✍ نگاهی به مباحث مطرح شده در #نشست_مجاهد_بصیر
⏪ حسین نوری، محقق و عضو هیئت علمی مرکز پژوهش های علوم انسانی اسلامی صدرا:
...در همین ایام، اتفاقی شگفت آور در پایتخت ایران اسلامی شیعه به وقوع پیوست و مجتهد بزرگ پایتخت [#مرجع_شهید علامه] مرحوم آیت الله حاج شیخ فضل الله نوری(ره) در غروب روز ۱۳ رجب مصادف با یازده مرداد سال ۱۲۸۸ شمسی در میدان توپخانه تهران بر سر دار رفت.
برای اینکه ببینیم که چگونه شد که چنین اتفاق تلخی در کشور ما صورت پذیرفت، باید مقداری به عقب برگردیم و به زمینه های پیدایش مشروطیت در ایران بپردازیم. بی گمان مشروطیت یکی از حوادث بزرگ تاریخ ما است که به لحاظ تاثیر عمیق و ماندگارش در سیاست و فرهنگ کشورمان نقطه عطفی در تاریخ ما به شمار می رود و از همین رو همواره حجم بزرگی از پژوهشها و تحقیقات تاریخی را به خود اختصاص داده و مشمول مرور زمان هم نشده، بلکه مرور زمان بر اهمیت این رویداد مهم افزوده است.
امروزه بسیاری از صاحب نظران بررسی مشروطه و کاوش در باره ریشه ها و پیامدهای آن را برای آشنایی نسل کنونی با پیشینه فرهنگ و سیاست کشورشان و عبرت گیری از آن امری حیاتی می دانند. بررسی مشروطیت هم بدون پرداختن به زندگی سیاسی حاج شیخ فضل الله نوری(ره) ممکن نیست. ایشان در مسائل مختلف تاریخ مشروطیت دخیل بودند و اگر مشروطیت را بستر بروز نخستین نزاع جدی و اصولی میان دین و مدرنیسم به شمار آوریم، شیخ در آن دوره پرچمدار دفاع از دین مطرح می شد و هزینه سنگینی به اندازه جان خودش بابت این امر پرداخت کرد.
سوگمندانه باید بگوییم که این مقطع از تاریخ ما – یعنی مشروعیت – غالبا بیطرفانه و واقع بینانه نوشته نشده است، بلکه یک سویه و جهت دار بوده و کسانی که سنگ بنای این بخش از تاریخ ایران را گذاشتند، بیش و پیش از آنکه در صدد کشف و شناسایی حقایق باشند، مرعوب سازی جناح مغلوب و توجیه حرکات جناح غالب [غربگرای مشروطه] در آن دوران را مدّ نظر داشتند و پیداست که این امر به غیر از تحریف و کتمان واقعیات، شدنی نبود و این به ما هشدار میدهد که در بررسی حوادث مشروطه از نقد اظهارات مورخان غافل نباشیم و در داوری های مطالب به اسناد دست اول مراجعه کنیم.
آنچه که در باب تحریف و کتمان حقایق گفتیم، بیش از همه در مورد [مرجع شهید علامه ]حاج شیخ فضل الله نوری(ره) مصداق دارد. چندان که با بررسی نقادانه اظهارات غالب مورخان [عمدتا" بابی ازلی ماسون] مشروطه، می توان دامنه وسیع تحریف تاریخ را در این تواریخ دریافت و از آشنایی با این فاجعه چراغی برای بازنگری و بازنگاری مشروطیت برافروخت و به واقعیات این دوران سرنوشت ساز نزدیک و نزدیک تر شد.
با این مقدمه که از مرحوم استاد پیشکسوت حجت الاسلام و المسلمین آقای علی ابوالحسنی (منذر) گرفته بودیم، وارد تبیین اینمساله می شویم که چه ضرورتهایی ما را گرد هم آورده که امروز نشست “مجاهد بصیر” را در تحلیل و تبیین مرحوم شیخ شهید با حضور کارشناسان ارجمند داشته باشیم.
خدمت سه تن از کارشناسان عزیز: حجت الاسلام و المسلمین آقای دکتر مهدی ابوطالبی، حجت الاسلام و المسلمین آقای دکتر ذبیح الله نعیمیان و حجت الاسلام و المسلمین آقای دکتر رضا غلامی هستیم و از نظرات ایشان در مورد حوادث مرتبط با شیخ استفاده خواهیم کرد ... کامل مطلب در👇
http://www.shabestan.ir/detail/News/956466
🔸نسخه چاپی👇
http://shabestan.ir/TextVersionDetail/956466
✳️ @ShahidRabe
🗓 روز شهادت مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری (اعلی الله مقامه الشریف) روز مرور و پیشگیری از جریان نفوذ سکولارسیم در قالب های مختلف است.
💠 حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمد حسن زمانی، عضو هیئت علمی «جامعه المصطفی» و مدرسه عالی قرآن و حدیث مجتمع آموزشی امام خمینی(ره) با سمت مدیر گروه تفسیر و علوم قرآن:🔰
مجتهد مجاهد و فقیه شجاع دوران مشروطه، آیت الله شیخ فضل الله نوری(ره) در [۱۳ رجب ۱۳۲۷قمری، ۹-۱۱ مرداد] سال ۱۲۸۸ شمسی به دار آویخته شد.
بزرگداشت عالمان مجاهد و شهدای بزرگ تاریخ روحانیت امری ضروری است، زیرا از یک سوی احیای نام این بزرگواران است که حوزویان و جامعه ما باید قدر این بزرگان را بدانند و این نکته را مرور کنند که انقلاب اسلامی با چنین خون های ارزشمندی به پیروزی رسیده است و به همین جهت باید قدر این نظام و انقلاب را بدانند.
انقلاب ما نهالی پرثمر است که خون های پاک هزاران عالم مجاهد به پای این نهال ریخته شده است تا امروز شاهد این درخت تناور باشیم.
نکته دیگری که برگزاری چنین مراسم هایی را حیاتی کرده است، توجه به عوامل شهادت این بزرگان است؛ مرور این شهادت ها عبرتی برای نگبهانی از انقلاب برای توطئه هایی است که ممکن است، برای انقلاب ما نیز در این عصر پیش آید.
انقلاب مشروطه از جهتی شبیه به انقلاب اسلامی بود؛ وجه شباهت آن با انقلاب اسلامی ایران آن بود که در هر دو نهضت، عالمان و مراجع و حوزویان حضور داشتند و برای استقرار و حاکمیت دین و شریعت در ایران به پاخاستند.
شعار عالمان ما، تبدیل نظام مشروطه به مشروعه یعنی شرعی سازی و حاکمیت شریعت در ایران بود؛ نکته دوم، استقرار عدلیه و عدالت خانه برای استقرار عدالت و احقاق بود.
پس از پیروزی [مشروطه] روال خوبی در پیش گرفته شد و قانون اساسی جدید هم نوشته شد؛ یکی از بندهای قانون اساسی [که به همت مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری گنجانده شد ] بر این امر قرار گرفت که پنج تن از مجتهدان و نمایندگان مراجع تقلید در مجلس حاضر باشند و ناظر قانون گذاری باشند.
مرحوم سید حسن مدرس که در نجف در سطح عالی تدریس داشت به عنوان نماینده به مجلس راه پیدا کرد و ناظر قانون گذاری بود و به حدی قدرت داشت که یک تنه در مقابل مخالفان می ایستاد.
امروزه باید رشادت ها و فداکاری های روحانیت در نهضت مشروطه را پاس بداریم ولی با کمال تاسف دشمنان حاکمیت دین با اجرای چند برنامه و توطئه [در مشروطه و با استفاده از بی بصیرتی برخی آقایان!] توانستند از پشت به کمر روحانیت خنجر زده و مسیر کشور را تغییر دهند تا استبداد دوباره حاکم شود.
واین توطئه به حدی موفق شد که وضعیت جامعه ایران و نظام را بدتر از زمان پیش از نهضت کردند؛ این مساله درس عبرتی برای ملت و روحانیت است.
نکته اول اینکه روحانیت ایران پیش از نهضت مشروطه لباس روحانیت را داشتند و کسی مزاحم آنها نبود؛ حتی در دوران استبداد قاجار و.. نیز وضعیت به همین شکل بود؛ ولی با سرنگونی نهضت مشروط تمامی روحانیت ایران خلع لباس شدند.
این فاجعه در نسل های گذشته پیش نیامده بود و پس از مشروطه و این قانون عجیب و ضد اسلامی و هتاکانه فقط افرادی چون آیت الله شیخ عبدالکریم حائری و چند نفر معدود اجازه لباس پوشیدن را داشتند.
زنان مسلمان پیش از نهضت مشروط حجاب داشتند ولی پس از مشروطه زنان از حق حجاب محروم شدند و پلیس کشف حجاب با هر حربه ای به دنبال حذف زنان محجبه در جامعه بود.
سومین حادثه بدی که پیش از نهضت مشروطه سابقه نداشت آن بود که پیش از نهضت مشروطه عالمان و مجتهدان(مراجع) آزاد بودند و حکم اعدام برای آنها صادر نمی شد؛ ولی پس از مشروطه حکم اعدام برای مجتهدی(مرجعی) چون آیت الله نوری(ره) صادر شد و ایشان در تهران پایتخت ایران به دارآویخته شد و ملت نیز دم بر نیاوردند...
🔰ادامه در قسمت دوم🔰
🔰قسمت دوم🔰
...چه کسانی پشت صحنه این تهاجمات همه جانبه به دین و فرهنگ کشور اسلامی ما بودند، اولین کاری که در این زمینه انجام شد و مشابه آن سعی شد در انقلاب ما هم انجام شود؛ نفوذ سکولار ها و فارغ التحصیلان کشورهای غربی و ورود متخصصانی که داعیه تخصص در علوم جدید را داشتند، بود. این افراد به اسم متخصصین از خارج برگشته به هر شکل وارد دستگاه اداره کشور شدند؛ این افراد هیچ التزامی به دین نداشتند، ولی کم کم ارکان حکومتی را به دست گرفتند. تعداد این افراد به حدی بود که فضای جامعه و ادارات و دستگاه را منحصر به خود کردند و علما و روحانیت را انسان های فاقد صلاحیت برای اداره جامعه معرفی کردند و جامعه نیز از آنها رنگ گرفت. پایگاه حمایتی مردمی نسبت به مشروطه از بین رفت و امکان تغییر و انحراف مسیر پیدا شد و حاکمان جامعه نیز سکولار شدند؛ افرادی چون تقی زاده و آخوند زاده ها وارد کار شدند و فرمانروایان و حاکمان نظام مشروطه شدند. نکته جالب آنکه با همین حربه نیز سعی شد در انقلاب ما نفوذ کنند ولی نتوانستند به موفقیت برسند؛ این گروه با نفوذ خود به مسئولیت هایی نیز رسیدند ولی هیچ گاه نتوانستند مسیر حکومت را منحرف کنند؛ هنوز هم لیبرال ها و سکولارها تلاش می کنند که در سه قوه و در لباس های مسئولین اجرایی و نماینده و قاضی و یا نویسنده و رسانه ای و .... حضور یابند.
شکار معممین و روحانیون، خطری همیشه در کمین
این عنصر، همان شکار برخی از معممین و روحانیون و منحرف کردن اندیشه آنها از اصالت دین گرایی به سمت روشنفکر مآبی بود.
این امر در جریان نهضت مشروطه انجام شد و تعدادی از روحانیون و معممین[در نجف و ایران] نیز فریب خوردند و عده ای از آنها که از قوت علمی خاصی برخوردار نبودند به سمت غربگرایی و شرق گرایی سوق پیدا کردند.
شیخ ابراهیم زنجانی قاضی که حکم اعدام شیخ فضل الله نوری(ره) را [در یک دادگاه فرمایشی] صادر کرد، از همین افراد بود.
ابراهیم زنجانی(روحانی نمای فاسد فراماسون) متولد ۱۲۷۲ قمری در سلطانیه زنجان بود، ابتدا طلبه شد و وارد حوزه علمیه مبارکه نجف شد و نزد علمایی از جمله آخوند محمد کاظم خراسانی، درس خواند [و در حلقه معتمدینِ آخوند قرار گرفت] پس از مدتی برگشت و امام جماعت شد! وی در همین دوران جوانی دسترسی زیادی به کتاب های مختلف شرقی و غربی از جمله رمان های روسی و کمونیستی پیدا کرد و تحت تاثیر آنها قرار گرفت. رمان سه تفنگذار، کنت مونت کریستو، حاجی بابا، تالیفات طالبوف و.... از جمله کتاب های مورد علاقه وی بود؛ وی در آن زمان این کتاب ها را می خواند و دو جریان متضاد در ذهن ابراهیم شکل گرفت؛ نخست جریان سوسیالیستی و حزب کمونیست که بعدها به سمت رئیس حزب دموکرات ایران هم انتخاب شد. دومین جریان موازی که در اندیشه وی رسوخ کرد، اندیشه غربزدگی و شیفتگی نسبت به فرهنگ انگلیس و فرانسه بود؛ وی بعدها مروج اندیشه های غربی نیز شد. وی در اولین مجلس شورای ملی به عنوان نماینده انتخاب [انتصاب] شد؛ وی در دو سه دوره بعدی هم نماینده مجلس شد، ولی دو نهاد و موسسه انحرافی در دورن ایران تشکیل شد که وی را جذب کرد. موسسه اول، موسسه و جامعه آدمیت بود که توسط عباسقلی آدمیت افتتاح شده بود و ابراهیم زنجانی نیز کم کم جذب این جامعه انحرافی شد؛ وی در این موسسه به فعالیت های سیاسی و ادبی با مسیر انحرافی پرداخت. سپس پس از این موسسه فرانسوی ها لژ [فراماسونری] بیداری ایرانیان را تاسیس کردند و به شکل غیر مستقیم به فعالیت پرداختند و یک شخصیت استعماری چون گراندا وریان فرانسوی موسس این لژ شد؛ وی تعدادی از این غرب گرایان را جذب کرد و ابراهیم زنجانی از جمله این افراد بود. وی به عنوان یکی از سران این لژ بود که بعدها به عنوان یکی از قضات وارد قوه قضائیه شد به عنوان قاضی برجسته و مسئولیت قضاوت را سالها به عهده داشت و بعدها دادستان شد. شیفتگی ابراهیم زنجانی نسبت به سوسیالیست زیاد شده بود به حدی که انقلاب روسیه را دست غیب الهی معرفی کرد و نسبت به جریان غرب هم به حدی شیفته شد که جزو مروجین فرهنگ فرانسه و اروپا قرار گرفت.
🔰ادامه در قسمت سوم/پایانی🔰
🔰قسمت سوم/پایانی🔰
با این دو تفکر انحرافی وقتی کسی به این قدرت می رسد اندیشه خود را نشان می دهد؛ وی آرام آرام در نظام سلطنتی جایگاه پیدا کرد و بعدها رئیس سازمان اوقاف شد و دست اش به ثروت ها رسید و به فردی ثروت مند مبدل شد؛ وی تا ۱۳۰۰ هجری شمسی ریاست اوقاف را به عهده داشت. در این شرایط است که سه جریان فکری بر شیخ ابراهیم زنجانی مستولی گشت؛ سه جریان فکری شامل سوسیالیسم و غربزدگی و پادشاهی و سلطنت قاجار بر وی تاثیر گذاشت که این سه جریان شخصیتی از وی ساخت که در مقابل جریان های اصیل اسلامی بایست . در نهایت در رجب ۱۳۲۷ قمری وقتی که شیخ فضل الله نوری(ره) در مقابل استبداد حکومت فریاد می زند هیئت قضات تشکیل جلسه می دهند و وی به عنوان دادستان لایحه الزامات تهیه می کند و اتهامات شیخ را مورد نظر قرار می دهد و اعضای هیئت مدیره که ۱۲ تا ۱۷ نفر بوده اند رای و فرمان اعدام مرحوم شیخ فضل الله نوری(ره) را صادر می کنند.
این ریشه و بنیاد اعدام به ریشه های انحرافی وی مرتبط بود که مرحوم فضل الله در مقابل این جریان ایستاد و طبیعی است که هر کسی در مقابل این جریان بایستد به این شرایط دچار می شود. سید حسن مدرس از کسانی بود که ابراهیم زنجانی در مقابل او ایستاد و ابراهیم کینه مرحوم مدرس را به عهده گرفت؛ این سخنان را از این جهت می گوییم که اگر یک روحانی منحرف شود این همه مشکلات خواهد داشت.
نفر دوم نیز سید حسن تقی زاده بود که او هم یک طلبه [روحانی نمانی فراماسون و از عوامل اصلی به شهادت رساندن علامه شیخ فضل الله نوری] اهل تبریز بود؛ که هم سرنوشتی شبیه شیخ ابراهیم زنجانی داشت. وی به دلیل تاثیر پذیری از شرق و غرب هم مؤسس حزب دموکرات می شود و هم به دولت انگلیس پناهنده می شود؛ سپس لباس روحانیت را کنار می گذارد و محاسن را می تراشد و کراوات می بندد و به عنوان یک روحانی مآب در نظام مشروطه جایگاه پیدا می کند.این دو نمونه از حاکمیت سکولارها برای این بود که در سالروز بزرگداشت این عالم بزرگ[مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری ره] تجربه های تلخ نظام و جامعه ایرانی را رصد کنیم تا مبادا روزی فرابرسد که افراد منحرف و سکولار چه ملبس به لباس روحانی و چه با ظاهر غربی بر این کشور حاکم شوند و در مقابل عالمان فاضل ما قد راست کنند و حکم اعدام هم صادر کنند!
🔸در گفتگو با خبرگزاری رسمی حوزه
✳️ @ShahidRabe
‼️واقعیت هایی که عامدانه در طول تاریخ نادیده گرفته شده است👇
‼️👈 علامه ذوفنون و جامع علوم معقول و منقول که در ۱۹ سالگی به اجتهاد رسید و مقام مرجعیتش توسط وارثانِ سیاست و علمِ شیخ الاعظم انصاری، تایید شد
‼️👈 دارای رساله های عملیه و فقهیِ متعدد
‼️👈 دارای مقلدین بسیار از آحاد مختلف مردم و به ویژه، رجال خوشنام و نامدار
‼️👈 صاحب فتاوای مهم
‼️👈 ۶۰۰ شاگرد پای کُرسیِ درسش بوده اند
‼️👈 و به طلاب نیز شهریه پرداخت می کرده است
‼️با این حال👇
⁉️ جایگاه مرجعیتِ ایشان عامدانه نادیده گرفته شده! و می شود؟!
✍ در این نوشتار برآنیم که اندکی از قصور تاریخیِ حوزویان را جبران نماییم‼️
🔰👇👇