سلام دوستان عزیز.
این هفته لطفا درباره موضوع مرگ داستان بنویسید. داستانها را به آیدی زیر بفرستید.
@Faran239
#چالش_هفته
@shahrzade_dastan
انتخاب زاویه دید
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
اکثر نویسندهها رمانهای کارآگاه خصوصی یا کارآگاهی را، بنا بر سنّت داستان نویسی از زاویهٔ دید اول شخص، یعنی با صدای یک کارآگاه تعریف میکنند. هدف آنان از انتخاب این زاویهٔ دیدِ کاملاً متمرکز این است که کاری کنند تا خواننده فقط تفسیرها و تحقیقات یک نفر را درباره یک پرونده دنبال کند.
شیوۀ اول شخص در ضمن به آنها این امکان را میدهد تا با صدای شخصیت اصلی داستان را بگویند و صدای کارآگاه خصوصی هم معمولاً جذاب است و این هم باز سنّتِ دیگر این نوع قالب داستانی است. در واقع از زمانی که شخصیت نیش و کنایه زن و بدبین ریموند چاندلر یعنی فیلیپ مارلو راز پروندههای جنایی را به نحوی عالی کشف ،کرد خوانندههای این نوع رمانها توقع دارند رمانهای کارآگاهی نه تنها طرحهایی قانع کننده داشته باشند، بلکه کارآگاههای بامزهای هم در آنها باشد.
من تردید دارم که قانون استفاده از زاویه دید اول شخص کارآگاههای خصوصی در رمانهای همه پسند امروزی قانون خشک و تغییرناپذیری باشد. اگرچه خلاف این قاعده هم دیده شده است. مثلاً رابرت کریس در لابه لای صحنه های فراوان و عادی از زبان اول شخص یعنی کارآگاه الویس کول از صحنه های بسیار زیادی با زاویه دید سوم شخص فرعی نیز استفاده میکند. با این کار او این امکان را داشته که به بیان حوادث و انگیزههایی بپردازد که کارآگاه رمانش از آن ها خبر نداشته است.
نویسندههای دیگری هم بوده اند که بیشتر داستان را از زبان اول ،شخص یعنی همان کارآگاه خصوصی تعریف کردهاند ولی از زاویهٔ دید سوم شخص یا اول شخص ولی اول شخص دیگر هم استفاده کرده اند تا نگاهی به ذهن شخصیت خبیث یا بد رمان خود بیندازند.
با وجود ،این خوانندگان رمانهای کارآگاهی هنوز از خواندن این نوع رمانها از زاویهٔ دید کارآگاه خصوصی - به خاطر صدا و نوع شخصیت کارآگاهی که در مورد پرونده تحقیق میکند و نیز معمای رمان - لذت میبرند. بنابراین اگر به نوشتن رمان های کارآگاهی علاقه دارید نخست ببینید شخصیت اصلی شما که باید از زاویه دید او داستان را تعریف کنید، کیست و بعد صدا و زبان خاص او را خوب بپرورید آن دسته از نویسندگان داستانهای جنایی که ترجیح میدهند از زاویه دید سوم شخص استفاده کنند شیوه های جایگزین دیگری نیز برایشان وجود دارد. رمان های معما بنا بر سنت مرسوم از روایت متمرکز سوم شخص برای گفتن داستان استفاده میکنند و خود را کاملاً محدود مینمایند به دید بازرس، پلیس یا آدم فضول با وجود ،این صدا و زبان بازرس در هنگام تجربه کردن معمای این گونه رمانها - که تمام توجهش به طرح داستان است - نقشی محوری در داستان ندارد. حال آنکه در داستان کارآگاهی صدای کارآگاه نقشی محوری در رمان دارد و کاری میکند تا خواننده هم شش دانگ حواسش به جنایت باشد و هم به کسی (کارآگاهی) که آن را کشف میکند حتی اگر به اسم این قالبهای داستانی - رمان کارآگاهی و رمان معما ـ که هر دو قالب زیر مجموعه داستان پلیسی است.
توجه کنید، اسامی آنها به شما میگویند که در اولی حل کننده معما مهم است و در دومی یعنی رمان معما خود معما عنصر اساسی و بسیار مهم از نظر نویسنده رمانهای معما این است که هم خواننده و هم بازرس اطلاعات ضروری را بدانند و نویسنده برای اطمینان یافتن از این مورد زاویه دید داستان را کاملاً کنترل می.کند در برخی از رمانهای معما گاهی نویسنده در بعضی از بخشها از زاویه دید دانای کل استفاده میکند مثلاً در صحنه ای که جسد کشف میشود اما در این گونه مواقع فرض بر این است که بازرس نیز از اطلاعاتی که در این بخش به خواننده داده می شود باخبر است و باز من رمان - معماهایی خوانده ام که نویسنده در آنها از زاویه دید شخصیت های فرعی نیز در بعضی بخشها استفاده کرده است اما اطلاعاتی که در این بخشها به خواننده داده میشود اطلاعاتی مثل لحظات آخر زندگی قربانی قبل از کشته شدن برای حل معمای رمان اهمیت زیادی ندارد. اصولاً مهمترین وظیفه نویسنده در رمان معما استفاده از دید بازرس یا پلیس برای ایجاد معما و فضای لازم برای خواننده است تا او هم سعی کند به هر طریق که شده آن را حل کند.
📚جادوی زاویه دید
✍ آلیشیا راسلی
@shahrzade_dastan
حواسم بهت هست
(به یاد همسرم
نویسنده :سیما خیامی
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
صالحِ جانِ من، ای عزیز سفر کرده... آن زمان که مرا ترک گفتی و به آسمان پر کشیدی، آن زمان که جهانِ جاودان را به آغوشِ منِ خاکی ترجیح دادی، دلم غبطه خورد. اما بدان، ای تمامِ هستیام، حواسم به تو هست.
وقتی نفسهای زندگی را به آن دنیایِ بینشان سپردی و مرا جا گذاشتی، باز هم حواسم به تو هست.
هر جا که پا میگذارم، ردِ پایِ تو را میبینم، هر جا که نظر میدوزم، نشان از تو مییابم. حواسم به تو هست.
در گوشه گوشه این زندگی، تو را حس میکنم، تو را میبینم. همیشه و همهجا حواسم به تو هست.
با تو زندگی را زیستم، با تو گرم و سردِ روزگار را چشیدم. هنوز هم حواسم به تو هست.
تو معلم بودی، هم در مدرسه، هم در زندگیِ من و فرزندانمان. حواسم به تو هست.
تو بهترین بودی، در راه و رسمِ زندگی، در مسیرِ درست. حواسم به تو هست.
تو سرمشقِ دانشآموزان و همکارانت بودی، الگویی بینظیر. حواسم به تو هست.
تو بهترین خاطرهها را از خود به یادگار گذاشتی، نامی نیکو. حواسم به تو هست.
اما... اما... ای بیوفایِ من، چه زود رفتی! حواسم به تو هست.
پس مرا دریاب، ای یگانه هستی من، اگر تو نیز حواست به این دنیایِ بیمن هست...
@shahrzade_dastan
#جایزههای_ادبی
جایزه ادبی کستا
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
جایزه ادبی کاستا یک جایزه ادبی است که هر ساله به بهترین (لذت بخشترین) کتاب انگلیسی زبانی اهدا میشود که نویسنده آن ساکن بریتانیا یا جمهوری ایرلند باشد. این جایزه در سال ۱۹۷۱ با نام جایزه ویتبرد بوک بنیان نهاده شد که در سال ۲۰۰۶ شرکت کاستا کافی که ارائه دهنده خدمات قهوهخانههای زنجیرهای در بریتانیا است، اعانت برگزاری این جشنواره ادبی را برعهده گرفت.
این جشنواره در سال ۲۰۱۲ جایزه داستان کوتاه کاستا را نیز به فهرست جوایز خود اضافه کرد.
در اهدای این جایزه بیشتر لذت بخش بودن داستان و موفقیت در انتقال این لذت بخشی به مخاطبان مد نظر است تا شایستگی ادبی محتوای داستانهای برگزیده. این جایزه در پنج بخش رمان، شعر، داستان، زندگی نامه و کتاب کودک به آثار برتر سال اهدا میشود.
سپس هر یک از پنج نویسنده برتر مبلغ ۵٬۰۰۰ پوند را به عنوان جایزه دریافت میکنند. پس از مشخص شدن برندگان این پنج بخش، در میان یکی از این بخشهای برگزیده، جایزه ادبی کاستا سال به نویسنده منتخب اهدا میشود. مبلغ این جایزه ۲۵٬۰۰۰ پوند میباشد. همچنین به بهترین نگارنده داستان کوتاه سال مبلغ ۳٬۵۰۰ پوند جایزه اهدا میشود.
جی. کی. رولینگ، کریستوفر نولان، هیلاری منتل و تد هیوز از جمله برندگان این جایزه ادبی هستند. رولینگ در سال ۱۹۹۹ با رمان هری پاتر و زندانی آزکابان برنده جایزه بهترین کتاب کودک شد و نولان در سال ۱۹۸۷ با کتاب زیر پلک ساعت جایزه کاستا برای بهترین اثر زندگینامهای را از آن خود کرد.
جایزه ادبی «کاستا» که چهرههایی چون «جی. کی. رولینگ» و «کریستوفر نولان» را در فهرست برندگان خود دارد، پس از نیم قرن فعالیت به کار خود پایان داد.
به گزارش از لیترری هاب، جایزه کتاب کاستا که از سال ۱۹۷۱ راه اندازی شد و تا سال ۲۰۰۵ به نام جایزه کتاب ویتبرد شناخته میشد، از این پس دیگر برندهای نخواهد داشت.
شرکت صنایع غذایی کاسکا کافی که متولی این جایزه ادبی است، اعلام کرد جدیدترین دور از این جایزه که در فوریه سال ۲۰۲۲ برگزار شد، آخرین نسخه آن خواهد بود.
#جایزههای_ادبی
#جایزه_کستا
@shahrzade_dastan
زاویه دید
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
رمان - معماهای خودمانی اغلب از زاویه دید اول شخص یک بازرس غیر حرفه ای یا آدم فضول استفاده میکنند. حالت خودمانی بودن این نوع رمانها را بسیار دلنشین می.کند با این ،حال به خاطر حالت متناقض نمایی که در آسیب شناسی اجتماعی رمان - معماهای خودمانی وجود دارد به ندرت میتوان در آنها از زاویه دید سوم شخص استفاده کرد در این نوع رمانها بازرس غیرحرفه ای نیز معمولاً به طور جنبی با موضوع قتل قربانی درگیر است، بنابراین خیلی هم مرگ قربانی برایش مهم نیست در واقع، قربانی اغلب آدم خوشایندی نیست، مثلاً گردن کلفت شهر است یا آدم ورّاج و حرف درآر به همین دلیل روایت یا زاویه دید اول شخص در این نوع رمان شاید تنها راهی است که با آن میتوان خواننده را با بازرس غیرحرفه ای صمیمی کرد؛ بازرسی که کشف معمای قتل برایش بازی فکری و مسابقه با قاتل است.
از طرف دیگر هدف رمانهای پرحادثه فقط ایجاد معما نیست بلکه نویسندگان این رمانها میخواهند خواننده اتفاقاتی دلهره آور و جذاب را تجربه .کند برای رسیدن به این هدف معمولاً قربانی محور اصلی کار آنهاست؛ شخصی که در خطر است یا تهدید می.شود در ضمن، نویسندگان این رمانها نگاهی هم به ذهن شخصیت بد یا خبیث داستانشان میاندازند تا خصوصیات روانی او را بیشتر آشکار کنند گاهی این بخشهای رمان تحلیل ذهن شخصیت بد (داستان هویت شخصیت بد را آشکار میکند یا حداقل سرنخهایی به خواننده میدهد تا او حدس بزند این شخص کیست ،البته برخی از نویسندگان رمانهای پرحادثه نیز برعکس، با اینکه از زاویهٔ دید شخصیتهای بد نیز استفاده میکنند و نگاهی به ذهن آنها میاندازند، سعی میکنند، تا آنجا که میشود هویت او را مخفی نگه دارند. در این آثار شما روایتهای اول شخص زیادی را میبینید که نویسنده در آنها سعی کرده کاری کند تا شما نفهمید شخصیت بد داستان مرد است یا .زن گاه گاهی نویسنده از زاویه دید مأمور تحقیق نیز استفاده میکند تا نشان دهد وی قدم به قدم در حال تعقیب شخصیت بد یا خبیث رمان است.
آزمون سخت نویسنده از نظر به کارگیری زاویه دید در رمانهای پرحادثه این است که به گونه ای از دید قربانی احتمالی استفاده میکند تا وحشت و خطری که ایجاد میشود هر لحظه بیشتر شود و نیز شخصیت بد یا خبیث داستان را طوری نشان ندهد که خواننده بیش از حد او را بشناسد و خطر تهدیدکننده رمان کم شود. داستان نویسان برای نوشتن رمانهای پرحادثه به ویژه رمانهایی که مکانهای مختلفی دارند و گاه هم زمان در آنها چند حادثه رخ میدهد، معمولاً از زاویه دید سوم شخص اغلب چند سوم شخص) استفاده میکنند.
📚جادوی زاویه دید
✍ آلیشیا راسلی
@shahrzade_dastan