eitaa logo
🕊کانال شهیدمحمدنکاحی🕊
233 دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.4هزار ویدیو
30 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
•••🍃 یا محمّد (ص) 💚 🌺تا داشته ام، فقط تو را داشته ام 💚با نام تو قد و قامت افراشته ام 🌺بوی صلوات می دهد دستانم 💚از بس که گل محمدی کاشته ام 🌺شروع هفته تون معطر به ذکر 💚صلوات بر محمد وآل محمد 🌺 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ 🌺 ❤️@shahidnekahi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
•••🍃🌺 محمد(ص) 💗 شــافع روز پسیـن است 🌸 محمد(ص) 💗 رحمــة للعـالمین اسـت 🌸 محمد (ص) 💗 هم بشیر و هم نذیر است 🌸 محمد(ص) 💗 در دو عالم بی نظیر است 🌸 💗پیشاپیش میلاد پیـامبـر رحمت مبارک باد 🌸 ❤️@shahidnekahi
1623739897_D1kA7.mp3
5.35M
عاشقان وقت نماز است اذان میگویند🌺 🕌 اذان با صوت زیبا و دلنشین استاد موذن زاده اردبیلی🤗
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 قسمتی از زندگی و ویژگی‌های شهید دفاع مقدس شهید حمید (على اصغر) اندوهگین، انسانى مؤمن و با اخلاص بود، صفاى دل و بینش عمیقى داشت؛ با قرآن واقعاً مانوس و یار بود، سوز دعا و نیایش او زبانزد بود، نسبت به اداى حق دیگران بسیار مقید بود، فردى صمیمى و مهمان نواز بود و به صله ارحام توجه داشت، به محرومین و خانواده شهدا ارادت بسزایى داشت و به روحانیت نیز به شدت علاقه‏ مند بود. به پدر و مادر خود بسیار احترام مى‏‌گذاشت. حمید اندوهگین، با وجود مشغله زیاد در جبهه، توانست در کنکور سراسرى دانشگاه شرکت نماید و در رشته مهندسی الکترونیک دانشگاه اصفهان قبول شود، علاقه وافر او به ائمه اطهار باعث شد از دانشگاه اصفهان به دانشگاه مشهد منتقل شود و در جوار امام رضا (ع) آن دانشمند خاندان پیامبر به تحصیل علم بپردازد. ❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج❤️ 👇 ♥️ @shahidnekahi
🌷 (۲ / ۱) ! 🌷سال۱۳۶۲ در اردوگاه کوهدشت، چند روزی بود که یک روحانی حدود ۱۶_۱۵ ساله بسیار متین، مؤدب، با وقار، سفیدرو، خوش لباس (با عبا و لباده و عمامه سفید) به گردان معرفی شده بود. او در طول روز بنا به میل خودش همانند سایر رزمنده‌ها به امورات آموزش و ورزش رسیدگی می‌کرد و به هنگام نماز، امامت جماعت گردان را بر عهده داشت. این نوجوان کم سن و سال ضعیف الجثه و خوش سیما، طلبه‌ای بسیار مومن، متقی، اهل مطالعه و پرتلاش بود و.... 🌷و مباحث حوزوی را در ساعاتی از روز نزد حجت الاسلام ثمری، مسئول حوزه نمایندگی امام در تیپ سیدالشهدا (ع) ادامه می‌داد. او مثل سایر رزمنده‌های هم سن و سال خود، شاداب، با نشاط، بازیگوش، شوخ طبع، صمیمی و دوست داشتنی بود. بعد از عملیات والفجر۴ در دشت شیلر (مریوان) که جاده‌ها باریک بود و بر اثر بارش باران، لغزنده شده و امکان تردد خودرو نبود؛ به وسیله قاطر، غذا و مهمات به نیروها رسانده می‌شد. حاج آقای روحانی گردان، با لباس بسیجی خاکی و با چکمه و عمامه، یک روز.... 🌷یک روز در پشت جبهه مرا به کناری کشید و با خجالت گفت: خیلی دوست دارم سوار یکی از این قاطرها بشوم. گفتم: خُب اشکالی ندارد؛ سوار شو. گفت: از نظر شما اشکالی ندارد من که یک روحانی هستم، سوار قاطر بشوم؟! گفتم: نه، مثل سایر رزمنده‌ها برای انتقال غذا و مهمات شما هم به همراه حاج آقا بهشتی مسئول تدارکات؛ سوار یکی از این قاطرها بشو. گفت: آخر قدّم نمی­‌رسد که سوار شوم. یک کم هم می‌ترسم؛ باید مواظبم باشید و کمکم کنید. من.... .... ❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج❤️ 👇 ♥️ @shahidnekahi
🕊کانال شهیدمحمدنکاحی🕊
#هر_روز_با_شهدا 🌷 #قسمت_اول (۲ / ۱) #اگر_برای_سنگ_می‌خواندم_می‌شکافت! 🌷سال۱۳۶۲ در اردوگاه کوهدشت،
🌷 🌷 (۲ / ۲) ! 🌷....من شخصاً کمکش کردم تا سوار قاطر شد. کمی در همان اطراف چرخی زد و بعد از آن ترسش ریخت. شیوه صحبت کردن و تُن صدای او همانند صدای آیت الله جوادی آملی بود. بعد از فریضه نماز جماعت نیم ساعتی صحبت می‌کرد و احکام و روایات می‌خواند و صحبت را با روضه ختم می‌کرد. چند روزی بود که در گردان برنامه داشت و با شور و هیجان خاصی صحبت می‌کرد و با همان حال هم روضه می‌خواند. خودش هم در حین خواندن روضه، گریه می‌کرد اما.... 🌷اما چون کم سن و سال بود، معمولاً با روضه او بچه‌ها به گریه نمی‌افتادند و بِرّ و بِرّ به او نگاه می‌کردند. بعد از چند جلسه و تکرار این صحنه‌ها، یک‌بار در حین روضه با شدت و عصبانیت گفت: من اگر این روضه را برای سنگ می‌خواندم، سنگ می‌شکافت و خرد می‌شد؛ دل شما از سنگ هم سفت‌تر است که این مصیبت‌ها را می‌شنوید ولی گریه نمی‌کنید! او بعد از این تذکر تغییر را در چهره بچه‌ها دید و دوستان هم مراعات حالش را کردند. 🌷البته کلماتش هم تأثیرگذار شده بود. همین تأثیر کلام و علاقه برادران به او باعث شد که تا پایان جنگ در دفعات متعدد وقتی به جبهه اعزام می‌شد مدتی را به عنوان روحانی در این گردان می‌ماند که انصافاً هر بار که در جمع گردان حاضر می‌شد از توانایی بهتر، علم برتر و صفای بیشتری برخوردار بود و به همان اندازه هم رزمندگان از وجودش بیشتر بهره مند می‌شدند. این برادر عزیز، حجت الاسلام حاج آقای گرامی بودند که اسم کوچکشان یادم نیست! : رزمنده دلاور سردار حاج محمدعلی فلکی، فرمانده تیپ ادوات لشکر ۱۰ سیدالشهدا (علیه السلام) منبع: پایگاه خبری _ تحلیلی مشرق نیوز ❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج❤️ 👇 ♥️ @shahidnekahi
بحق امام زمان عج ما را در انجام فرائض دینی موفق کن..❤️
شب ها بیشتر دعا کنید این وقت ها خدا خیلی تنهاست و دلخوشی اش چراغ روشن اتاق شماست بی صدا می آید، میبیند، مستجاب میکند روی ماهتان را میبوسد و آرام می رود ..❤️
می‌گويند : کربلا قسمت نيست،دعوت است! ! من معنی قسمت و دعوت را نميدانم، اما تو معنی طاقت را ميدانی مگر نه؟...⏳❤️
💙 يك شب دیگه و یه خلوت شب بین تو و خدای خودت و یه سجاده که بوی بهشت میده.. در قنوت مون, برای هم طلب بخشش کنیم😔 🌸اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا🌸 در دفتر حضور و غیاب ضیافت امشب حضور مارا بپذیر و در کلاس بندگی ات مارا جزو بهترینها قرار بده🙏 ❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ الفَرَج❤️