شهرستان ادب
🔻به جرم این که در این روزگار مرد شدیم
(شعری می خوانیم از استاد #غلامرضا_شکوهی در اولین سالگرد درگذشت ایشان)
▪️گدازه ایم و چنان قلب کوه سرد شدیم
در این یخاب نفسگیر اهل درد شدیم
به دست های زمخت زمانه همچون موم
به شکل هر چه که گیتی اراده کرد شدیم
چه زخم ها که ز نامردمان به سینه ماست
به جرم این که در این روزگار مرد شدیم
دوباره مثل کبوتر به خانه برگشتیم
هزار مرتبه از بام اگر چه طرد شدیم
چه فصل ها که نشستیم روی شانه باغ
به یک تلنگر پائیز ، زرد زرد شدیم
شکست شیوه ما نیست گرچه مثل درخت
همیشه با تبر و تیغ همنبرد شدیم
☑️ @ShahrestanAdab
شهرستان ادب
🔻در انتظار نوبل خیالی
(یادداشتی از #محمدقائم_خانی - در زادروز #محمود_دولت_آبادی)
▪️«...قدرت جادویی رمانهای دولتآبادی در "زبان" سخته و رنگارنگ آنهاست. زبانی که به نهری زلال و شفاف ماند که از کوههای بلند شعر خراسان، سرچشمه گرفته و در دامنۀ ادبیات داستانی، روان است. تعبیرات تازه، تفسیرهای یکتا، ترکیبات بدیع، لغات بکر، لحن روستایی و اصالتی که در زبان خاص سبزواریان نهفته است، به نثر او قدرتی فوق روایتهای عادی داستانهای مدرن فارسی بخشیده و کام خوانندگان را به مضامین نو و ترکیبهای تازه میهمان میکند. همین شیرینی و اصالت زبان اوست که باعث میشود مخاطب ایرانی، رمانهایش را دوست داشته باشد و از آنان استقبال کند. رنگی که نوشتۀ او از موسیقی و خیالانگیزی شعر دارد، هر صفحۀ مخاطب را بیش از صفحات پیش، به ژرفای متن کشانده و با عجایب بیشتری در زبان قدرتمند فارسی مواجه میکند. همین قدرت خارقالعادۀ نثر اوست که دلهای هواداران را مشتاق اهدای جایزۀ نوبل میکند و خیال برنشستن یک نویسندۀ ایرانی را بر چنین جایگاهی به ذهن ایشان میاندازد؛ اما مخاطبان به این مسأله، توجه نمیکنند که همین زبان، پاشنۀ آشیل رمانهای او نیز هست...»
ادامۀ یادداشت محمدقائم خانی در زادروز محمود دولتآبادی را در سایت شهرستان ادب بخوانید:
🔗 shahrestanadab.com/Content/ID/9297
☑️ @ShahrestanAdab
شهرستان ادب
🔻مطالب منتشر شدۀ سایت شهرستان ادب درخصوص رمان #موبی_دیک
(به بهانه زادروز #هرمان_ملویل، خالق "موبیدیک")
▪️اولین روز ماه اوت میلادی، زادروز یکی از بزرگترین نویسندگان کلاسیک جهان است؛ هرمان ملویل. نویسندهای آمریکایی که اگرچه شاعری را نیز تجربه کرده است، اکنون نام او بیش از هرچیز با یک اثر در ذهن خوانندگانش پررنگ میشود؛ رمان «موبی دیک». اثری که نویسندگان و متنقدان بسیاری در سرتاسر جهان همواره زبان به تحسین آن گشودهاند و از آن به عنوان شاهکاری در ادبیات نام بردهاند.
گفته شده است که هرمان ملویل در سالهای جوانی خود، دریانوردیهای هیجانانگیزی داشته است و در نگارش رمان موبی دیک از تجربههای شخصی خود، بهره برده است.
سایت شهرستان ادب پیش از این چندمطلب درخصوص این شاهکار جهانی منتشر کرده بود، که امروز به مناسبت زادروز هرمان ملویل، به بازخوانی آنها میپردازیم:
🔸یازدهمین میزگرد #بوطیقا: نقد و بررسی رمان «موبی دیک» نوشتهی «هرمان ملویل»
🔗 shahrestanadab.com/Content/ID/8992
🔸روایت هرمان ملویل از دیدار پیکواد با کشتی راحیل در رمان «موبی دیک» | هفتمین صفحه از ستون «#یک_صفحه_خوب_از_یک_رمان_خوب»
🔗 shahrestanadab.com/Content/ID/9301
🔸تابش بیکرانگی در آینۀ موبیدیک | یادداشتی از #محمدقائم_خانی
🔗 shahrestanadab.com/Content/ID/6969
☑️ @ShahrestanAdab
شهرستان ادب
🔻اردوی اول هفتمین دوره آموزشی شعر جوان انقلاب اسلامی، #آفتابگردان_ها، ویژه آقایان ▪️گزارش تصویری رو
🔻شاعر شدن، تنها راه رسیدن به قله های شعر
▪️خلاصهای از اولین روز اردوی پسران دورۀ هفتم #آفتابگردان_ها
ShahrestanAdab.com/Content/ID/9316
☑️ @ShahrestanAdab
شهرستان ادب
🔻عرض تسلیت خدمت جناب آقای #محمدحسین_ملکیان
▪️با نهایت تأسف و تأثر با خبر شدیم، جانباز سرافراز حاج «قاسم ملکیان»، پدر آقای محمدحسین ملکیان -از شاعران جوان و توانمند انقلاب- پس از سالها جانبازی و تحمل عوارض شیمیایی به شهادت رسیدند.
موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب و مجموعه شاعران و نویسندگان همراه با این موسسه، شهادت این بزرگمرد ایثارگر را به محمدحسین عزیز و خانواده محترم ایشان تبریک و تسلیت میگویند.
گفتنیاست محمدحسین ملکیان متخلص به «فراز» از چهرههای درخشان شعر امروز، و استعدادهای برتر ادبی اصفهان است. او سراینده چندین مجموعه شعر موفق است و از کتابهای او میتوان به «جمع مکسر»، «نتهای گریهدار» و «توارد شخصی» اشاره کرد. همچنین شعرخوانی امسال این شاعر جوان در دیدار با رهبری جزء تأثیرگذارترین و محبوبترین شعرخوانیهای امسال بود.
برای اطلاعات بیشتر به این صفحه در سایت شهرستان ادب سر بزنید:
🔗 shahrestanadab.com/Content/ID/9317
☑️ @ShahrestanAdab
شهرستان ادب
🔻پسری ماند، پیش چشمش خون
(صبح امروز بود که با خبر شدیم حاج قاسم ملکیان، جانباز سرافراز دوران دفاع مقدس _و پدر #محمدحسین_ملکیان شاعر جوان_ دار فانی را وداع گفت. به همین مناسبت این غزل قدیمی محمدحسین ملکیان برای پدرش را مرور می کنیم)
▪️عدهای كه همیشه می گیرند با تمسخر سراغ حالت را
كاش میآمدند میدیدند لختهی لای دستمالت را
نیمه شب ها كه با تشنج تو تا سر كوچه گریه میكردم
جز من و مادرم نبود كسی تا بگیریم زیر بالت را
قرص هایت نمیكنند عمل، ظاهرت این نبود از اول
اثر گاز سمی خردل بیشتر كرده سن و سالت را
حجم پروندهی پزشكی تو... موی یك در هزار مشكی تو...
دكترت گفت هیچ امیدی نیست، خواست راحت كند خیالت را
من كنارت نشسته ام یك شب، محو من میشوی و میپرسی:
" روز دامادی تو آیا من..." میخوری باقی سوالت را
مادری ماند بین عشق و جنون، پسری ماند، پیش چشمش خون
هر شب از خانه میزنم بیرون، گردنم میكنم مدالت را
☑️ @ShahrestanAdab