eitaa logo
شهید شو 🌷
4.2هزار دنبال‌کننده
17.9هزار عکس
3.4هزار ویدیو
67 فایل
مطالبی کمتر روایت شده از شهدا🌷 #به‌قلم‌ادمین✎ وقت شما بااهمیته👌 فلذا👈پست محدود👉 اونقدراینجاازشهدامیگیم تابه‌چشمشون‌بیاییم خریدنےبشیم اصل مطالب، سنجاق شدھ😉 کپی بلامانعه!فقط بدون تغییر در عکسها☝ 📱 @Shahiidsho_pv زیلینک https://zil.ink/Shahiidsho
مشاهده در ایتا
دانلود
💔 در پناه خدا باشید
💔 🌹 🧡 بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم....🌼 اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً، حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا🤲🏻🌺
💔 کاش‌ این صحنه تو زندگی همه مون بارها اتفاق بیفته گنبد و‌ گلدسته های مات از پشت پرده چشمایی که به خاطر اشکاش تار میبینه ❤️ ! آه از دوری ... 💔 💞 @shahiidsho💞 https://zil.ink/Shahiidsho با نشر مطالب، شوید😇 که "زنده نگه داشتن ، کمتر از شهادت نیست"
💔 فقط اینجا که خدا در نهایته دلبری میگه: «لَا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا» یعنی:«اصلا نترس! چون من باهاتم» قشنگ تر از این؟ سوره طه ، آیه ۴۶ 💞 @shahiidsho💞 https://zil.ink/Shahiidsho
💔 ۳..🍎 تاریخ دارد تکرار می شود تماشاچی و بی طرف وجود ندارد تو اگر شبیه شهدا نشوی چه کسی علَم جهاد را برمےدارد؟؟ 💖 شھدا در ادامه دادن راه بسیار به هم هستند... سمت چپ: (مدافع حرم) سمت راست: ( (دفاع مقدس) 💞 @shahiidsho💞 https://zil.ink/Shahiidsho با نشر مطالب، شوید😇 که "زنده نگه داشتن ، کمتر از شهادت نیست" ...
14.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔 کُری خوانی یک دهه نودی برای مصی علی‌نژاد 👌🏻 فقط تیر خلاصش 💞 @shahiidsho💞 https://zil.ink/Shahiidsho با نشر مطالب، شوید😇 که "زنده نگه داشتن ، کمتر از نیست"
💔 هرگاه در شدتی واقع شدی بسیار بگو : یا رَئُوفُ یا رَحیمُ
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💔 سجده شکر ملی‌پوشان نشسته روی پرچم ایران والیبال نشسته کشورمان برای هشتمین بار عنوان قهرمانی را به خود اختصاص داد. پس از این قهرمانی، پرچم نسبتاً بزرگی از ایران بر روی زمین سالن «هتل آرنا هیلز» پهن شد و ملی‌پوشان و اعضای کادر فنی کشورمان بر روی آن سجده شکر کردند. 🔹 آقایون یاد بگیرند..‌ 💞 @shahiidsho💞 https://zil.ink/Shahiidsho
💔 تمام کسانی که از بی غیرتی بازیکنان و و و و اهانتشون به جمهوری اسلامی و پرچم و شهدا به عنوان یک ایرانی وطن پرست ناراحت شده اند دو هشتگ: را ترند کنند، چون ضدانقلاب و جنبش ناپاکان در جهت خلاف ما فعال شده اند. 🇮🇷 مدعیان آزادی بیان و دموکراسی در خیالات خود در حال برنامه ریزی برای مجازات دو تن از بازیکنان تیم ملی در فردای براندازی به جُرم خواندن سرود ملی! در غائله اخیر این جریان براندازی چنان خوی قلدری خود را فاش کرد که بعید است زین پس انسان عاقلی شعار های این جماعت برای آزادی بیان و ... را باور کند 💞 @shahiidsho💞 https://zil.ink/Shahiidsho
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم 🔸🔸تقسیم🔸🔸 ✍️ محمد رضا حدادپور جهرمی 🔹🔹فصل اول🔹🔹 «قسمت سی و سه» نادر رو به تیبو کرد و چشمکی زد و گفت: تیبو خان! شما که بزرگ مایی نظرت چیه؟ اینا هیچی ندارن. سرِ چی شرط ببندیم؟ تیبو با حالت جدیت و مثلا ریش سفیدی گفت: منو قاطی این بچه بازیا نکنید. شاپور با حالتی که ازش بوی التماس میومد گفت: آقا اگه شما میتونین، یه کاری کنین! تیبو گفت: ببین جوون! همیشه جوری باید بجنگی که فکر کنی بعدش یا همه چیز یا هیچی! شاپور با تعجب پرسید: ینی چی آقا؟ تیبو: از دارِ دنیا چی مونده برات؟ شاپور برای لحظاتی به فکر رفت و چهره معصوم و تکیده آرزو را به ذهنش آورد. تیبو: اعتماد کن به حرفم. همون که کلِّ دار دنیاتو بیار وسط! بیار وسط تا غیرتی بازی کنی و روی این نادرِ بی ناموسو کم کنی! شاپور داشت روانی میشد. دستی به سر و صورتش کشید. عرق کرده بود. چهره و گریه های آرزو از جلوی چشمانش کنار نمیرفت. تیبو گفت: با منی یا نه؟ حواست کجاست؟ تو فقط در اون صورت میتونی یه کار درست و حسابی کنی. بالاخره یا برنده باش یا کلا نباش! نادر که تهِ چهره اش یک شیطنت و حرامزادگی خاصی برق میزد، از حرف تیبو کیف کرده بود اما نباید چیزی میگفت تا تیبو همه چیزو برایش ردیف کنه. تیبو وقتی سکوت و روان پریشی شاپورو دید گفت: پس شرط میذاریم سرِ دو هفته غذای کامل و گرم اگه بردی. اگرم باختی که ... دیگه ... آنها فکر همه چیز را کرده بودند. از فشار گرسنگی و ضعف و غش تا فکر حماقت شاپور! که ناگهان شاپور دهان باز کرد و گفت: همین حالا! تیبو رو به نادر کرد و گفت: تو هستی همین حالا؟ آمادگی داری؟ رفیقمون گرفتاره بنده خدا! نادر طاقچه بالا گذاشت و گفت: والا تیبو خان، یه کم خستم. از صبح تا حالا میچرخیدم. تیبو که داشت تلاش میکرد خنده اش رو مخفی کنه گفت: حالا قبول کن به خاطر سیبیل من. داداشمون و زنش گشنشونه. نادر گفت: چشم تیبو خان! شما بزرگ مایی! 🔶 آرزو داشت از پنجره بیرون را نگاه میکرد. میدید که باز هم شاپور خریت کرده و در حال قمار است. اما خبر نداشت قرار است چه بر سرش بیاید. آرام اشک میریخت و در دلش به حال شوهر نادان و احمقش زار میزد. دست گرمی بر شانه اش احساس کرد. وقتی برگشت، دید سوزان است. به آغوش او رفت و گریه خود را ادامه داد. سوزان همانطور که آرزو در آغوشش بود، با نفرت از پنجره به نادر و تیبو و شاپور چشم دوخته بود. 🔷 نادر و شاپور در حال بازی بودند و تنها کسی که آنجا حاضر بود و داوری میکرد، تیبو بود. شاپور که از همان اول خودش را باخته بود، مرتب عرق میکرد و از گرسنگی چشمانش دودو میزد. که ناگهان، در یک چشم به هم زدن، شاپور به خود آمد و دید سه دور بازی کرده اند و هر سه دور را باخته و شکست سنگینی خورده است. به نفس نفس افتاد. نگاهی به پشت سرش انداخت ... به طرف پنجره اتاق 13 ... به زنش نگاه کرد. تیبو رو به نادر و با حالتی از طعنه و کثافت گفت: تبریک میگم رفیق. هوای زن داداشمون داشته باش. نادر با پوزخندی چندش آور گفت: کاریت نباشه. نمیذارم تو این دو هفته آب تو دلش تکون بخوره. شاپور که زبانش بند آمده بود، قیافه اش مثل جن زده ها شده بود و از اتفاقی که قرار است از آن شب به مدت دو هفته رخ بدهد، تمام تن و بدنش میلرزید. 🔸 کمپ - کنار دکه ها بابک به جای معرفی اشرار و شاه دوست ها، به لطف همکاری با فرّخ، هر چی آدم لاشی و مریض و ایدزی و سرطانی در کمپ بود به تیبو معرفی کرد و از آنها تعاریفی میکرد که حتی بعدا خودش هم خنده اش میگرفت! تیبو گفت: بابک تو کارِت حرف نداره. هر چند نگفتی چطور این همه آدمو تو این دو سه هفته شناختی و معرفی کردی اما ازت خوشم اومده. به درد بخور هستی. بابک جواب داد: انگشت کوچیکه شما هم نیستیم. این دو تا مورد آخری که معرفی کردم خیلی آدمای چیزی هستن. یه حرفا درباره آخوندا و رژیم میگفتن که آدم سرش سوت میکشید. ادامه دارد... به قلم محمدرضا حدادپورجهرمی @mohamadrezahadadpour 💕 @shahiidsho💞
💔 سلام همسنگری ها یکی از کارهای شیاطین و البته ترفندهای رسانه ای دشمن، القاء ناامیدی و سیاه‌نمایی در کشوره اینجوری کم کم رزمنده ها مایوس میشن و میرن جزء سیاهی لشگر اون ها (میشن یه عنصر خنثی) تک تک شما هستید و باید با پخش و ، امید رو به جامعه تزریق کنید و مانع زیاد شدن سیاهی لشگر دشمن بشید💪🏻
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔 | طراحی در حرم!!! ♨️ ماجرای جالب ساخت موشک دوربرد در حرم علیه‌السلام 💢 موشکی که روسیه به ایران نفروخت! 🔶 برشی از سخنرانی 🔹مناسبت ۲۱ آبان، سالروز شهادت ، 💞 @shahiidsho💞 با نشر مطالب، شوید😇 که "زنده نگه داشتن ، کمتر از نیست"
کتاب ذوالفقارولایت .pdf
18.93M
💔 باتوجه به فرارسیدن، سالگرد شهادت پدر موشکی ایران، سرلشگر بسیجی، ، کتاب ولایت با اضافات جدید تقدیم میشود 💞 @shahiidsho💞 با نشر مطالب، شوید😇 که "زنده نگه داشتن ، کمتر از نیست"
💔 : فقط انسان های ضعیف به اندازه امکاناتشان کار میکنند. 💞 @shahiidsho💞 با نشر مطالب، شوید😇 که "زنده نگه داشتن ، کمتر از نیست"
💔 تیر که به پایش خورد، لنگان لنگان خودش را به عقب رساند. بهیار گروه میخواست زیرشلواری اش را پاره کند تا پایش را پانسمان کند اما جواد نمی‌گذاشت. می‌گفت: این پوست شیر است، این یادگاری از مادرم است. حق نداری از شیر جدایش کنی....😅 حتی وقتی زخمی بود و درد داشت هم با همه شوخی میکرد. 📚 با کمی تغییر راوی: برادر 💞 @shahiidsho💞 با نشر مطالب، شوید😇 که "زنده نگه داشتن ، کمتر از نیست"
💔 پیامی از دختران ایران خانه‌ات آباد🍃
💔 🍁زنـدگی ☕️حکمت اوست 🍁چند برگی ☕️را تو ورق خواهی زد 🍁مابقی را قسمت..! ☕️قسمتت شادی باد مملو از خوشی و برکـت
💔 🌹 🧡 بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم....🌼 اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً، حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا🤲🏻🌺
💔 میگن... همه چیز از دور قشنگه، درسته👌 ولی این راجع به حرم صدق نمیکنه؛) ❤️ ! آه از دوری ... 💔 💞 @shahiidsho💞 با نشر مطالب، شوید😇 که "زنده نگه داشتن ، کمتر از شهادت نیست"