.
آقای ال هاشم اینجا باز دارن آب پخش میکنن و من دارم برای تشنگی شما گریه میکنم.
خون که از بدن میره آدم بدجور تشنه میشه😭
.
.
آقای آلهاشم
لعنت به ماهایی که تخیلمون خیلی قویه
من دارم با تخیلِ طرزِ شهادت شما جون میدم
.
.
آقای رئیسی من مسئول ستاد شما بودم.
من تا روستاهای دور رفتم و به مردم گفتم که به شما رأی بدن.
آقای رئیسی اومدم حقالزحمهام رو ازتون بگیرم😭
آقای رئیسی شما جدی جدی شهید شدید؟
.
.
آقای آل هاشم
من رفتم جلوی یکی از این آبپاشا ایستادم و آب پاشید تو صورتم.
جگرم یخ نکرد، بیشتر آتیش گرفت.
بمیرم برای تشنگیتون
.
.
اینجا قیامته
مأمورا خانوما رو هدایت میکنن سمت کوچهها و فرعیها که توی فشار جمعیت طوریشون نشه
الهی دورت بگرم عمه جانِ امام زمان😭
اینجا مردا نمیذارن ما تو شلوغی بریم.
کدوم نامرد شما رو تو شلوغی برد؟
.
.
کاشکی به اینهمه آدم قول نمیدادم که به نیابت ازشون قدم بردارم.
من دیگه قدمهام یاری نمیده.
دلم میخواد دیگه قدم از قدم برندارم.
بشینم همین لبهی جدول و فقط گریه کنم...
.
.
امام رضا جانم
اگه گنبدِ شما تَهِ این خیابون نبود، من یکی که دیگه نمیتونستم با تابوتا جلوتر بیام...
.
.
من این روسری مشکیمو واسه فاطمیه خریده بودم.
حلالت سید، واسه تشییع تو پوشیدم
.
.
داره صدا میزنه خواهش میکنم از خیابونهای همجوار بیرون برید.
میتونید تصور کنید چه جمعیتی اومده که دیگه خیابون امام رضا ظرفیت نداره و هی به جمعیت میگن برید تو فرعیها...
.