سلام
محبوب من!
از زمانی که خواستم با این نام صدایت بزنم، با خودم کلنجار رفتم که آیا ادا درنمیآورم؟
آیا واقعا تو محبوب منی؟
در اینترنت جستجو کردم. معنای «محبوب» در لغتنامه دهخدا اینگونه آمد: (محبوب . [ م َ ] (ع ص ) دوست داشته شده . پسند کرده شده . پسندیده . (ناظم الاطباء). دوست . دوستگان . ضد مبغوض .)
پر بیراه نمی گفتم. اگر من پسند کردهات نباشم، تو که پسند کرده من هستی. تو را دوست خود که می دانم. از این به بعد راحتتر اینگونه صدایت میکنم.
محبوب من!
از همان روزهایی که ادای فهمیدن را درمیآوردم تا به همین امروز که ادای فهمیدن را درمیآورم در دوگانه جبر و اختیار، مسئله ای نداشتم اما امروز میخواهم بر این چارچوب اعتراض کنم.
این چه اختیاری است که اجازه طغیان بر محبوب را به آدم میدهد و انسان را از انس با تو دور میکند. من این اختیار را نخواستم.
به قول اهل دلی: «چند گویی حرف جبر و اختیار/اختیار آن به که باشد دست یار»
حکما هر چه میخواهند بگویند که در نبود اختیار، خوب و بد و صالح و فاسد معنا نمیشود و بهشت و جهنم خلاف عدل الهی میشود و قس علی هذا.
حبیب من!
مرا به حکمت چه کار. مگر در رسم دوستی حساب و کتاب میکنند که من دودوتا چهارتا کنم که اگر این اختیار را از من بگیری بهشت و جهنم بی فایده میشود؟
اصلا بیا معامله کنیم. هم اختیار را از من بگیر و هم بهشت و جهنم را.
نیست بودن را به طغیان کردن ترجیح میدهم. بسم الله...
نامهای از یک دوست
هدایت شده از پاتوق یارِ مهربان
سلام 😍🖐
‼️امکان خرید پستی کتاب برای سراسر کشور فراهم شد. ‼️
🚚 عزیزانی که خرید بالای ۲۵۰ هزارتومان داشته باشند هزینه پست 💯درصد رایگان هست.
البته بقیه هم نگران نباشن😉
هزینه پست کتاب از بقیه کالاها ارزان تر هست .
😊خوشحال میشیم اگر بتونیم راحتترین روش خرید کتاب رو براتون رقم بزنیم.
🖇راستی اگر کتاب خاصی مد نظرتون هست و موجود نیست ، میتونید سفارش بدهید.
با ما همراه باشید و کانال مارو به بقیه عزیزان (سراسر کشور) معرفی کنید
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
پاتوق کتاب یارِمهربان :
👇👇
@PatoghKetab_lenjan
🔹 به نظر شما خانم «خدیجه میردامادی» در سال 1318 جزء بانوان تأثیرگذار بوده است؟
🔸 و اگر کنگره بانوان تأثیرگذار در آن زمان برگزار میشد یا ایشان در این زمان بودند، آیا به عنوان بانویی تأثیرگذار به کنگره دعوت میشدند؟
مناجات اهل دلان در آغاز ماه رجب 😅
یارب عنایتی کن و حالی به ما بده
ویلای پنت هآوس شمالی به ما بده
جنس خوش و رفیقِ بساز و هوای خوب
قلیان و منقلی و ذغالی به ما بده
این آهوان دشت، مگر رام میشوند؟
لطفی کن از بهشت غزالی به ما بده
بهر لطیف تر شدن چهرهی زمخت
چشم سیاه و دانه ی خالی به ما بده
ما را نَمی نداده ای از رونق جمال
پس لااقل دو قطره کمالی به ما بده
تا این که چشم های رقیبان دو تا شود
یکبار هم خیالِ وصالی به ما بده
دیگر زمان وصل میسر نمی شود
تنها برای خواب مجالی به ما بده
پ.ن: حلول ماه رجب، مبارک!
کاش آقای وزیر توضیح میداد که با وجود اینکه درصد قابل توجهی از مردم دوز یادآور نزدند و رعایت ها و ماسک زدن ها هم بسیار کمتر است چطور موج هشتم به این سرعت و با قله ای بسیار کوتاهتر از موج های دیگر، دارد به پایان میرسد؟
پ.ن: اگر دوستی علت کاهش موج بدون واکسن زدن و رعایت مردم را میداند به ما هم بگوید.
آقا بار دیگر امروز از جمعیت حرف زدند. اما این بار کمی نگران کنندهتر. از نتایجی صحبت میکردند که زیاد دلگرم کننده نبوده و رسماً برای دوران کاهش جمعیت، تدبیر اقتصادی پیشنهاد دادند.
نمیدانم! خودتان صحبت آقا را بخوانید یا گوش بدهید:
«دلیل چهارم هم اینکه ما امروز در کشورمان جوان خیلی داریم امّا آیا فردا هم همین اندازه جوان خواهیم داشت؟ معلوم نیست. با این وضعی که من مشاهده میکنم، با اینهمه تأکیدی هم که کردیم، در عین حال نتایج، خیلی نتایجِ دلگرمکنندهای نیست؛ ممکن است فردا اینهمه جوان نداشته باشیم؛ ما باید کشور را برای آن روز ثروتمند کنیم. اگر آن روزی که ما جوان کم داریم، کشور ثروتمند نباشد، نمیتواند دیگر ثروتمند بشود. این هم دلیل چهارم برای اینکه امروز باید رشد ایجاد کنیم تا کشور ثروتمند بشود برای اینکه فردای محتمَل که اینقدر جوان نداریم، واقعاً کشور بتواند خودش را اداره کند.»
به عنوان برادر کوچکتر، اول از خودم و بعد از همه شما میخواهم که هر کدام در حد توان و شرایط، ولو یک قدم در راستای دلگرم کردن ولی جامعه برداریم. خدا عهد و پیمانی با ما نبسته که در صورت همراهی نکردن با ولایت، سیلی سختی از روزگار نخوریم.
از سنگ هم بی ارزشتر
در ماشین نشسته بودیم. راننده بعد از یادآوری دنیا و مرگ و میر انسان، مثال جالبی زد. میگفت:« این سنگ کنار جاده را میبینید؟ اگر بروید سنگ را از کنار جاده بردارید هیچ کسی کاری با شما ندارد چون که سنگ ارزشی ندارد. ولی همین سنگ را اگر صد سال هم بگذاریم و بیایم سراغش سالم است و نه خراب شده و نه ترک خورده و ... ولی آدمی از فردایش بی خبر است. امروز هست و فردا نیست.»
چقدر خدا جسم ما را ضعیف و اهل فنا آفریده و چقدر ما به این فانی رسیدگی میکنیم و حواسمان به روح باقی نیست...
پ.ن: خدا عاقبت ما را بخیر کند.
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خواندن سرود ملی در مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن
حال خونین دلان که گوید باز
وز فلک خون خم که جوید باز
شرمش از چشم می پرستان باد
نرگس مست اگر بروید باز
جز فلاطون خم نشین شراب
سر حکمت به ما که گوید باز
هر که چون لاله کاسه گردان شد
زین جفا رخ به خون بشوید باز
نگشاید دلم چو غنچه اگر
ساغری از لبش نبوید باز
بس که در پرده چنگ گفت سخن
ببرش موی تا نموید باز
گرد بیت الحرام خم حافظ
گر نمیرد به سر بپوید باز
حافظ
پ.ن: امشب با این غزل چه صفایی کردم. فال دیدنیای بود. خدارو شکر
مناجات بر سر سفره ی هفت سین
یا محول حال ما را احسن الاحوال کن
سال بعدی را برامان بهتر از امسال کن
خسته شد این قلب بیچاره از عشق این و آن
قلب من را با هجوم عشق خود اشغال کن
چند وقتی هست شیطان هی فریبم می دهد
بارالها خود به راه حق مرا اغفال کن
قانعم من البته اما تو هم بخشنده ای
پس برایم یک دو گونی اسکناس ارسال کن
شغل های آنچنانی را نمی خواهم فقط
با سفارش بنده را مسئول بیت المال کن
دشمنانم -بی مروت ها- زیادی زنده اند
یک به یک با کشتن آنها مرا خوشحال کن
پول و عشق و یار و منصب را ندادی هم اگر
دست کم این طبع شعرم را بیا فعال کن
گفت در پاسخ که کار تو نباشد شاعری
پس برو فعلا تو با گِل بازی خود حال کن
پ.ن: سال نوتان، نو. ان شاءالله