eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.3هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
70 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
آخرش اول ربیع رو تبریک بگیم یا نه؟🧐 شب اول ربیع، شبی هست که امیرالمؤمنین با بذل جان شریفشون جان گرامی پیامبر رو از خطر قطعی و یقینی نجات دادن و این کار امیرالمؤمنین اونقدر مورد تحسین و مباهات پروردگار قرار گرفته که آیه نازل کرده و در قرآن ثبت نموده تا قیام قیامت همه بدونن خداوند به وجود امیرالمؤمنین فخر می‌فروشه. آیا واقعا چنین تجلیلی از مولا و مقتدای ما توسط خداوند، جای تبریک و شادباش نداره؟ آیا واقعا چنین مناسبتی عید نیست؟ عیدِ بزرگداشت ولیّ خدا. خداوند و ملائکش در هفت آسمان هر روز و هر ساعت به مدح اهل‌بیت مشغولند. ان‌الله و ملائکته یصلون علی النبی، یصلون فعل مضارعه و خبر از پیوستگیِ این درودها و سلامهایی میده که خداوند از سر مباهات بر پیغمبر و آلش میفرسته... اما بعضی از ایام خدا این مدح و ستایشها رو فرستاده زمین تا ما هم بشنویم و ما هم در این ستودنها با خدا و ملائکش همراه بشیم. و چه عیدی شورآفرین‌تر از روزهایی که خداوند متعال در ستایش اهل‌بیت حرفی و کلمه‌ای فرستاده و بر ما منت گذاشته تا ما هم همردیف خودش و مَلَک‌هاش غرق سرور و مباهات بشیم و به داشتن اهل‌بیت ببالیم و از جام محبت اهل‌بیت سرمست بشیم. در شگفتم از بندگان خدایی که معترض میشن به این تبریکها و تهنیتها و هی با نشر پیامهایی که اول ربیع چنین است و چنان نیست اصرار می‌ورزند بر منع از تبریک ایام! تا این روزها و بزرگداشتها رو درک نکنیم که ایام عزای اهل‌بیت هم نمی‌فهمیم قراره بر چه کسی گریه کنیم! تا مفاخر اهل‌بیت رو نشناسیم و عظمتش رو جشن نگیریم که نمی‌فهمیم چرا مصیبت اهل‌بیت بزرگه؟ اون بلایا سنگینه، چون سر کسانی اومده که این آیات در شأنشون نازل شده و ما باید این آیات و کرامات رو بشناسیم تا بتونیم مصیبت رو درک کنیم. از دیشب باز بحث تبریک‌نگیدها داغ شده، حالا بعضیا میگن شام شهادته، بعضیا میگن ایام محسنیه، بعضیا میگن فلان روایت جعلیه و .... جای تأسف و تأمل داره این سبک رفتاری. هر جا که خدا از فضایل اهل‌بیت صحبت کرده شک نکنید که جای جشن و بزرگداشته. باید عید به پا کرد برای هر منزلت اهل‌بیت؛ نَه از این جهت که اهل‌بیت محتاج عید و عزای ما باشن بلکه از این جهت که ما محتاجیم به داشتن و شناختن و ستودنِ اهل‌بیتی اینچنین بلندمرتبه که حتی پروردگار طاق عرش رو برای مدح و ثنای اونها آذین بسته. من همونطور که تلاشم رو میکنم تا جا بندازم که غدیر عید سیدها نیست بلکه عید کائنات و عید کل بشره و همونطور که تمام تلاشم رو میکنم تا فرهنگ غلط استقبالهای زودهنگام از محرم رو هم ریشه‌کن کنم، به قدر توان و وسعم تلاشم رو می‌کنم تا این رو جابندازم که هر جا آیه‌ای در شأن اهل‌بیت نازل شده بی‌شک اونجا عیده و وقت تهنیت. اول ربیع مبارک هست، مبارک‌ترمون باشه 😍 ✍ملیحه سادات مهدوی @sharaboabrisham https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
@Beytnegar4_5992344178174986054.mp3
زمان: حجم: 1.3M
‍ شب همان شب که سفر مبدأ دوران می‌شد خط به خط باورِ تقویم مسلمان می‌شد شب؛ همان شب که جهانی نگران بود آن شب صحبت از جانِ پیمبر به میان بود آن شب در شب فتنه، شب فتنه، شب خنجرها باز هم چاره علی بود، نه آن دیگرها مرد؛ مردی که کمر بسته به پیکار دگر بی زره آمده در معرکه یک بار دگر تا خودِ صبح خطر دور و برش می‌‌رقصید تیغِ عریان شده بالای سرش می‌رقصید مرد آن است که تا لحظه آخر مانده در شب خوف و خطر جای پیمبر مانده گرچه باران به سبو بود و نفهمید کسی و محمّد خودِ او بود و نفهمید کسی در شب فتنه، شب فتنه، شب خنجرها باز هم چاره علی بود، نه آن دیگرها دیگرانی که به هنگامه تمرّد کردند جانِ پیغمبر خود را، سپر خود کردند بگذارید بگویم چه غمی حاصل شد آیهٔ ترس برای چه کسی نازل شد بگذارید بگویم خطر عشق مکن! جگر شیر نداری، سفر عشق مکن! عنکبوت آیه‌ای از معجزه بر سردر دوخت تاری از رشتهٔ ایمان تو محکم‌تر دوخت باز هم یک نفر از درد به من می‌گوید من زبان بسته ‌ام و خواجه سخن می‌گوید من که از آتش دل چون خُم مِی در جوشم مُهر بر لب‌ زده، خون می‌خورم و خاموشم طاقت ‌آوردن این درد نهان آسان نیست شِقشقیّه است و سخن گفتن از آن آسان نیست... و شعر با صدای شاعر 🌱https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
شراب و ابریشم...
خب قصه‌ی لیلة المبیت اونقدر شهره‌ی آفاق هست و اونقدر توی اقطار و اکناف عالم این قصه دهن به دهن و سین
یه مطلب خودمونی درباره لیلة‌المبیتِ بسیار عزیز و بسیار مبارک☝️ 💚 چون شأن امیرالمؤمنین درست شناخته نشد حوادثِ بعد از شهادت پیامبر، بوجود اومد. پس این که فکر کنید عزاداری برای محسنیه و یا هر مطلب دیگری بر گرامیداشت لیلة‌المبیت ترجیح داره سخت اشتباهه، چون تا لیلة‌‌المبیت‌ها به درستی شناخته نشن سقیفه‌ها دائم تکرار میشن! می‌دونید این اشتباه ریشه در کجا داره؟ در اینکه ما فکر میکنیم مسئله‌ی ولایت تمام شده هست، گمان می‌کنیم ۱۴۰۰ سال پیش سر ولیّ خدا بلایی اومده و حالا اینکه واسه اون بلا عزاداری کنیم از اینکه برای منزلت ولیّ جشن بگیریم واجبتره! اما مسئله اینه که ولایت جاریه و سقیفه‌ها هم در ستیزِ همیشگی با ولایت. و اگر جایگاه ولایت به درستی تبیین نشه، سقیفه و همه‌ی حوادث در طول تاریخ باز و باز تکرار میشه. قطعا بزرگداشت لیلة المبیت بر هر بزرگداشت دیگری ترجیح داره، حوادثی هم که زحمت کشیدید بعضی دوستان در پی‌وی برای من ارسال کردید رو مطلع هستم لیکن همه‌ی اونها رو دقیقا حاصل همین مقاومت در برابرِ بیانِ شأن امام می‌دونم! تا امام شناخته نشه و قدر و منزلتش بر مردم معلوم نشه، تاریخ همون تاریخه و حوادث همون حادثه‌ها... اونقدر لیلة المبیت عجیب و بزرگه که جا داره براش جشنها و پایکوبیها برگزار بشه. این خارج از ادراک ماست که چطور میشه خداوند متعال بنده‌ای از بندگانش را تا این حد مورد مدح و ستایش قرار بده؟ هیچ جان‌افشانی و بذل جانی شبیه این قصه نبوده و نیست. جانِ پیغمبر آخرالزمان نجات پیدا کرده، جان ضامنِ حیاتِ کائنات امیرالمؤمنین اگر اون فداکاری رو نمی‌کرد و جان پیامبر به خطر می‌افتاد کائنات حتی قدر لحظه‌ای سرجا نمی‌موند و نابود می‌شد. اینها رو فقط وقتی می‌شه درست متوجه شد که نسبت بقای آفرینش و پیامبر برای ما به درستی معلوم شده باشه.... 👈اینجا در این سلسله مطالب قبلا کمی صحبت شده‌. ✍ملیحه سادات مهدوی @sharaboabrisham
هدایت شده از  شراب و ابریشم...
یک آیه‌ای داریم توی قرآن که صحبتش سر این است که خدا با بعضی بنده‌هایش یک طور دیگری مهربان است. از آن مهربانی‌ها که برایش از لفظ رئوف استفاده کرده و نه رحمن و رحیم و مشتقاتی از این دست. خب آنهایی که عربی بلدند می‌دانند که در ادبیات عرب بار معنایی واژه‌ها با هم فرق می‌کند، و اینطور نیست که مثلا همینطور فله‌ای از یک بغل به همه رقم مهربانی بگویند مهربانی و تمام! نخیر آقا ادبیات عرب واژه‌هایش حساب و کتاب دارد، برای مهربانی مراتب قائل است و برای هر مرتبه، لغت خاص خودش را وضع کرده است! البته این حجم از دقت و ظرافت در ادبیات عرب خاص این یک کلمه نیست اینجا چون صحبت راجع به مهربانی بود همان را مثال زدم. خب بگذریم داشتم میگفتم یک آیه‌ای داریم که صحبتش سر این است که خدا با یک بنده‌هایی مهربان است، چه مهربانی... از آن مهربانی‌هایی که دیگر برایش نمی‌شود تَه پیدا کرد، از آن مهربانی‌هایی که آخر ندارد، مثل و مانند ندارد... حالا این بنده‌هایی که خدا اینجوری باهاشان مهربان هست کی هستن؟ اصلا مگر چه کار کردن که انقدر نورچشمی شده‌اند؟ خود آیه جواب می‌دهد: می‌گوید همانها که جانشان را با خدا معامله کردند. بعد لغت‌دانان و مفسران ذیل این آیه بحث کرده‌اند و نظر قطعی داده‌اند که اینجا از آن جاهایی‌ست که لفظ جمع آمده اما اراده‌ی مفرد شده! یعنی گر چه که در ظاهر آیه گفته آنها، اما منظورش او بوده! اصلا آنهایی در کار نیستند، یک اویی هست و تمام! ابن‌ابی‌الحدید دانشمند بزرگ اهل سنت هم ذیل این آیه بر همین معنای او تاکید کرده و گفته فقط یکی که کافر یا دیوانه باشد این مسئله را انکار می‌کند و همه‌ی مفسران به تواتر گفته‌اند که این آیه یک نفر را نشان کرده و آن یک نفر کسی نیست جز علی‌ابن‌ابی‌طالب و آن معامله‌ی جانی هم که آیه اشاره کرده همان قصه‌ی معروف لیلة ‌المبیت و ماجرای خوابیدن امیرالمؤمنین در بستر پیغمبر است. خدا یک آیه نازل کرده خاص امیرالمؤمنین و گفته تا قیام قیامت که این قرآن برقرار است این آیه در گوش زمین و زمان تلاوت بشود تا همه بدانند من علی جانم را چقدرررر دوست دارم، علی جانی که هم نام منِ خدایِ علی و اعلاست.💚 وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ/بقره۲۰۷ ✍ملیحه سادات مهدوی. بزمِ برکه‌ی خوشبخت از ۲۵ ذی‌قعده تا ۲۵ ذی‌حجه هر روز با ذکر فضائل امیرالمؤمنین 💚 @sharaboabrisham
زمان: حجم: 551.5K
شما صدای مادر شهید سید محمد حسینی شهری از شهدای دفاع مقدس را می‌شنوید.❤️ دیروز توفیق شد محضر این مادر عزیز شرفیاب شدیم. برگردانِ صحبتهای مادر از لهجه‌ی گنابادی: اینجوری شده بودم که این دلم آتیش می‌داد که فکر می‌کردی توی دلم بخاری روشنه. شب همه می‌خوابیدن من بلند می‌شدم می‌رفتم توی حیاط، چله‌ی زمستون بود، از شیرا نصف آب میومد نصف یخ ( آب یخ‌زده‌ی نیم‌بند) پنج شش مشت از اون آبای یخی می‌ریختم روی سینه‌ام، خدا شاهده به داخل خونه که می‌رسیدم خشک بود، بدونید که من چه حالی بودم. (یعنی چقدر جگرشون آتیش داشته که چله‌ی زمستون یخ روی سینه‌اشون خشک می‌شده) دیگه خدا می‌خواست که من زنده بمونم ( یعنی خودشون انتظار نداشتن بعد اون داغ دووم بیارن) بعدا خوابی می‌بینن و بعد از اون خواب صبوری بهشون عطا میشه که در ادامه صحبتها دارن اون خوابو تعریف می‌کنن. دِینِ ما به مادران شهدا... 🌱 @sharaboabrisham
مازیار فلاحی4_238321619221611177.mp3
زمان: حجم: 4.9M
برای شنیدن. چون که سالروز آغاز جنگ تحمیلی نزدیکه... دِینِ ما به شهدا.... 🌱 @sharaboabrisham
نمی‌خواستم براش تبلیغ کنم ولی وقتی دیدم داره از من تعریف می‌کنه دست و پام شل شد اصلا🤣 صاحب این کلمات دُرَربار پونه‌اس، کلا معلم آفریده شده، البته موقع آفرینشش یه مبلغ مورد توجهی هم سُسِ روانشناسی و مددکاری به خمیرش اضافه شده و خلاصه تهش شده یه معلم_مشاور حالا این صندوقچه‌ی توانایی و گنجینه‌ی مهارت قراره دوره کتابخوانی برگزار کنه. اگه دوس دارید شرکت کنید و از کم و کیف کار مطلع بشید می‌تونید به خودش پیام بدید و با کد تخفیف شراب و ابریشم از تخفیف هزار تومنی بهره‌مند بشید.😂 دوره‌ی کتابخوانیش عالیه👌 اگه عادت به مطالعه ندارید و میخواید این عادت رو ایجاد کنید یا اگه این عادت رو دارید و میخواید تقویتش کنید این دوره می‌تونه خیلی مفید باشه براتون. واسه ثبت‌نام 👈 @Pooneh_rsz 🌱 @sharaboabrisham
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حالِ خوب اگه آدمیزاد بود:
شراب و ابریشم...
شما صدای مادر شهید سید محمد حسینی شهری از شهدای دفاع مقدس را می‌شنوید.❤️ دیروز توفیق شد محضر این ماد
سلام بعضی دوستان پیام دادن گفتن قسمت خواب مادر شهید رو متوجه نشدن. براتون به زبان معیار برگردوندم: خواب دیدم پسرِ خواهرم که آشپزِ امام هشتمه(مهمانسرای حضرت) اومدن احوالپرسی کردن و با هم چای و میوه خوردیم‌. به من گفتن خاله میاین بریم بیرون؟ گفتم بله و با هم راه افتادیم یه مقداری که رفتیم از دور یک باغ نمایان شد، پسر خواهرم گفت می‌دونید اون باغ از شماست؟ گفتم نه! گفت اون باغ برای شماست. رفتیم تا رسیدیم به باغ. باغ پر از میوه بود و همه درختاش تازه میوه داده بود، و از داخل باغ یک نهر جاری بود. درخت گیلاسش از اون گیلاسای درشت داشت من یک گیلاس از درخت چیدم و یک گاز گرفتم گیلاس ملس بود. من این گیلاس رو که خوردم دیگه بعدش به من صبر عطا شد و من تونستم به شهادت فرزندم صبر کنم و گرنه به چهلمش نمی‌رسیدم چون انقدر سینه‌ام آتیش داشت که انگار توی دلم آتیش روشن کردن ولی بعد از این خواب دیگه به خیر گذشت و من زنده موندم. درباره پدر شهید هم صحبتی کردن که توی این صوت نیست. گفتن یک وقت می‌شد نصف شب از خواب پامیشدیم می‌دیدیم پدر نیستند، می‌رفتن دنبالشون می‌دیدن گلزار شهدان بالای مزار فرزند، ساعت دوی شب! این پدر بزرگوار از دنیا رفتن لطفا شادی روح ایشون و همه پدر و مادران شهدای گرانقدر صلواتی بفرستید. کی جز خدا می‌تونه جبران کنه رنج عظیمی رو که خانواده‌ی شهدا بردند تا ما امروز در آرامش باشیم! 🌱 @sharaboabrisham
در آستانه‌ی شهادت حضرت امام عسکری هستیم دست به دست هم بدیم سر سلامتیِ آقا امام زمان هزینه‌ی درمان این طفل معصوم رو تأمین کنیم. این دختر عزیزمون پدرش معتاد بود و رفت از خونه و زن و بچه رو رها کرد. دخترمون لوسمی حاد داره و توی بیمارستان کودکان امیرکلا بستری هست کسی رو جز خدا ندارن ۳ دوز دارو نیاز داره برای تزریق هر دوز با حمایت وزارت غذا و دارو ۳ میلیون تومان و فقط توی داروخانه بیماران خاص پیدا میشه. برای واریز مهربانی‌هاتون همون شماره کارتی که از من دارید که کارت اختصاصیِ خیریه هست 🙏
6037998170738750
ملیحه سادات مهدوی🌱 روی شماره کارت بزنید کپی میشه🙏 🌱 @sharaboabrisham