eitaa logo
درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
25.9هزار دنبال‌کننده
33.4هزار عکس
18.3هزار ویدیو
224 فایل
کانالی جهت آگاهی ازمفاهیم قرآن وذکر وحدیث کانال دوم مون(داستانهای آموزنده بهلول عاقل) http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
☝️ 🌍اوقات شرعی به افق تهران🌍 ☀️امروز ۴ شهریور ماه ١٣٩٩ 🌞اذان صبح: ٠۵.٠٢ ☀️طلوع آفتاب: ٠٦.٣١ 🌝اذان ظهر: ١٣.٠٦ 🌑غروب آفتاب: ١٩.۴١ 🌖اذان مغرب: ٢٠.٠٠ 🌓نیمه شب شرعی: ٠٠.٢٢ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
السـلاـم علـیک یــا ابا عبداالله الحسین "سه شنبه"﷽" "۱۰۰مرتبه" ✨یا ارحم الراحمین✨ ✨ای مهربان ترین مهربانان✨ 🌙دیگرگناه نمی کنم 🌙 🌻 ✅هرکس نمــازسه‌شنبه را بخواندبرایش هزاران شهرازطلا دربهشت بسازند↯ دورکعت؛ درهر رکعت بعدازحمدیک بارسوره تین توحیدفلق ناس @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
  ▪سلام بر آخرین سرباز عاشق کربلا ▪یک نفس آمده‌ام تا که عمو را نزنی ▪که به این سینۀ مجروح، تو با پا نزنی   ▪ذکر لا حول و لا از دو لبش می‌بارد ▪با چنین نیزۀ سر سخت به لب‌ها نزنی   ▪عمه نزدیک شده بر سر گودال ای تیغ ▪می‌شود پر به سوی حنجره حالا نزنی؟   ▪نیزه‌ات را که زدی باز کشیدی بیرون ▪می‌زنی باز دوباره نشد آیا نزنی؟   ▪من از این وادی خون زنده نباید بروم ▪شک نکن این که پرم را بزنی یا نزنی   ▪دست و دل باز شو، ای دست بیا کاری کن ▪فرصت خوب پریدن شده! در جا نزنی ▪السَّلَامُ عَلَی عَبْدِاللهِ بْنِ ▪الْحَسَنِ بْنِ عَلِی الزَّكِی @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
🎋دمنوش زعفران-بهار نارنج باعث افزایش شادابی پوست می شود و سیاهی زیر چشم را کاهش می دهد! ☕️ ❌صبحانه هیچگاه سوسیس و کالباس و ترشیجات نخورید ‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
5.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 اهتزاز پرچم امام حسین (ع) در نیویورک 🔹این روز حضور در خیابان‌های نیویورک را روز «امام حسین» یا «حسین دِی» می‌خوانند. @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹 ســــلام صبح بخیر عزاداری هاتون قبول خدایا بهترین ها را نصیب همه ی ما بفرما توفیق عزاداری خالصانه برای امام حسین و قبولی طاعات و نیایش روزی فراوان.. برکتی عظیم.. زیارت مولایمان در دنیا و آخرت و عاقبت بخیری را به همه ی ما عطابفرما. 🌹 سه شنبه تون عالی و پربرکت @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
گویند اگر سه بار (آیه‌الکرسی) (آیات ۲۵۵ تا ۲۵۷) سوره بقره را بر آب بخواند روی خود را با آن بشوید و دو رکعت نماز بگذارد... در هر رکعت یک مرتبه حمد و یک مرتبه آیه‌الکرسی را بخواند هر مرادی داشته باشد حاصل شود. انشاءا... 📚 کتاب گنجهای معنوی از رضاجاهد @shamimrezvan ღگشا👆👆
✍🏻بین نماز ظهر و عصر باخواندن بیست و یڪ مرتبہ سوره ےفیل از عالم غیب رزق و روزے می‌رسد بطوریڪہ فڪرش را هم نمی‌ڪند بسیار مجرب و تجربہ شدہ است.☄ 📚اسرار دعا @shamimrezvan ღگشا👆👆 ‌
○°●•○•°♡◇♡°○°●°○ " "بر اساس داستان واقعی ✍ بخش چهارم 🌹دنیا روی سر حمیرا خراب شد… اونم که مغرور… فکر کرد اگه بگه من نگار رو نگه نمی دارم اگر طلاق بگیریم می خوام برم ازدواج کنم، این طوری از رفتن رفعت جلوگیری می کنه.. ولی رفعت خیلی راحت گفت کار خوبی می کنی و نگار رو هم با خودش برد و حمیرا رو هم طلاق داد… تنها چیزی که برای حمیرا موند یک خونه ی مجلل با زرق و برق بود و تنهایی… کم کم حالش بد شد. از صبح تا شب گریه می کرد و به خودش می پیچید تا اینکه مریضی اون جدی شد و اومد اینجا… با اومدن اون شادی و آسایش از این خونه رفت. همه در اختیار حمیرا بودن و بس… الان نزدیک دو سال و چند ماه هست که اون به این حاله… خونه اش با همه ی اون چلچراغ های گرون قیمت و وسایلش داره خاک می خوره… نه فکری برای زندگیش داره نه آسایشی… بیشتر آدمایی که همیشه از همه طلب کارن هیچ وقت احساس رضایت ندارن… اگر توقعاتشون بر آورده بشه که راضی نمیشن و روز به روز بر کبر و غرورشون اضافه میشه اگر هم نشه سر خورده و عاجز میشن…. گفتم: ولی عمه به نظرم این طوری که تو گفتی نیست. یک شخصیت دیگه داره. باگذشت و فداکار و صبوره. نمی دونم من اینطوری به نظرم اومده… گفت: آره تو اشتباه نکردی… قبول دارم. ولی اونم یک حدیث دیگه داره… یک موقع بود که خیلی وضع مالی بابا خوب بود و دلش می خواست مهمونی بده و عیاشی و قمار کارش بود. با زن های زیادی هم رابطه داشت… و مامان مجبور بود به حرفش گوش کنه در عین حال همشیه کنترل و نبض زندگی تو دستش بود… غصه ها خورد وگریه ها کرد اونا سالهاست تو سر و کله ی هم می زنن… ما شاهد صحنه های خیلی بدی تو این خونه بودیم و این وسط روح و روان مامان خیلی آزرده شده و کلا حوصله ی چیزی رو نداره. اگر دقت کنی اون اصلا نمی خنده و و آدم غمگینیه. ولی برای اینکه بابا رو از دست نده تن به همه ی خواسته های اون داده… خود مامان یک قربونی بود مثل حمیرا….. پرسیدم: گفتی اونوقت ها که وضع مون خوب بود! مگه حالا نیست؟ گفت: الان بهتریم بابا داشت ورشکست می شد ولی خوب تونست دوباره رو پاش وایسه. منم که رفتم به کمکش حالا بد نیست…. خوب حالا تو بگو از خودت، خانوادت…. گفتم: راستش من هیچ رازی ندارم غیر از اینکه همشیه حسرت زندگی شما رو خوردم! فکر می کردم شما خوشبخت ترین آدمای روی زمین هستین، ولی الان با چیزایی که شنیدم دلم نمی خواست حتی یک لحظه جای شما باشم. ببخشید ولی حالا که نگاه می کنم من خیلی خوشبخت بودم. .بابام یک معلم ساده بود. سر شب با دست پر میومد خونه. من و مامانم رو خیلی دوست داشت و همه ی تلاشش برای این بود که ما راضی باشیم. آدم متین و آرومی بود. حتی یک بار هم به من و هادی توهین نکرد… یک جوری اون زمان منم نازپرورده بودم. وقتی از دستشون دادم خیلی زندگی برام سخت شد. یک احساس دلهره ی همیشگی ودلشوره برای از دست دادن همراه منه… انگار زیر پاهام خالیه… یک جوری رو هوا هستم… ولی همین که تو این مدت سختی کشیدم و با زندگی واقعی آشنا شدم و فهمیدم هیچ چیز تو این دنیا پایدار نیست و من باید تلاش کنم تا جایگاهی مطمئن برای خودم پیدا کنم، من رو مقاوم کرده. خودم تغییر روحیه ی خودم رو حس می کنم، ولی همش منتظرم یک اتفاقی بیفته… می ترسم دل به کسی یا چیزی ببندم…که نکنه از دستش بدم… @tafakornab @shamimrezvan ○°●○°•°♡◇♡°○°●°○
○°●•○•°♡◇♡°○°●°○ " "بر اساس داستان واقعی ✍ بخش پنجم 🌹گفت: حق داری این طبیعیه… تازه این همه حادثه برات اتفاق افتاده، اینجام یعنی خونه ی ما هم جای خوبی نبود برای اون زخم هایی که خوردی… حالا بگو هادی باهات چیکار کرده که نه تو سراغش رو می گیری نه اون؟ گفتم بهت میگم ولی به عمه نگو که می دونی… اون با دوز و کلک به کمک زنش خونه ی پدری رو فروخت و برای خودش خونه خرید و به اسم خودش کرد. از اون بدتر حرفای زنش رو باور کرد تا اون بتونه منو از خونه ی خودش بیرون کنه. البته هادی نمی خواست… نه فکر نکنم… ولی حرف اعظم رو گوش می کرد… تو این مدت یاد منم نکرده… عیب نداره در عوض تو و تورج واقعا درحقم برادری کردین……. خیلی حرف زدیم… دیر وقت شده بود و خوابیدیم… حرفای اون خیلی منو به فکر وادار کرده بود… و باز هم دیرتر از اون خوابم برد… هنوز آفتاب نزده بود که صدای تورج اومد و هر دوی ما رو بیدار کرد… ایرج سرش رو از روی بالش بلند کرد و خواب آلود گفت: این موقع صبح اینجا چیکار می کنی ؟ تورج با یک قیافه ی حق به جانب گفت: آخه بابا گفت زود بیا کارخونه، گفتم وقت داشته باشی بری خونه و دوش بگیری و لباس عوض کنی… ایرج هم حاضر شد که بره. از من خدا حافظی کرد و به تورج گفت: خواهشاً شوخی بی مزه نکنی ها… تورج جواب داد: یعنی نگم که کتک خورده؟ باشه نمی گم ولی این بار اقدام به قتل بود… داداش حواست هست؟؟ ایرج یک چشم غره بهش رفت ولی نتونست جلوی خندش رو بگیره… دستش رو بلند کرد به شوخی که یعنی می زنم… تورج خودش رو کشید کنار و به من گفت: چشم باشه… باشه نمی گم کتک خوردی…به خدا نمی گم… اصلا هم اقدام به قتل نبوده… ایرج به من گفت: تو رو خدا به حرفاش گوش نکن دلش پاکه زبونش کثیفه!! و رفت… تورج با اومدنش سر صبح همه رو خندون کرد… بعد به من گفت: می دونی چی شد؟ بهش دروغ گفتم… خودم نگران تو بودم تا صبح نخوابیدم. گفتم حالا که بیدارم بیام تا خیالم راحت بشه… ولی به خدا خیلی بد شد. اصلا دلم نمی خواست این طوری بشه… گفتم طوری نشده که نگران نباش. گفت: چی رو طوری نشده؟ سیزده مون خراب شد رفت پی کارش!! دیگه چی می خواستی بشه؟ و خودش با صدای بلند خندید و گفت: پس فکر کردی تو رو گفتم؟ @tafakornab @shamimrezvan ○°●○°•°♡◇♡°○°●°○
💎مردی نزد امام سجاد(ع)آمد و گفت: «الان از مجلس "فلان" شخص می آیم. او درباره شما می گفت که (علی بن الحسین) شخصی گمراه و بدعت گذار است!» ✍️امام سجاد(ع) در پاسخ فرمودند: «حرف هایی که در مجلس خصوصی زده می شوند، امانت هستند و تو رعایت (حقّ مجلس) آن مرد را نکردی.و حقّ مرا نیز مراعات نکردی زیرا از (برادرم) مطلبی را به من رساندی که از آن خبر نداشتم!» 📚الاحتجاج طبرسی، ج ۲، ص۱۳۸ ❌ 〰➿〰➿〰➿〰➿〰➿〰➿ 💎 : 🔸 إنَّ أشَدَّ النّاسِ حَسرَةً يَومَ القِيامَةِ عَبدٌ وَصَفَ عَدلاً ثُمَّ خالَفَهُ إلى غَيرِهِ. 🔹 حسرت‌مندترين مردم در روز قيامت، بنده اى است كه سخن از عدالت گويد و با ديگران خلاف آن عمل كند. 📚 بحارالأنوار: ص78، ص179 〰➿〰➿〰➿〰➿〰➿ 💎امام صادق(علیه السلام) شايسته نيست كه زن مسلمان،آن‏گاه كه ازخانه خويش بيرون مى‏ رود،لباس خودراوسيله جلب توجّه ديگران نمايد @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
🔶 👈شرائط نذر چیست ؟ ▪▪▪▪▪▪▪▪ ⚠با شرائطی عمل به نذر واجب می شود: 1⃣ نذر كننده بالغ باشد، عاقل و با قصد و اختیار باشد. 2⃣انجام دادن آن ممكن باشد. 3⃣ انجام دادن نذر مطلوب شرع باشد. یعنی انجام دادنش بهتر باشد.(مانند نماز، روزه، قربانى كردن، كمك به دیگران، عیادت مریض و...). 4⃣ترك آنها مطلوب شرع باشد. (ترك حرام یا مكروه). 5⃣نذر کننده باید صیغه نذر را بخواند و در صیغه، نیت خود را بر زبان جارى کند و تصریح نماید که این عمل را براى رضاى خدا انجام مى دهم. ✔صیغه نذر شرعی آن است که به عربی یا فارسی بگوید: «برای خدا بر من است که … یا «للهِ علَیَّ أن …» اما با گفتن «نذر می کنم که اگر حاجتم برآورده شود یک روز روزه بگیرم» صیغه نذر خوانده نشده است و چیزی بر او واجب نیست. 📕احکام نذر توضیح المسائل مراجع 🍃🍂سایت اسک احکام  @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh