eitaa logo
کانال رسمی شهید امید اکبری
1.1هزار دنبال‌کننده
6.2هزار عکس
2.4هزار ویدیو
40 فایل
اِلهی به #اُمید تو ♡.. "خیلی به حضرت رقیه ارادت داشت.." شهــــیدمدافـع‌وطـــن امیداڪبری🍃🥀 از شهدای حادثه تروریستی میلـاد: ۶۸/۱۰/۰۲ اصفهــان شهــادت: ۹۷/۱۱/۲۴ خاش_زاهدان ارتباط با ما: @shahidomidakbariii
مشاهده در ایتا
دانلود
زیارت عاشورا امروز به نیابت از شهید رضا سلندری
امام علی علیه السلام: 🔷بادِرِ الفُرصَةَ قَبلَ أن تكونَ غُصّةً فرصت را درياب ، پيش از آن كه از دست دادنش موجب اندوه گردد. 📗 نهج البلاغه، نامه31 ڪانال 🌸🍃 @shahidomidakbari
کانال رسمی شهید امید اکبری
زیارت عاشورا امروز به نیابت از شهید رضا سلندری
💔 انسان تا زمانیکه سرش در وقت غنیمت شمرده نعمت است. زیرا ما باید همیشه زندگی خودمان را لحظه ای بدانیم پس باید هرچه فعالتر در جهت جمع آوری توشه و سرمایه اخروی کوشا بوده تا فردا در برابر امام عرق نریزیم وشرمنده نباشیم. ڪانال @shahidomidakbari
دلتنگی یعنی حال من😭 کانال🌱✨ @Shahidomidakbari
خدایا دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین میرسد، بلندم کن🌹 کانال🌱✨ @Shahidomidakbari
فرمود: شیعیان ما را وقت نماز امتحان کنید..
کانال رسمی شهید امید اکبری
💕 #لات_های_بهشتی #تهرانی۲ گفتم: «برو یه گشتی بزن و نیم ساعت دیگه بیا»...😐 زنگ زدم به کارگزینی و
💔 ۳ یک روز یکی از بچه ها بهم گفت: «این تهرانی واقعا بچه نترسیه ها🙃... وقتی فرستادیش زیر آتش،😰💥🔥 مرتب تیر مےخورد اطرافش اما !😌 حتی عکس العمل نشان نمےداد!😨خیلی آرام و بی هیچ ترسی مےرفت و مےآمد.» بچه ها باهاش نمےجوشیدند. خودش هم از بچه ها دوری مےکرد.😕😔 همیشه یک گوشه تنها مےنشست.😔 یک روز بهش گفتم: «چیه تهرانی؟ چرا پکری؟»🤔 گفت: «نه پکر نیستم! 😔 اما این بچه ها فکر مےکنند با یه آدم لات عوضی طرفن!😔😕 با ما خوش مشربی نمےکنن!😔 تحویلمان نمےگیرن.»😔 مےخواستم فضارو عوض کنم، خندیدم و گفتم: «تهرانی!خداییش خلاف بودیا»؟!!!🙃😉 با ته لهجه لاتی گفت: «ببین!☝️ من همه کار کرده ام . هرکاری که فکر کنی و توی ذهنت بیاری من کرده ام .😔 همه محله های خلاف تهران من رو مےشناسن😔 ولی الان اومدم اینجا و خودم روشن کنم. ببینم من همون راه رو بایِس برم یا نه🤔؟ مےخوام ببینم خدا با من چیکار میکنه »؟!🤔😔 گفتم: «تهرانی! شنیدم نماز هم نمےخونی »؟!🤔 گفت: «به جون مادرم دُرُس بلد نیستم ! مےترسم آبروریزی بشه جلوی بچه ها.»😅 به یکی از بچه های طلبه گفتم: «به تهرانی نماز یاد بده»!! گفت: «آخه این سن بابابزرگ منو داره !خجالت می کشم.»😥 گفتم: «فقط وقتی مےخوای نماز بخونی بلندتر و آروم تر بخون»🙂 بعد رفتم پیش تهرانی و گفتم: «حواست به این طلبه باشه هر جا رفت نماز بخونه کنارش وایسا و هرکاری کرد هرچی خوند تو هم همان را بکن»!!😉 دو سه روز بعد تهرانی اومد و خیلی شاکی بود 😡😠گفت: "این طلبه نمازاش طول مےکشه!!!😩😫 من اینجوری نمےتونم"!!!😠😕 گفتم: "خب یه خورده تحمل کن تا یاد بگیری! بعد خودت هر جوری خواستی بخون"!!🙄 کم کم بچه ها باهاش خودمونی شدند و چیزهای دیگه هم یادش دادند. 😊☺️ او هم با علاقه، یاد مےگرفت... یواش یواش مثل بقیه بچه ها شده بود. همه باهاش دوست شده بودند🤗 دیگر از آن گذشته طولانی، فقط یک برایش باقی مانده بود... 😊☺️ ڪانال @shahidomidakbari
وسط جبهه و جنگ یه گوشه‌ی خلوت پیدا میکرد و مینشست با خدا درد و دل میکرد ... " استغفار و آرزوی شهادت " تو جاے گرم و نرمم نشستم و تنها دلیلم حال نداشتنمه ، مدعی‌ام فقط ! [ ازشهیدشدن‌ فقط‌ آرزو‌شو‌ دارم..] ... ڪانال 🌸🍃 @shahidomidakbari
بازی اسم فامیل بود... اسم با [شین] رو نوشته بود ... کلی بهش خندیدیم! بعداً که شهید شد فهمیدیم چه قدر عاشق بوده ...💛 ڪانال 🌸🍃 @shahidomidakbari