فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❄️سلام به شنبه 20دیمـاه خوشآمدیـد❄️
🌷امیـدوارم
❄️شروع هفته تون
🌷با بهترین لحظه ها
❄️و موفقیتها گره بخوره
🌷و سرشار از خیر و برکت
❄️و لبریز از آرامش باشه
🌷و تا انتهای هفته
🌷حال دلتون خوب خوب باشه
♡• •♡••♡••♡••♡
#سوره_درمانی #چله_حاجت
❤️👌فقط باید از شنبه شروع بشه و تا 40 روز خونده بشه
🌸☆شنبه⇦سوره حشر
✨★یکشنبه⇦سوره حدید
🌸☆دو شنبه⇦سوره صف
✨★سه شنبه⇦سوره تغابن
🌸☆چهار شنبه⇦سوره اعلاء
✨★پنج شنبه⇦سوره اسراء
🌸☆جمعه⇦سوره جمعه
💙👌میتونی از همین امروز که میشه شنبه شروع کنی ان شاءالله به حاجتت برسی ، سوره ها به ترتیب روز میخونی روزی یکبار (یعنی تا چهل روز طبق این لیست روزی یک بار سوره خاص اون روز رو که گفته بخوانید )
📚قرآن درمانی
❗️عزیزان سوره اسراء سجده واجب نداره پس خانمها که عذر شرعی هم داشته باشین میتونن تلاوت کنن با وضو رو به قبله❗️
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#ذکر_درمانی #توانگر_شدن
🌸✨ هرڪس صبح شنبه
۱۰۶۰ بار《یا غَنی》گوید ثروتمند
شود و شکی در آن نیست✨
📚 گل های ارغوان ۱۹۵/۱
🌸✨هرڪس در شب دوشنبہ
دو رڪعت نماز حاجت بگذارد و پس از
نماز در سجده هفتاد مرتبہ
《الـــوهاب》بگوید تـوانگـر
شـود✨
📚 صحیفه مهدیه ۱۴۰
➘➘➘
•••★• مطالب مشابه👇
🍂🍃🌸🍂🍃🌸
🍂🌸🍂
🌸
#سرگذشت واقعی #سارا
#قسمت_بیست_و_نه
🌸بعد از یک سال نامزدی
آبان سال ۸۵ ازدواج کردم
حمیدرضا همچنان تو آژانس بود و منم از انتشارات اومده بودم بیرون و تو شرکت یکی از اقوام کار میکردم.
هیچوقت خرجیم رو نمیداد تازه این من بودم که حقوقم رو میبردم تو خونه … خونم ۲۷متر بود مثه قفس بود
ولی نمیدونم چرا توش زندگی میکردم
داشتم خودم رو مجازات میکردم
داشتم با حماقت تمام روزهای خوبم رو به خاطر یه آدم عوضی می سوزوندم.
دیگه عادت کرده بودم چون همسرم بود دوستش داشتم اما رابطمو با همه قطع کرده بودم
نه به مامانم و بابام سر میزدم
نه جواب تلفن کسی رو میدادم
🌸دوست داشتم اینقدر تنها بمونم تا بمیرم .
یک سالی گذشته بود اصولا من که میرفتم سرکار خواب بود و من که برمیگشتم از خونه میزد بیرون مثه جغد بود
من همچنان منگ بودم نمیفهمیدم چرا دارم با همچین آدمی زندگی میکنم؟
مامانم هر از چند گاهی میگفت ازش جدا شو ولی من میگفتم چرا جدا شم من که خوشبختم.
🌸دلم نمیخواست باز اونا برام تصمیم بگیرن و من فقط بگم چشم ….
صبحا مثه ماشین کوکی میرفتم سرکار و بدازظهر ها برمیگشتم خونه
یک روز بدازظهر با یکی از دوستای قدیمیم رفتیم خونه در رو باز کردم حمیدرضا داشت میرفت بیرون خداحافظی کرد و اولین قدمی که گذاشتم رو فرش پام گرفت به گوشه فرش یه سنجاق زیرش پیدا کردم که یه چیزی شبیه کشک سرش چسبیده بود مطمئن بودم مواده ولی نمیدونستم چه جور موادیه؟! نمیدونم چرا خودمو میزدم به خریت انگار جادو شده بودم
یه جا قایمش کردم وقتی برگشت خونه بهش گفتم این چیه؟
🌸گفت چی چیه؟ چرا به من شک داری ؟ چرا اینطوری میکنی؟
یه جوری رفتار کرد که دیدم اعصاب دعوا ندارم ادامه ندادم
هر روز اتفاقات عجیب تری میفتاد یک روز شیشه تو خونه پیدا کردم یک روز پایپ یک روز یکی میومد دم در بهش میگفت اومدی مواد گرفتی پولشو بده من سه سال سعی کردم
از زبونش بکشم که معتاده زیربار نمیرفت و من نمیتونستم به خودم بقبولونم که چشمام دارن درست میبینن
خانوادمو مقصر میدونستم که بهم اجبار کرده بودن بهم میگفتن ازش طلاق بگیر ولی من لج کرده بودم.
#ادامہ_دارد
🌸
🍂🌸🍂
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍂🍃🌸🍂🍃🌸
🍂🌸🍂
🌸
#سرگذشت واقعی #سارا
#قسمت_سی
🌸 میخواستم تو اون زندگی بپوسم ولی طلاق نگیرم
از همه عصبانی بودم
از خودم از خانوادم
اما فقط میتونستم خودمو مجازات کنم
بهمن سال ۸۹ بود که یه شب جلو من مواد کشید
عصبانی رفتم جلوش
تمام بدنم میلرزید
نمیدونستم چه عکس العملی نشون بدم
نگام کرد
دودشو داد یه سمت دیگه
گفت
_سارا هر چی دارم میکشم ولی بخدا قول میدم ترک کنم.به خاطر تو دارم اینکارو میکنم.
اروم شدم .قبول کردم.و فقط به صدای جیز جیز گوش دادم .
🌸کار من شده بود مراقبت ازش
میگفتم حالا که خودش میخواد چرا پشتش نایستم
از محل کارم بدو بدو میومدم براش آب میوه تازه میگرفتم
بهش غذاهای نرم میدادم که حالش بهتر بشه سرحال شده بود
مراقبش بودم
ولی بازم سرکار نمیرفت من بهش سخت نمیگرفتم
🌸فقط شرط کردم یک بار دیگه بری سمت مواد نه من نه تو… گفت باشه قول میدم ولی فروردین سال ۹۰ بود که بازم تو خونه مواد پیدا کردم
نشستم رو زمین
خورد شده بودم
یکم فکر کردم موضوع فقط خودم نبودم من بالاخره بچه میخواستم اما از همچین مردی؟
اون بچه ی طفل معصوم چه گناهی داشت؟
مگه من از بابای خودم راضی بودم؟
🌸هر جور حساب کردم دیدم ته این زندگی هیچی نیست. فقط عمرم داره تلف میشه و شاید دیگه هیچوقت فرصت یک زندگی درست رو نداشته باشم تصمیمم رو گرفته بودم یه روز بهش گفتم تو پول داری مهریه منو بدی؟
گفت
_نه من ۷۰۰تا سکه از کجا بیارم؟
_ دلت میخواد با این وضعیتت بیفتی زندان واسه مهریه من؟ – نه نمیخوام
#ادامہ_دارد
🌸
🍂🌸🍂
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
#حدیث
🔅 #پیامبر_اکرم_(ص) :
🔸إنَّ اللّهَ يَغضَبُ لِغَضَبِ فاطِمَةَ و يَرضى لِرِضاها ؛
🔹«به يقين خداوند با خشم فاطمه به خشم مى آيد و با خشنودى او خشنود مى شود .».
📚 بحار الأنوار ج ٤٣، ص ٣٢٠📖
#حدیث
🔅 #پیامبر_اکرم_(ص) :
🔸 مَن قامَ عَلى مَريضٍ يَوما و لَيلَةً بَعَثَهُ اللّهُ مَعَ ابراهيمَ الخَليلِ ؛
🔹«هر كس يك شبانه روز از بيمارى پرستارى كند، خداوند او را با ابراهيم خليل محشور مىكند.»
📚 ثواب الأعمال ص ٣٤١📖
#هرروزیک_آیه
✨وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ
✨رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا
✨كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ ﴿۶﴾
✨و هيچ جنبنده اى در زمين نيست مگر
✨اينكه روزيش بر عهده خداست و
✨او قرارگاه و محل مردنش را مى داند
✨همه اينها در كتابى روشن ثبت است (۶)
📚سوره مبارکه هود
✍آیه ۶📖
11.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☝️کلیپ کوتاه #احکام_شرعی 🌹
موضوع : #احکام_ویژه_قران
➖〰➖〰➖〰➖〰➖
‼️حضور در #مجلس_حرام⁉️
✅س گاهی در میهمانی ها بعضی افراد شروع به پاسور بازی میکنند ولی بدون شرط بندی و فقط برای تفریح، حضور در این مجلس جایز است؟
✍جواب: بازی با پاسور مطلقاَ حتی بدون شرط بندی حرام است، و اگر حضور شما در مجلس نوعی تایید گناه محسوب شود، جایز نیست و باید نهی از منکر کنید و اگر لازمهی نهی از منکر، ترک مجلس باشد باید مجلس را ترک کنید.
📕منبع: leader.ir
#آیه_درمانی #آسان_شدن_کارها
#جهت_برطرف_شدن_مشکل:
✅هرکس با داشتن ایمان آیه های ۶۶ تا ۷۵ سوره ی انفال را به مدت یک هفته از روز شنبه در عقب هر نمازی با نیت خالص.
و توجه کردن به خدا و همینطور معنای آن تلاوت کند خداوند متعال همه کارها را بر او آسان خواهد کرد .
و آرامش مشکل ها و دشواری ها را از گردن او بر خواهد داشت.
فضیلت های سوره های قرآن و پاداش های بزرگی که برای تلاوت کنندگان به وعده داده شده پرداخته اند.
تنها در پرتو خواندن های آن کسب نخواهد شد بلکه مطالعه کردن مقدمه هایی می باشند.
📚خواص آیات قران ص ۸۵
هدایت شده از خانواده بهشتی
#همسرانه #سیاست_همسرداری
#اگه_میخوای_همسرت_عاشقت_باشه...
بعضی ها یه عادت غلط دارن: تمام مسائل زندگیشون را با خانواده خودشون در میون میذارن.
تا وقتی که همه چیز آروم باشه، مشکلی نیست! اما اگر یک وقت خدای نکرده مشکلی پیش بیاد، مجبوری به همه جواب پس بدی!
مطمئن باش همسرت دوست نداره که خانواده تو، در جریان همه چیز زندگیش باشن! همه چیز، چه خوب و چه بد، بین خودتون دو نفر می مونه