شراب و ابریشم...
دورِ فلکهی ضِد ایستاده بودیم. منتظرِ پیکرها. حالِ عجیبی حاکم بود. آفتابِ سَرِ ظهرِ مشهد اذیت میکرد
☝️دور فلکه...
هنوزم هر وقت میرم دور فلکه، حفرهای که بعد از شهادت سید توی قلبم بوجود اومده بود، دهن باز میکنه و دردش توی قلبم میپیچه...
.
شراب و ابریشم...
. آغاز ثبتنام زیارت نیابتی امام رضا جان🌱 قرارِ زیارت نیابتیها به این شکله: شما هر مبلغی که دوست
☝️☝️
شب نیمهی ذیقعده یک شب خاصه
با یه جستوجوی ساده توی نت و یا با مراجعه به مفاتیح میتونید به آنچه دربارهی این شب عزیز وارد شده، دست پیدا کنید.
دور دوم ثبتنام زیارتهای نیابتیمون رو اختصاص میدیم به زیارت نیمهی ذیقعده
توی پیام بالا شرایط ثبتنام اومده
از الان تا غروب چهارده ذیقعده میتونید ثبتنام کنید.
یا علی
.
.
لطفا بیاین اینجا بنویسید که چه چیزی از کانال باعث میشه اینجا بمونید تا بدونم چه چیزایی رو بیشتر دوست دارید و بتونم میزبان بهتری باشم براتون🌱
بخش بزرگی از فعالیت کانال فعالیتهای جهادی ماست و این شاید برای بعضیها خوشایند نباشه، باید بدونم اعضا چی رو بیشتر دوست دارند تا بتونیم بیشتر کنار هم بمونیم و صد البته کارهای جهادیمون رو قویتر پیش ببریم انشاالله ☺️
.
آره آره، این نوشتههامو خودم عاشقشونم🤗
نوشتن از شخصیتهای کمتر شناخته شده، عشق منه☺️
راه دسترسیِ آسان به تعدادی از این نوشتهها👈اینجاست.
روضهها بالاترین رأی رو داشت.
بیشترین پیامهایی که دریافت کردم، نوشتید بخاطر روضهها اینجایید.
شب شهادت امیرالمؤمنین که نجف بودم و لینک گذاشته بودم تا التماس دعاهاتون رو به محضر ابوتراب برسونم، وقتی پیامها رو باز کردم تا دونه دونه در محضر امیرالمؤمنین بخونم، وسط یک عالمه التماس دعای رنگارنگ، یک مرتبه رسیدم به یک پیام که نوشته بود: رحمت به قلمت با روضههات
جوری این پیام قلبم رو لرزوند که شاید در اون لحظه هیچ چیز نمیتونست مثل اون یک خط نوشته، حالم رو خوب کنه.
خدا رو شکر که سهمی از روضههای اهلبیت روزیِ نوشتههای منه و الحمدلله رب العالمین که شما هستید و میخونید و برای ادامه دادنِ این نوشتهها، به من انگیزه میبخشید.
خدا برام نگهتون داره
خدا خرج اهلبیتمون کنه
شراب و ابریشم...
. اگه اسنپ، مسیر نجف_مشهد رو فعال کنه من راننده اسنپ میشم! .
.
هماکنون پیامهای شما:
مایَم مسافر
مایَم مسافر
از این خبرا نیس
شما پول بنزین میدید من زائرای مستضعف رو میرسونم نجف
خودم یک دل سیر تماشا میکنم و زائرای اونوری رو میارم مشهد
دور امام رضا جان میچرخم و باز روز از نو روزی از نو
دوباره شما پول میدید من زائر مستضعف سوار میکنم میرسونم نجف
اونقدر این مسیرو میرم و میام تا آخرین گروهو که رسوندم نجف، خودم همونجا بیفتم و بمیرم و دیگه هیچ وقت از نجف برنگردم...
.
این رُز، کمر خم کرده بود سمت ضریح!
از صبح که خادما گذاشته بودنش کنج ضریح، هی نگاه سقف کرده بود، هی چشم سمت ضریح چرخونده بود و دست آخر دلش تاب نیاورده بود و خودشو انداخته بود لبهی گلدون و تقلا میکرد صورتشو برسونه به ضریح.
رز عاشق، رز با ادب، رز ضریح... افتاده بود لب گلدون و داد میزد: امام رضا خیلی دوسِت دارم...
عکس و متن: ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
.
خیلی دوست دارم سراغ بگیرم از حاج محمود کریمی ببینم کسی که یک ماه تمام تو حرم امیرالمؤمنین بیتوته داشته، الان زندگیش چجوری میگذره؟! واقعا فراق نجف رو چجوری تاب میاره؟!
.