eitaa logo
درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
25.9هزار دنبال‌کننده
33.4هزار عکس
18.3هزار ویدیو
224 فایل
کانالی جهت آگاهی ازمفاهیم قرآن وذکر وحدیث کانال دوم مون(داستانهای آموزنده بهلول عاقل) http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
#حدیث_روز 🌍اوقات شرعی به افق تهران🌍 ☀️امروز #یکشنبه 27 آبان ماه 1397 🌞اذان صبح: 05:16 ☀️طلوع آفتاب: 06:43 🌝اذان ظهر: 11:49 🌑غروب آفتاب: 16:56 🌖اذان مغرب: 17:15 🌓نیمه شب شرعی: 23:06 @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
‍ «بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ» ✨☀️✨☀️✨☀️ 📖 ─ঊঈ*موضوع*ঊঈ─ ✍🏻رد مؤدّبانہ سخن مخالفان📋 *«بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ»* *قَالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي سَفَاهَةٌ وَلَٰكِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ* ┄┉┉❈۩( *الأعراف*/ *٦٧*)۩❈┉┉┄ ﮔﻔﺖ : ﺍﻱ ﻗﻮم ﻣﻦ ! ﺩﺭ ﻣﻦ ﻫﻴﭻ ﺳﺒﻚ ﻣﻐﺰﻱ ﻭ ﻧﺎﺩﺍﻧﻲ ﻧﻴﺴﺖ ، ﺑﻠﻜﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻧﻢ -----•≈•≈•🌺تفسیرنور🌺•≈•≈•----- 📌- ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﻳﻦ ﻭ ﺻﺮﻳﺢ ﺗﺮﻳﻦ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ، ﺟﻮﺳﺎﺯﻱ ﻫﺎ، ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺗﻬﻤﺖ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. «ﺿﻠﺎﻝ ﻣﺒﻴﻦ - ﺳﻔﺎﻫﺔ... ﻛﺎﺫﺑﻴﻦ» ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﻣﺮﺩم، ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺤﻤّﻞ ﺷﻨﻴﺪﻥ ﺯﺷﺖ ﺗﺮﻳﻦ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ. 📌- ﺳﻌﻪ ﻱ ﺻﺪﺭ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﻱ ﺍﻧﺒﻴﺎ ﺗﺎ ﺁﻧﺠﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺟﺴﺎﺭﺕ ﺑﺎﺯ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ: ﺍﻱ ﻗﻮم ﻣﻦ. «ﻳﺎ ﻗﻮم» 📌- ﺍﺯ ﺧﻮﻳﺶ ﻧﻔﻲ ﺗﻬﻤﺖ ﻛﻨﻴﻢ، ﻭﻟﻲ ﺣﻖّ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ﺗﻬﻤﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺳﻮﻕ ﺩﻫﻴﻢ. «ﻟﻴﺲ ﺑﻲ ﺳﻔﺎﻫﺔ» 📌- ﺍﻧﺒﻴﺎ، ﺣﺘّﻲ ﺫﺭّﻩ ﺍﻱ ﻭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﻱ ﻛﺎﺭﻱ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﻌﻘﻮﻝ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺍﻧﺠﺎم ﻧﻤﻲ ﺩﻫﻨﺪ. «ﻟﻴﺲ ﺑﻲ ﺳﻔﺎﻫﺔ» (ﺩﺭ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﻋﺮﺏ، ﻫﺮﮔﺎﻩ ﻧﻜﺮﻩ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻧﻔﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﻴﺮﺩ، ﻧﻔﻲ ﻋﻤﻮم ﺍﺳﺖ، ﻳﻌﻨﻲ ﺩﺭ ﻫﻴﭻ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻣﻦ ﻛﺎﺭ ﺳﻔﻴﻬﺎﻧﻪ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍم.) 📌- ﺁﻧﻜﻪ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﺧﻮﺩ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ ﻱ ﺍﻟﻬﻲ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺁﺭﺍم ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. «ﻟﻴﺲ ﺑﻲ ﺳﻔﺎﻫﺔ» 📌- ﻣﺮﺑّﻲ ﻭ ﻣﺒﻠّﻎ، ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﻱ ﺍﺻﻠﻲ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﺪ. «ﻟﻜﻨّﻲ ﺭﺳﻮﻝ» 📌- ﺩﺳﺘﻮﺭﺍﺕ ﺍﻟﻬﻲ ﻛﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ، ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﺍﺯ ﺷﺌﻮﻥ ﺭﺑﻮﺑﻴّﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺳﺖ. «ﺭﺳﻮﻝ ﻣﻦ ﺭﺏّ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﻴﻦ» 🌟🌺🌟🌺🌟🌺🌟🌺🌟 ✋🏻هرروزبه رسم ادب🤚🏻 *اَلسَّلامُ عَلَیْڪَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائڪَ عَلَیْڪَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِڪُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلے اولاد الحسين وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ* . 🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒 🗓امروز:يكشنبہ 🗓٢٧/آبانماه/١٣٩٧/٠٨ 🗓١٠/ربیع الاول/١٤٤٠/٠٣ 2018/11/Nov/18🗓 🌺⚜🌺⚜🌺⚜🌺⚜🌺 🌹👈ذڪــــــــــرروز *یاذَالْجَلالِ وَالْاِكْرام*«💯مرتبه» ای صاحب جلال و بزرگواری 🌺⚜🌺⚜🌺⚜🌺⚜🌺 -----≈•≈•🌺حدیث روز🌺•≈•≈•----- 💠 *قـالَ الصّادِقُ عليه السلام* إنَّ الشَّيطانَ لَيَطْمَعُ فى عالِمٍ بِغَيْرِ أدَبٍ، أكْثَرَ مِنْ طَمَعِهِ فىعالِمٍ بِأدَبٍ، فَتَأدَّبُوا وَ إلاّ فَأنْتُمْ اَعْرابُ ; 🍃🌺🍃 طمع شيطان در دانشمند بى ادب بيشتر است از طمع او در دانشمندِ مؤدب بنابراين مؤدّب شويد و گرنه باديه نشينان خواهيد بود. 📚✍🏻اعلام الدين: 96 💫🌺💫🌺💫🌺💫🌺💫 *اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ اَعْدٰاءَهُمْ أجمعين* 💫🌺💫🌺💫🌺💫🌺💫 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ أَلَا بِذِڪْرِ اللَّهِ تَطْمَئِـنُّ الْقُلُــوبُ 💫💫💫💫💫💫💫 http://eitaa.com/joinchat/815792139C7badb43017 👆👆
🌸 #ذکرروز یکشنبه ۱۰۰ مرتبه 💗یا ذَالجَلالِ والاِکرام💐 🌸ای صاحب جلال و بزرگواری 💗این ذکر موجب فتح و نصرت می‌شود #نماز_آمرزش👇 ✍هرڪس این نمازرادر روز1شنبه بخواندازآتش جهنم وعذاب ایمن شود↻2رڪعت ؛ رکعت اول⇦حمدو3ڪـوثر رکعت دوم⇦حمدو3توحید 📚جمال الاسبوع۵۴ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خجسته سالروز پیـوند 💞 💚حضرت محمد(صل الله علیه وآله) 🌺و حضرت خدیجه (سلام الله علیها) 🎉💐 مبــارک باد 💐🎉 @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌺آخرین یکشنبہ است 🌼آفتاب پشت شیشه،چای داغ 🌺بوی هیزم، گاهی از همه دنیا 🌸یک فنجان چای میخواهی 🌼و یک دلِ خوش... 🌺خدایا❣ 🌸در این روز زیبا 🌼بهترین دلخوشی ها رو 🌺نصیب دوستان و عزیزانم کن
✍ڪسے که《سوره ڪوثر》را در نمازهاے خود بخواند در روز قيامت از حوض ڪوثردبه او آب عطا مےنمايند و با رسول‌خدا (ص) زير درخت طوبى همنشین است 🗞ثواب الاعمال ڪلیڪ↩️ @shamimrezvan
🖊هرکس 《سوره مبارکه حمد》 را هفت بار بنویسد و بهمراه خود بدارد موجب حفظ از بلیات است 📚 گوهر شب چراغ ۱۴۳/۱ مطالب مشابہ↩️ @shamimrezvan ღـگشا⬆
@shamimerezvan @jomalate10rishteri 🍒 داستان واقعی و آموزنده با نام 👈 🍒 👈 می خواستم هر طور شده یک زندگی جدید را بسازم و مریم و مادرم را از دست آن کفتار نجات دهم. آن شب بی آنکه حتی لب به غذا بزنم به بهانه سردرد به اتاقم رفتم. کیا هم سرمیز نشسته بود و با مریم گل می گفت و گل می شنفت، انگار نه انگار اتفاقی افتاده! آن شب از شب اول قبر هم برایم بدتر بود. با یادآوری بلایی که کیا بر سرم آورده بود تمام بدنم گر می گرفت و سپس حس می کردم که انگار پنجه ایی قوی هر آن است که قلبم را از سینه ام بیرون بکشد. همان شب بود که عزمم را برای فرار از خانه جزم کردم. هر چند وجودم پر از هراس بود اما دیگر در آن خانه احساس امنیت نمی کردم. باید دست از آرزوهایم می شستم و از همه بدتر اینکه معلوم نبود زندگی ام چطور باید اداره شود. نیمه های شب طلاهای مادرم و پول نقدی که داخل گاوصندوق بود را برداشتم و سپیده که سرزد، از خانه گریختم. همان روزها طلاهای مادرم که کاغذ خریدشان همراهم بود را فروختم و تا پیدا کردن جایی برای زندگی به هتل رفتم. با تلاش فراوان توانستم اتاقکی اجاره ایی بیابم. صاحبخانه که پیرزنی مهربانی بود به تصور اینکه در این شهر غریب و دانشجو هستم حسابی هوایم را داشت و برایم دل می سوزاند. بدون منبع درآمد نمی توانستم مخارج زندگی ام را تامین و کرایه خانه ام را بدهم. باید کار مناسبی می یافتم. هر روز، نیازمندیهای روزنامه همشهری را می گرفتم و در ستون آگهی های استخدام دنبال کار می گشتم. چند جایی سرزدم اما مناسب با شرایطشان نبودم تااینکه توانستم در یک شرکت خصوصی و بزرگ از آنجائیکه مسلط به زبان انگلیسی و کامپیوتر بودم به عنوان منشی مشغول به کار شوم. مدتی که گذشت متوجه نگاههای خاص پسر مدیرعامل شرکت شدم. هیچ تصور نمی کردم که پسر مرد سرشناس و ثروتمندی چون رئیس آن شرکت بخواهد به من دل ببازد. ای کاش می توانستم به خواستگاری او جواب مثبت بدهم اما او تصورش را هم نمی کرد که مونس دختر منزهی که می خواهد نیست. وقتی آقای مدیرعامل تحت فشارم گذاشت که تکلیف پسرش را روشن کنم، سادگی کردم و به تصور اینکه آن پیرمرد جای پدرم است، هرآنچه برایم اتفاق افتاده بود را به امید اینکه کمکم کند برایش بازگو کردم و همان جا بود که آن پیرمرد حریص پیشنهاد داد که مرا برای خودش صیغه کند به شرط اینکه پسرش و هیچ کس بویی از قضیه نبرد و من حق ماندن و کارکردن در آنجا را داشته باشم. نمی دانم سستی از خودم بود و یا از ترس اینکه کارم را از دست بدهم اما هرچه بود پیشنهاد آن تاجر پیر را پذیرفتم و به عقد موقتش درآمدم. او هم در عوض برایم خانه ایی لوکس و مبله اجاره کرد و ماشین مدل بالایی زیرپایم انداخت. یکسال از کارکردنم در آن شرکت می گذشت و حالا دیگر موقعیتم تثبیت شده بود. دیگر وقت عمل کردن به تصمیمم رسیده بود؛ اینکه به خانه مان بازگردم و آبروی کیا را ببرم و مادر و مریم را نزد خودم بیاورم. دلم نمی خواست دیگر مجبور به ادامه زندگی با آن حیوان باشند... ************************ - به به، خانم خانما، ظاهرا فرار و دربدری حسابی بهت ساخته؛ ماشین مدل بالا، لباسای مارک دار... این حرف را کیا به محض اینکه مرا جلوی در خانه دید تحویلم داد. آب دهانم را با غیظ به صورتش انداختم و گفتم: «تو یه حیوونی، یه آشغالی!».... 👈 ادامه دارد⬅️⬅️⬅️ 🏃🏃🏃🏃🏃🏃🏃🏃 💥برای دیدن بهترین پستها وداستانها به ما بپیوندید👇 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃 https://t.me/joinchat/Ao2d4D9XxVgFlk3p7ecgFQ حجاب فاطمی اقا❌
#همسرانه اگر همسرتان از مساله‌ای ناراحت است ومشکلی برایش پیش آمده است، باارزش‌ترین چیزی که می‌توانید برای درمان رنجش قلبش به او هدیه دهید "عشق" است،نه نصحیت و توصیه‌های منطقی ، ویا غیرمنطقی.. @zendegiasheghaneh1 @shamimrezvan
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 💞 جهت گشایش بخت روزی صد مرتبه بگویید : وَاضْرِبْ لَهُم مَثَلاً اَصْحابَ الْقَرْیَةِ اِذْجاٰئَهَا الْمُرْسَلوُنَ 📚آیه ۱۳سوره مبارکه یاسین
برای شفا بیمار ⚜۵٢٢ مرتبه" "+٧ حمد⚜ مجرب است. افراد سالخورده هم برای کاهش دردهای حاصل از کهولت سن به این ذکر مداومت کنند. 🌺🍂🌺
〽️آرامش واطمینان خاطر یافتن〽️ ⚜هر کس 70 روز روزی 72 بار بگوید بر طاعت خدا ثابت بماند و خاطرش از تشویش به اطمینان برگردد منبع : بحرالغرائب ص 44