#تاریخ_مکتوم
📜 برگی از تاریخ ناگفته و ناشنیده🔰
✍ به بهانه ایام سالمرگ قلم زنِ دین ستیز، علیاکبر دَخو، معروف به #دهخدا، اشتهار به وابستگی به فرقه های #بابی #ازلی/۷ اسفند ۱۳۳۴ ش
⁉️ به راستی رژیم دیکتاتوری و وابسته پهلوی، با چه انگیزه ای و برای رسیدن به چه هدفی، مأموریت نوشتن لغت نامه ایران را به هجو نویس دین ستیز، علی اکبر دخو(دهخدا) سپرد!!!؟
در میان سطور حجیم این لغت نامه چه مطالبی گنجانده شد، که نباید می شد!؟ و چه مطالبی باید گنجانده می شد، که نشد!؟...
✍ آشنایی با ماهیت دهخدا در چهار پرده، بعلاوه بررسی هفته نامه دین ستیز صور اسرافیل 🔰
☑️ پردهی اول: دشمنی با مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری(ره) زعیم نهضت اسلام خواهی مشروطه(مشروعه) و تخریب شخصیت ایشان
☑️ پردهی دوم: چرندیات ازلی
☑️ پردهی سوم: دهخدا از زبان مدرسی چهاردهی
☑️ پردهی چهارم: نگاهی به لغتنامه دهخدا
✍ مطلب کامل به همراه منابع، اندیشکده مطالعات یهود👇
http://jscenter.ir/slave-jews/muslim-zionism/10453
☑️ بررسی ماهیت جهانگیر شیرازی(مدیر هفته نامه صوراسرافیل، سوسیالیست و عضو انجمن های مخفی فراماسونی) و علی اکبر دخو(معروف به دهخدا، سردبیر هفته نامه صوراسرافیل، که قلم مسموم وی و توهین های وقاحت آمیزش نسبت به دین و اعتقادات مذهبی، باعث شد در مقطعی از ترس خشم مردم، از کشور فرار کند) کامل مطلب، پرتال جامع علوم انسانی👇
http://ensani.ir/fa/article/46437/
✍ انتشار توهین های هدفمند و وقاحت آمیز، نسبت به ساحت مقدس علامه شیخ فضل الله نوری(ره)، در شماره ۱۵ نشریه دین ستیز صوراسرافیل(ارگان سوسیالیست ها در عصر مشروطه)/ ۱۵ جمادی الاول ۱۳۲۵ ق صورت گرفت./ منبع: سالشمار شیخ، ک، تنهای شکیبا، ص ۵۸۱
💠 دکتر منصوره اتحادیه، مورخ و پژوهشگر شهیر معاصر:🔰
شیخ فضل الله خیلی زود متوجه برخی نیرنگها در مشروطه شد. قانونی که از مجلس مشروطه می گذشت، برگرفته از قوانین غربی بود و شیخ به عنوان یک مجتهد [مرجع تقلید]، نمی توانست بپذیرد. او می گوید من تعدادی از مجلسیان را قبول ندارم، چون سوسیالیست هستند (منکر خدا هستند)، شیخ درست می گفت، واقعا" سوسیالیست ها در مجلس بودند، حتی روزنامه صوراسرافیل [با مدیریت جهانگیر خان و سردبیری علی اکبر دهخدا] که شیخ را مورد حمله قرار می داد، ارگان سوسیالیست ها بود. شیخ فضل الله در مقابل التقاطی که در لوای اسلام پدید آمده بود ایستاد./گفتگو با پیام فضلی نژاد، برنامه شوکران، شبکه چهار سیما، ۹۸ ش
⁉️طراحی نقشه قتل علامه شیخ فضل الله نوری(ره) در منزل ملک المتکلمین!🔰
فراماسون مهدی ملکزاده (فرزند نصرالله بهشتی بابی ازلی ماسون معروف به ملک المتکلمین) در کتاب خود به تشکیل جلسه ای در منزل پدری(با حضور پدرش)، برای طراحی نقشه قتل علامه شیخ فضل الله نوری(ره)، اعتراف می کند. این جلسه با حضور تنی چند از اعضاء انجمن مخفی ماسونی از جمله جهانگیر شیرازی (صوراسرافیل) و بابی ازلی ماسون، سید جمال واعظ اصفهانی (پدر محمد علی جمالزاده لائیک) برگزار شد...!در این جلسه حاضرین تصمیم قطعی خود را برای کشتن علامه شیخ فضل الله، اعلام کردند./ک، مشروطه از آغاز تا سرانجام، ص ۴۴۰ به نقل از ک، تاریخ انقلاب مشروطه، ملکزاده، کتاب سوم صص۶۲۳-۶۲۵
✳️ @ShahidRabe
✍ به بهانه سالگرد درگذشت حجتالاسلام و المسلمین سید هادی خسرو شاهی، محقق، نویسنده و مورّخ معاصر/ در ۸ اسفند ماه ۱۳۹۸ش
🌹«رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات»
اللّهُمَّ صَلّ عَلَی محَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجّل فَرَجَهُم
💠 پیام تسلیت امام خامنه ای (حفظه الله) در پی درگذشت
حجةالاسلام والمسلمین سیدهادی خسروشاهی
رفیق دیرین اینجانب
بسم الله الرحمن الرحیم
درگذشت عالم مجاهد مرحوم حجةالاسلام والمسلمین آقای حاج سیدهادی خسروشاهی رحمةاللهعلیه را به خاندان محترم و بازماندگان و ارادتمندان و علاقمندان به آثار قلمی ایشان تسلیت عرض میکنم. ایشان عنصری خستگیناپذیر در تبلیغ معارف اسلامی بهوسیلهی نگارش مقالات و ترجمهها و کتابهای متعدد در مدت ۶۰ سال از زندگی خویش بودند و انگیزه و همتی کمنظیر در تلاش برای تقریب مذاهب اسلامی و اتحاد مسلمین به کار میبردند. تلاشهای دیپلماسی در دوران جمهوری اسلامی در واتیکان و قاهره نیز بخش دیگری از مجاهدت این رفیق دیرین اینجانب بود. از خداوند متعال رحمت و مغفرت و حشر با اجداد طاهرین را برای ایشان مسألت میکنم.
سیّدعلی خامنهای ۱۰ اسفند ۱۳۹۸
✍اشاره:
سوم اسفندماه، سالگشت درگذشت پژوهشگر معاصر حجت الاسلام و المسلمین مرحوم دکتر علی ابوالحسنی (منذر) بود.
در ادامه متن ویرایش شده سخنرانی استاد سید هادی خسروشاهی درباره ایشان که در سالن اجتماعات حوزه هنری ایراد شده است، می آید.
این مراسم توسط «موسسه مطالعات تاریخ معاصر» برگزار شده بود و جمعی از اهالی فرهنگ و تاریخ در آن شرکت داشتند و اساتید دیگری نیز در آن به ایراد سخن پرداختند.
و دریغا که قسمت این بود که خود استاد خسروشاهی نیز در اسفند ماه و در ایام درگذشت استاد منذر(ره)، دعوت حق را لبیک گوید.(روحشان قرین رحمت الهی)
🔰ادامه در بخش دوم🔰
🔰بخش دوم🔰
🎙سخنراني تاریخ پژوه شهیر، مرحوم حجت الاسلام والمسلمین سید هادی خسروشاهي در بزرگداشت پژوهشگر فقید استاد علی ابوالحسنی(منذر) رضوان الله تعالی علیهما
💠 استاد فقید خسروشاهی:
مرحوم ابوالحسنی کتاب مستقلی در رد اتهامات شیخ فضلالله نوری(ره) نوشته و کذب بودن آنها را افشا کرده است. نام این کتاب کالبدشکافی چند شایعه درباره شیخ شهید است.[شایعات] و اتهاماتی که کسانی چون[ماسون ها]، کسروی، ملکزاده، ادوارد براون، دولتآبادی و... به ایشان زدهاند، ...
کامل مطلب👇
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
این جلسه به عنوان بزرگداشت پژوهشگر سخت کوش و موفق مرحوم حجة الاسلام و المسلمین شیخ علی ابوالحسنی (منذر) برگزار میشود و از این حقیر خواستند که چند کلمه ای درباره آثار ایشان، سخن بگویم. مرحوم منذر حدود پنجاه جلد اثر تألیفی، علاوه بر ده ها مقاله پژوهشی منتشر شده دارد که همگی ارزشمند و محققانه است؛ ولی یکی از کارهای ماندگار ایشان، تحقیق درباره مسائل عصر مشروطیت است... از جمله تألیف دوازده جلد کتاب درباره آیة الله شهید شیخ فضل الله نوری است که در آن دوران پس از مبارزه ای سخت و شیوع اتهاماتی بی اساس و ناروا علیه ایشان، در دوران سرپرستی یپرم خان ارمنی بر نظمیّه، در تهران به دار آویخته شد.
مرحوم ابوالحسنی، درباره اتهامات مربوط به شیخ شهید، تحقیق ویژه ای دارد، ولی پیش از اشاره به آن، بی مناسبت نیست که به مسئله این قصۀ دراز تهمت زنی و افترا و بهتان که سابقه تاریخی دارد، اشاره ای بشود. به شهادت تاریخ از انبیاء اولی العزم و زمان حضرت نوح ـ به تعبیر قرآن ـ بگیرید تا برسید به زمان های بعدی و دوران ائمه اطهار و سپس علماء عظام که همواره و در طول تاریخ این پدیده زشت استمرار داشته و در زمان ما هم همچنان ادامه دارد. در مورد معاصرین، یا علماء دو قرن اخیر، میتوان فهرست وار به چند مورد اشاره نمود.
البته نخست باید اشاره کنم که تهمتهای شایع به دو بخش تقسیم میگردد. بخشی خاص علماء و مراجع تقلید است که خیلی هم با مسائل سیاسی کار ندارد... که این گروه نوعاً متهم به شذوذ در افکار و انحراف عقیدتی میشوند.
مثلاً مرحوم آیة الله شیخ محمدحسین کاشف الغطاء عالم بزرگ معروف نجف اشرف، در سفری به شبه قاره هند و پاکستان، وقتی دید که ادای شهادت ثالثه در اذان، موجب اختلاف و حتی کشتار شیعیان میگردد، پیشنهاد نمود که آن بخش از اذان که به عنوان تیمُن و تبرک نه جزئیت ذکر میشود، حذف گردد که بلافاصله متهم به انحراف عقیدتی شد و ایشان مجبور به ترک آن منطقه گردید.
مرحوم علامه سید محسن امین عاملی وقتی التنزیّه خود را در حرمت عزاداریهای نامشروع منتشر ساخت، باز متهم به انحراف عقیدتی گردید. که علاوه بر تظاهرات و تشکیل اجتماعات بر ضد وی، قصیده ای نیز در قدح و ذم ایشان سروده شد که در مراسم و مجالس عزاداری بطور علنی علیه ایشان خوانده میشد!
مرجع بزرگ آیة الله سید محسن حکیم پس از انتشار کتاب گرانسنگ فقهی: «مستمسک العروة الوثقی» متهم به ارتداد! و خروج از دین شد و حتی رساله ای تحت عنوان «أفتی الحکیم» منتشر گردید، چون مستمسک شامل بعضی از فتاوی جدید و مخالف آراء علماء پیشین بود... این رساله را که در ایران نیز ترجمه و در تبریز چاپ شد، با امضا «هیئت علمی حوزه نجف اشرف» منتشر ساختند.
در حوزه علمیه قم نیز، پس از آغاز نهضت امام خمینی در سال 42، 7 رساله بر ضد مراجع به ویژه حضرت امام خمینی (ره) منتشر گردید که امضای «مصلحین حوزه علمیه»! را داشت و قبل از اتهامات بی شرمانۀ این جزوهها، میدانیم که امام به علت تدریس اسفار و برگزاری جلسات درس اخلاق، مورد هجمه متحجرین واقع گردیده بود ـ همانطور که خود امام اشاره کردند ـ بعضیها حتی از لیوان فرزند ایشان که در فیضیه آب خورده بود، استفاده نمی کردند!
بعد از ایشان نوبت به علامه بزرگوار سید محمدحسین طباطبائی رسید که باز به علت تدریس اسفار و تألیف تفسیر عظیم المیزان متهم به انکار معاد جسمانی و ارتداد گردید و بعضیها در فکر تکفیر رسمی ایشان بودند که با دخالت بعضی از مراجع وقت، موضوع منتفی گردید و که بنده در خاطرات خود مربوط به ایشان، به داستان آن به تفصیل پرداخته ام. این نوعی از اتهامات است درباره علماء و مراجع بزرگوار...
بخش دیگری از اتهامات صرفاً سیاسی است. که متوجه عناصر و شخصیتهای تأثیرگذار در جامعه میگردد. مثلاً: سید جمال الدین حسینی که یا جاسوس روس و انگلیس بوده و فراماسون و یا جاهطلب و همگام با شاهان و سلاطین... و یا بی دین و ملحد و بی نماز ختنه نشده!... خود سید در دستخطی، اتهاماتی را که متوجه او شده است، چنین میشمارد:
«هو العالم بالسرائر
🔰ادامه در بخش سوم🔰
🔰بخش سوم🔰
معلوم خُلّان بهتر از جان بوده باشد که طائفه انگریزیه اروسم میخوانند و فرقه اسلامیه مجوسم میدانند، سنی، رافضی و شیعه، ناصبی، بعضی از اخیار چهار یاریه، وهابیم گمان کردهاند و برخی از ابرار امامیه، بابیم پنداشتهاند. الهیان، دهری و متقیان، فاسقِ از تقوی بری، عالمان، جاهل نادان و مؤمنان، فاجر بیایمان انگاشتهاند. نه کافرم به خود میخواند و نه مسلم از خود میداند. از مسجد مطرود و از دیر مردود. حیران شدهام که به کدام در آویزم و با کدام به مجادله برخیزم؟… الغریب فی البلدان و الطرید عن الاوطان
جمالالدین الحسینی».
بعد از سید جمال الدین نوبت به آیة الله کاشانی میرسد که علاوه بر شرکت در مدیریت جنگ مسلحانه علیه نیروهای اشغالگر انگلیس در عراق و محکومیت به اعدام توسط اشغالگران، یعنی پس از عمری مبارزه بر ضد انگلیس، توسط دوستان ملی گرا در ایران!، متهم به انگلیسی بودن میشود. (رجوع کنید به جرائد دوران نهضت ملی، مانند: شورش، پرخاش، جبهه و غیره)
قبل از این مرحله هم طبق گزارشهای موجود دولتی!، ایشان با آلمان هیتلری! در ارتباط بوده است و پس از کودتای 28 مرداد هم باز دوستان با استناد به نوشته یک نویسنده امریکایی درباره عملیات آژاکس ـ کودتا ـ، مدعی میشوند که امریکاییها ده هزار دلار بر ای ایشان فرستاده اند که البته خود نویسنده میگوید «معلوم نیست این پول به آیة الله پرداخت شده باشد»، ولی دوستان! در چند ترجمه از آن نوشتار، آن اتهام را همچنان نقل میکنند.
باز میگردیم به امام خمینی که علاوه بر متحجران حوزوی و اتهامات آنها، رژیم شاه نیز پس از احساس خطر از قیام ایشان به افسانه بافی پرداخت. نخست خود شاه و سپس ژنرال پاکروان، ادعا کردند که گویا عبدالناصر برای امام پول فرستاده است! شاه در سخنرانی خود گفت: چگونه یک شیعه از یک سنی کمک میگیرد؟ و تیمسار پاکروان مدعی شد که شخصی را گرفته اند به نام علی الجوجو که از طرف مصر پول آورده است... و روی آن مانور زیادی دادند و در رسانهها وعده محاکمه علنی فرد مزبور را دادند. اما این اتهام را سرتیپ منوچهرهاشمی رئیس اداره ضد جاسوسی ساواک در کتاب خود «داوری» در کارنامه جاسوسی ساواک که به این داستان میپردازد، اصل موضوع را رد میکند و مینویسد که پس از بررسی کامل پرونده، متوجه شدم که قصه از اساس جعلی و دروغ است و چند نفر برای خوشرقصی پس از شکنجه یک جوان لبنانی، از او اعتراف گرفته اند... چون آن جوان برای خرید طلا و جواهرات برای صاحبکار خود در بیروت، پول برای آقای نقره چی در بازار آورده بوده که در فرودگاه دستگیر میشود... بعد شرح میدهد که موضوع را به تیمسار فردوست گفتم که نپذیرفت.. مجبور شدم که با پاکروان در میان بگذارم... و اسناد را ارائه دادم، او گفت من خود با اعلیحضرت در میان میگذارم... و بعد موضوع مسکوت ماند.
از سوی دیگر، فتحی الدیب مأمور امنیتی عبدالناصر، در کتاب خود «عبدالناصر و ثورة ایران»، مدعی میشود که ناصر به انقلاب ایران کمک کرده است... و محمدحسنین هیکل مینویسد که 150 هزار دلار توسط سوریه به ایران فرستاده شد که لو رفت، و در فرودگاه (؟) طرف را گرفتند!...
البته این قصه نیز از اساس مجعول بود و اینجانب کتابی در این زمینه در موقع اقامت در قاهره نوشته و منتشر ساختم و در آن همه اسناد را درباره جعلی بودن خبر آورده ام. (این کتاب به فارسی هم ترجمه و چاپ شده است)
البته این ها نمونههایی از مسئله شیوع اتهامات در قرن اخیر است. اما در عصر مشروطیت هم باز عناصر تأثیرگذار و علماء مورد احترام و قبول مردم، یا خودخواه و متحجر و موقوفه خوار و هوادار استبداد و محمدعلی شاه شدند یا باز مأمور انگلیس.
در این رابطه، شیخ شهید، [مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری] با اتهامات عجیب و غریبی روبرو میشود که مرحوم ابوالحسنی در کتابی مستقلی به آنها میپردازد. مرحوم شیخ علی ابوالحسنی (منذر) که اهتمام خاصی به تاریخ معاصر داشت و بیشترین مجلدات آثار پنجاه گانه او درباره مسائل تاریخ معاصر به ویژه مشروطیت و بالأخص شهید شیخ فضل الله نوری است، علاوه بر کتاب «پایداری تا پای دار»، درباره حیات پربار علمی و اجتماعی و سیاسی شیخ شهید و کتاب و تحلیلی از نقش شیخ در نهضت تحریم تنباکو، در مجموعه دوازده جلدی کتاب خود به شرح ابعاد گونه گون شخیصت شیخ شهید پرداخته است که بنده 8 جلد آن را دارم و شاید چهار جلد دیگر چاپ نشده و یا جناب حقانی آنها را هنوز لطف نکرده اند...!
یکی از این مجلدات دوازده گانه کالبدشکافی چند شایعه درباره شیخ شهید است و اتهامات گوناگون در آن مطرح و پاسخ داده شده که از آن جمله «فروش مدرسه چال» به بانک استقراضی روسیه است. مدرسه چال در نزدیکی امام زاده «سید ولی»، در منطقه بازار قرار داشت، زمین مخروبه ای بود که انبار طوافها و زغال فروشها شده بود...
🔰ادامه در بخش چهارم🔰
🔰بخش چهارم/پایانی🔰
مدعیان گفتند که شیخ آن زمین مخروبه و یا انباری را به بانک استقراضی روسیه به عنوان حاکم شرع، فروخته است.
یکی دیگر از اتهامات، دریافت 7 هزار تومان از دربار قاجار برای تقویت سلطنت قجریها بود. مدعیان تاریخ نگاری مانند: احمد کسروی، ادوارد براون، ملک زاده و دولت آبادی،[که همگی فراماسون بودند] این تهمت را [از روی عناد و برای تخریب شیخ شهید] در کتابهای خود نقل کرده اند بدون آنکه مدرک و سندی مورد قبول ارائه نمایند.
دریافت رشوه از اتابک برای تقویت وی هم یکی دیگر از اتهاماتی است که باز احمد کسروی و هم پالگیهایش آن را با شرح و بسط در کتابهای خود نقل کرده اند و حتی کسروی مدعی شده که شیخ شهید به هنگام تحصن در حضرت عبدالعظیم (سال 1325 هـ ) از امین السلطان یا اتابک اعظم پول میگرفته است! در حالیکه کسروی خود معاصر مشروطیت بود و باید با حقایق آشنا باشد ولی معلوم است که از روی عناد، بی پروا این اتهام را نقل میکند! البته مرحوم ابوالحسنی، با اسناد و مدارک، به یکایک این اتهامات پاسخ داده است که قابل تقدیر است، چون برای اولین بار به طول مستقل و مستدل به این موضوع پرداخته شده است.
مرحوم ابوالحسنی، در کتاب ارزشمند دیگر خود که درباره زمانه و کارنامه آیة الله سید محمدکاظم طباطبائی یزدی[صاحب عروه و از دوستان و همفکران علامه شیخ فضل الله نوری] تألیف نموده، به تناسب بررسی مواضع سید در صدر مشروطه، به مطلبی میپردازد که به نحوی اظهارنظر ایشان راجع به مشروطه نقل میشود و آن تلگراف مرحوم سید، به علمای آذربایجان، در رابطه با سفر جد مرحوم اینجانب آیة الله حاج سید احمد آقا خسروشاهی به نجف اشرف و گفتگوی ایشان با مراجع درباره مشروطیت و تأسیس عدالت خانه است.
جد بزرگوار حقیر، در آغاز مشروطیت همراه دیگر علماء بلاد از آن استقبال کردند ولی عملکرد مشروطه خواهان سکولار ـ مانند تقی زاده ها ـ در تبریز باعث گردید که مانند اغلب علما آن دیار از تأیید مشروطیت خودداری کنند...
در آن دوران ایشان سفری به عتبات عالیات ـ طبق روش سالانه ـ میکنند که موجب اشاعۀ اتهام «سفر برای دفاع از استبداد»! بر ضد ایشان میگردد...
بنده چند سال قبل که به بررسی اسناد سید جمال الدین در بایگانی راکد وزارت امور خارجه میپرداختم به سندی یا گزارشی ـ مربوط به سال 1325 هـ ـ برخوردم که گزارشگری از نجف، آن را به مرکز فرستاده و در آن اشاره کرده که حاج سید احمدآقا خسروشاهی گویا برای تثبیت استبداد و بقاء محمدعلی شاه از طرف وی به نجف آمده تا با مراجع مذاکره کند!
کپی این گزارش را بنده برداشتم و به دنبال آن بودم که روزی به تحقیق درباره آن بپردازم که اتفاقاً شیخ ابوالحسنی در کتاب خود درباره مرحوم آیة الله سید کاظم یزدی به آن پرداخته و تلگرافی از سید را نقل نموده و اشاره کرده است که تگرافهای دیگر مراجع نجف در این موضوع در جریده ملی چاپ تبریز به سال 1325 آمده است. و این البته دقت نظر و نکته بینی مرحوم منذر را نشان میدهد و البته همین اشاره به این نکته، باعث شد که بنده توسط یکی از دوستان، اصل آن شماره از روزنامه را به دست آورم که خیلی جالب بود.
در واقع یک شماره یا ویژه نامه «جریده ملی» تحت عنوان: رفع تهمت به این موضوع اختصاص یافته که در آن ضمن درج نامههای تبریز به نجف، پاسخ مراجع نقل شده است...
و این اشاره مرحوم منذر باعث گردید که در واقع کتابی تحت عنوان «مشروطه مشروعه و علمای تبریز» توسط حقیر تهیه گردد که شامل مسائل مربوط به آن دوران و نقش علما عظام تبریز، به ویژه جد بزرگوار آیة الله حاج سید احمد خسروشاهی است. و در واقع تحقیق و دقت نظر مرحوم منذر، باعث روشن شدن گوشه ای از تاریخ دوران مشروطیت و تنظیم کتاب گردید که امیدوارم به زودی چاپ و منتشر گردد./از پایگاه اطلاع رسانی استاد فقید سید هادی خسروشاهی
✳️ @ShahidRabe
📄 #مقاله
✍ موضوع: دردها و دغدغه هاى علامه شیخ فضل اللّه نورى(ره)
🖋نویسنده: مورخ و پژوهشگر فقید، مرحوم استاد علی ابوالحسنی(منذر)ره🔰
✍ آیت اللّه العظمى حاج شیخ فضل اللّه نورى(ره)، انسانى دین باور، عدالت خواه، درد آشنا و زمان آگاه بود که از عمق جان، به حقانیت، کمال و جاودانگى اسلام اعتقاد داشت و مسؤولیت خویش را در جایگاه فقیهى پرنفوذ، تعلیم و تبلیغ معارف دین و اجراى احکام آن مى شمرد و در پاسدارى از اسلام تا سر حدّ بذل جان کوشا بود...
🔢 شرایط چهارگانه براى پاسدارى موفّق از اسلام 🔰
براى پاسدارى از هر چیز، تنها عشق و علاقه به آن کافى نیست؛ بلکه افزون بر این، باید اولاً ماهیت و ویژگى هاى آن شىء را دقیقاً شناخت تا آن را با چیزهاى دیگر و احیاناً ضدّ آن عوضى نگرفت؛ ثانیاً با موجبات رشد و بقاى آن کاملاً آشنا شد تا با استفاده از ابزار، لوازم و امکانات موجود، به تأمین نیازهاى وى برآمد؛ ثالثاً از خطرها، آفت ها و نقاط ضعف و آسیب آن آگاهى حاصل کرد تا راه را بر موانعى که در مسیر رشد و پویایى وى وجود دارد، بست و از تعرض و تجاوز آن ها به کیان و موجودیت آن پیش گیرى نمود.
مرزبانى از اسلام در قالب مجموعه اى منسجم از یک سلسله باورها و بایدها نیز، از این قانون کلّى مستثنا نیست و تنها کسانى از عهده این مسؤولیت خطیر بر مى آیند که واجد شروط لازم باشند:
🔸۱. قلبشان سرشار از عشق به اسلام باشد؛
🔸۲. اصول و فروع آن را دقیق و کارشناسانه بشناسند؛
🔸۳. موجبات بقا و رشد آن را نیک بدانند؛
🔸۴. به خطرها و آفت هایى که سلامت و بقاى این دین را در پهنه اجتماع و سیاست تهدید مى کند، وقوف کامل داشته باشند تا با همتى استوار به صیانت از دین برخیزند و تمام توان خویش را در دفاع از کیان آن به کار گیرند و مرجع شهید، علامه شیخ فضل اللّه نوری، اعلی الله مقامه الشریف به حق، اینچنین بود... کامل مقاله👇
http://mashrootiat.pchi.ir/show.php?page=contents&id=15286
✳️ @ShahidRabe
✍ مراسم رونمایی از کتاب👆
✳️ از سوی #پژوهشکده_تاریخ_معاصر برگزار می شود؛👇
نشست تکاپوهای پانصد ساله علمای شیعه در جهاد با استبداد و استعمار همراه با
رونمایی از کتاب پنج جلدی
گزینه ادبیات مقاومت علمای شیعه در پنج قرن اخیر با نگاه خاص به مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری(ره)
🔶اثر دکتر #محمدحسن_رجبی ( دوانی)
🔶 با حضور دکتر #موسی_حقانی
دکتر محمدحسن رجبی(نویسنده کتاب) و دیگر پژوهشگران
دبیر نشست: دکتر رضا قریبی
🔶 زمان : یکشنبه 14 اسفند، ساعت 15 تا 17 /مشاهده پخش زنده در👇
aparat.com/TVTARIKH/LIVE
🔰توضیحات بیشتر، در ادامه🔰
✍ به گزارش روابط عمومی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ انتشارات این پژوهشکده به تازگی کتاب «گزیده ادبیات مقاومت علمای شیعه در پنج قرن اخیر» را که با پژوهش آقای دکتر محمدحسن رجبی (دوانی) تدوین شده است، در پنج جلد در قطع وزیری منتشر کرده است. همان طور که از عنوان این کتاب نیز پیداست، مؤلف، گزیدههایی از آثار نوشتاری یا گفتاری مراجع و علمای برجسته شیعه را در برابر پدیدههایی که در پنج قرن گذشته، از خارج یا داخلِ سرزمینهای اسلامی، استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی یا تمامیت ارضی جوامع اسلامی را به خطر میافکنده، بر حسب تقدم تاریخی در این مجموعه گرد آورده است. خطرهای برشمرده، مواردی از این قبیل است: حمله استعمارگران غربی به سرزمینهای اسلامی، انعقاد قراردادهای زیانبار استعماری، اهانت به مقدسات اسلامی، پایمال نمودن عزت مسلمانان، ایجاد تفرقه مذهبی در میان مسلمانان، مبارزه با پادشاهان و دولتمردان وابسته، انتشار انحرافات فکری و اخلاقی در جوامع اسلامی، و... .
مواضع مراجع و علمای شیعه در برابر خطرهای فوق، تنوعی از اقدامات اعتراض آمیز از قبیل نصیحت، هشدار، و اخطار به دولتمردان غافل و وابسته، تحریم، آگاهسازی و بسیج نیروهای مردمی، براندازی رژیمهای دستنشانده، و بالاخره اعلان جهاد علیه نیروهای استعمارگران اشغالگر را در برمیگیرد.
مراجع و علمای نامبرده، از ملیتها و اقوام ایرانی، عرب، هندی، پاکستانی، افغان و آفریقایی هستند که راجع به مسائل مبتلابه جامعه خود یا جهان اسلام و یا توهین به مقدسات اسلامی اعلام موضع نموده اند.
در تدوین این اثر، مؤلف از دهها عنوان کتاب و نشریه به زبانهای گوناگون و نیز دهها سایت خبری استفاده کرده است.
✳️ @ShahidRabe
🔳 به بهانه ایام ارتحال مرحوم آیت الله شیخ آقا بزرگ تهرانی(ره) از احیاگران سیره مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری(ره)/ ۱۲-۱۳ اسفند ماه
✍ آقا بزرگ تهرانی، معروف به صاحب الذریعه که نام اصلی او محمد محسن بود و بعدها منزوی لقب گرفت، از دانشمندان کتابشناس قرن چهاردهم هجری است و با تألیف دائرةالمعارف بزرگ الذریعه و کتاب طبقات اعلام الشیعه گام بزرگی در شناسایی آثار و نسخ خطی اسلامی در حوزههای مختلف علوم برداشت.
◽️شیخ آقا بزرگ در زندگینامه خود مى نویسد :«مرحوم آقا سید جمال افجه اى(از علمای مشروعه خواه و از اصحاب علامه شیخ فضل الله نوری) عمامه بر سر من گذاشت.»
◽️شیخ آقا بزرگ در نوجوانی مرجع شهید علامه نوری را درک نموده، پدرش نیز از متدینین فاضل تهران و از مریدان مرجع شهید به شمار می رفت. او و پدرش در سفر زیارتی به مشهد مقدس، افتخار همراهی با مرجع شهید علامه نوری(ره) را داشتند.
◽️شیخ آقا بزرگ در جوانی اجازه نقل حدیث از محدث بزرگ شیعه، میرزا حسین محدث نوری(صاحب مستدرک الوسائل، دائی و پدر همسر شیخ فضل الله نوری) دریافت نمود.
◽️شیخ آقا بزرگ، در آثار خود از جمله الذریعه، در حفظ و ثبت آثار علمی مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری(ره) همت گماشت.
◽زندگینامه شیخ آقا بزرگ، دانشنامهی اسلامی🔰
http://wiki.ahlolbait.com/%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C
🌹 «رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات»
اللّهُمَّ صَلّ عَلَی محَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجّل فَرَجَهُم
✳️ @ShahidRabe
📷 علی اکبرهای #شهید_رابع (به مناسبت #روز_جوان، روز تولد حضرت علی اکبر علیه السلام🍃🌺)
✍ توضیح تصویر:🔰
مرجع شهید حضرت آیت الله العظمی علامه شیخ فضل الله نوری شهید رابع اعلی الله مقامه، زعیم نهضت اسلام خواهی مشروطه (مشروعه) و دو فرزند شایسته ایشان، که بر عکس فرزند دیگر (یعنی مهدیِ ناخلف، که توسط ایادی انگلیس گمراه شد و در صف مخالفان پدر قرار گرفت)،
همواره، یار و همراه و پشتیبان پدر و خانواده بودند.🔰
1⃣ سمت راست: مرحوم آقا شیخ هادی نوری، داماد مرحوم آقا شیخ علی اکبر مجتهد بروجردی و والد دکتر شمس الدین تندر کیا(نویسنده کتاب سرّ دار)، شیخ هادی پس از شهادت مظلومانه شیخ، برای اداره و حمایت از خانواده، تحویل و دفن جنازه مطهر شیخ و... متحمل زحمات و مصائب فراوان شد.
2⃣ سمت چپ: مرحوم آقا شیخ ضیاء الدین نوری،
نماینده پدر در عتبات که در زمان شهادت شیخ، در نجف بود.
نقل است، (از دکتر موسی حقانی) که معممینِ ثلاثِ حامیِ جریانِ غربگرایِ مشروطه در نجف[۱]*، تحت تأثیر عوامل نفوذی جریان غربگرا (همچون اسد الله خرقانیِ فراماسون)، به شیخ ضیاء الدین، که قصد تنویر افکار آنان و انتقالِ پیام های مرجع شهید را داشت، اجازه ورود به بیوتشان را نمی دادند!!!
[۱]* آخوند محمد کاظم خراسانی، حسین خلیلی طهرانی، عبدالله دیوشلی(معروف به مازندرانی)
🔸برگرفته از: کتاب سِرّ دار، دکتر شمس الدین تندرکیا/آثار استاد فقید، علی ابوالحسنی منذر/ سخنان دکتر حقانی در یادنامه شهادت شیخ و...
✳️ @ShahidRabe