراکنده پرهیز داشت. غیبت نمی کرد، تهمت نمی زد.👌🏻🥰✨
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
🕊از همان روزهای اول آشنایی رقیه از فنا حرف می زد. نمی گفت شهادت، می گفت فنا. می گفت«این امکان و فرصت نصیب مردها شد که به جنگ بروند اما برای زن ها چنین امکانی فراهم نیست. دوست دارم به گونه ایی از دنیا بروم که اجر و مزد یک شهید داشته باشم.»🕊✨✨
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
زندگیمان ساده و بی آلایش بود🥰. به زیور آلات گرایشی نداشت. این برای من لذت بخش بود وقتی می دیدم از یک مراحلی گذشته است.👌🏻 او معتقد بود 🩸شهید واقعی کسی است که با تمام وجود وظیفه اش را انجام دهد.🌧
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
🩸نحوه شهادت🕊
سال 66 با پدر و برادرش به نیابت از مادرش به سفر حج واجب رفت.🕋 دو تا از خواهرهای من هم با کاروان دیگری به سفر حج مشرف شده بودند. روز جمعه رقیه را آنجا دیدند و می گفتند«در رفتارش یک جور سبکبالی دیده می شد انگار از خوشحال در پوست خود نمی گنجید» 🥰به آنها گفته بودند که باید با آب زمزم غسل شهادت کنم. او در راهپیمائی برائت از مشرکین در مکه مکرمه به شهادت رسید.🩸🕊☁️✨✨✨✨✨✨
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
4_829331087908929563.mp3
3.96M
صوت جز پنجم از قرآن کریم( ::🌸🌱::)
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
آسمان شکافته شد ⛈و #سرداری از سرداران آزادی خواه را طلب کرد
امروز کسی به لقاء الله پیوست که #الگوی مبارزان زاهد👮🏻♂
و سرمشق مجاهدان راه دین، آزادی، ملت ها و #اعجوبه جنگ های #منظم و نامنظم بود.🍃
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh