eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.8هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
70 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
. عمه دوید تا بچه‌ها و زن‌های فرار کرده را پیدا کند... چقدر دشت وسیع شده بود. چقدر آمار بچه‌ها کم شده بود... آه عمه عمه... .
. چه بهشتِ غم‌انگیزیه خیمه‌گاه .
قسم به محراب خیمه‌ی اباعبدالله که در خیمه‌ی اباعبدالله نیست کسی که به فکر بچه‌های غزه نیست! واریزیهای امروز به نیت فرج امام زمان و نابودی اسرائیل برای کمک به بچه‌های پیغمبر در غزه
603799729
.
. ضریح خیمه‌ی حضرت ابوفاضل تو ورودیِ خیمه‌گاهه و دو ضریحِ جدا از هم درست کردن، سمت راست و چپ و وسطش هم بازه برای ورود داخل خیمه‌گاه. چند تا خانوم ایستاده بودن و داشتن می‌گفتن بالاخره کدومش خیمه‌ی حضرت عباسه؟ گفتم کل این فضا خیمه‌ی حضرت عباس بوده، الان چون می‌خواستن ورودی زنانه و مردانه رو جدا کنند، این فاصله رو بین دو قسمتِ خیمه‌ی ایشون باز کردن. حضرت عباس چون فرمانده لشکر بودن خیمه‌شون جلوی تمام خیمه‌ها بوده تا اینو گفتم صدام لرزید و چشمام پر اشک شد ای به قربون اون لشکری که فرمانده‌اش ابوفاضل بوده... .
. امروز هر چه خدمت در موکب دارم. پذیرش سخنرانی پذیرایی اطعام و همچنین پاداش زیارتم تقدیم به همه‌ی کسانی که برای غزه کمک کنند. تا هشت میلیون تومان کمتر از شش تومن فاصله داریم. مدد بدید یه پولی بشه که بعدش بشه سرو بالا گرفت و گفت این مبلغ در محضر اباعبدالله جمع شد. کار باید درخور باشه
60379972
. بعدِ تو زینب با کاروان نرفت. روی همان خاک‌ها ماند و بدنِ تو را برای همیشه بغل گرفت و برای هرکسی که از آنجا عبور کرد، عریان‌ترین روضه را خواند. بعد از تو خواهرت زنده نماند، توی همان گودال جان داد. کسی اینجای واقعه را نگفته. بعد، تو خواهرت را تکثیر کردی. فرمان دادی زینب‌هایی دوباره آفریده شدند. زینبی برای پرستاری، زینبی برای تند دویدن میان خارها، زینبی برای خاک‌ریختن روی دامن‌های آتش‌گرفته، زینبی برای شماردن کودکان. عوضِ هر شهید، زینبی درست شد. بعدِ واقعه آب که آزاد شد، خواستی زینبی در آن میان پیدا بشود که سقا باشد و خودش لب به آب نزند. بعد که کاروان به راه افتاد، دستور دادی زینبی بیافرینند که روی محمل بنشیند که تا شام به آن چشم بدوزی و دلتنگ نشوی. تو در آن مسیر طولانی از بلندترین ارتفاع، کودکانت را می‌دیدی که از بلندی اسب‌ها و شترها می‌افتند. این بود که گفتی زینبی درست کنند برای دویدن پشت کاروان. کسی اینجای واقعه را روایت نکرده، ولی شاید آن زمزمهٔ آخرِ تو در گوش خواهرت که آرامش کرد، همین بود: «آرام باش همبازیِ کودکی‌هایم! همه می‌روند، ولی تو جایی نمی‌روی، تو تا آخر همین‌جا می‌مانی زینب! قرارمان یادم نرفته.» . ✍امیرحسین معتمد @sharaboabrisham کمک به مردم مظلوم غزه به نیابت از خانوم زینب کبری:
60379972
.
پیام خادم یکی از مواکب مستقر در نجف☝️
شراب و ابریشم...
پیام خادم یکی از مواکب مستقر در نجف☝️
پیام یکی از بانوان فعال فرهنگی در روستا☝️
شراب و ابریشم...
پیام یکی از مداحان اهل‌بیت☝️
پیام یک تسهیلگر ارتباط مادر_کودک☝️
هدایت شده از  شراب و ابریشم...
. امروز هفده مرداد و روز خبرنگاره. من همیشه اصرار دارم روز خبرنگار، روز عکاس، روز مددکار، و روزهای مختلفی که شأنی از شئون حضرت زینب رو به یاد میاره، مطلبی در رابطه با وجود نازنین ایشون بنویسم تا ابعاد مختلف خدمات ایشون بیشتر شناخته بشه! کمی فکر کنید به شئون یک خبرنگار، عکاس، مستندساز... و قصه‌ی عاشورا و حضرت زینب، این بزرگترین خبرنگار تاریخ! اگر به وقایع بعد از عاشورا حتی نگاهی سطحی کنیم، قطعا نقش حضرت زینب رو بیشتر و پررنگ‌تر از یک پرستار می‌بینیم که قرار باشه چند زن بی‌سرپرست و چند کودک یتیم رو تیمار کنه! پرستاری شأنِ کمی نیست، اما کمترین شأنِ حضرت زینبه! حضرت زینب یک چهره‌ی شاخص سیاسی و یک فعال فرهنگی_اجتماعی بود. زن آگاه و بلندنظری که در پر حادثه‌ترین برهه از تاریخ، در شرایطی که محتمل‌ترین وضعیت برای نابودیِ اعتقادات توحیدی بود قیام کرد و با دفاع از حریم ولایت، بشریت رو از لبه‌ی پرتگاه نجات داد. وقتی کاروان اسرا وارد کوفه شد وضعیت چطور بود و وقتی خارج می‌شد چطور؟ درباره‌ی شام هم همینطور؟ پاسخ این سوال نشون می‌ده که حضرت زینب اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر خودش رو تغییر داده، فرهنگِ این چهل منزل رو از ریشه زده و فرهنگ تازه‌ای بنا کرده و این اعجاب‌انگیزه! زینب کبری با خردمندی و بلندنظری از هر فرصتی که داشت استفاده کرد برای تبلیغ و روشنگری و پیام‌رسانی! مبارزات زینب کبری اونقدر تنوع و گستردگی داره که شاید نشه در یک گفتار بهش پرداخت. از تحقیر بلندپایه‌ترین مقامِ سیاسیِ وقت در مرکز خلافتش بگیرید تا دست رد زدن به سینه‌ی زنی که برای اهل کاروان نانی به صدقه آورده بود! همینکه زینب کبری نان رو قبول نمیکنه و اعلام میکنه صدقه به ما تعلق نمی‌گیره یعنی بهره بردن از کوچکترین فرصتها برای تبیین حق و این نهایت خردمندی و هوشمندی ایشونه! حضرت زینب یک مدیر در حد اعلاست، یک سخنور در قله، یک درمانگر به تمام معنا، یک مستندساز، یک خبرنگار، حتی یک عکاس با ثبتِ لحظه‌ها از بلندیِ تَلّ از بالای قتلگاه! چقدر حیف شد که روز ولادت ایشون فقط روز پرستار نام گرفت! باید ولادت ایشون روز بزرگداشت تمام شئون مدیریتی در تمام عرصه‌ها می‌بود. و حالا که به بهونه‌ی روز خبرنگار این مطلب رو نوشتم خوبه اینجور صحبتم رو تموم کنم: خبرنگارها، عکاسها، مستندسازها، فیلم‌نامه‌نویس‌ها... همه‌ی دست به قلم‌ها و پیام‌رسان‌ها باید خودشون رو با شاخص زینب کبری بسنجد! چقدر در ابلاغ حق و در رسوا کردن باطل به او شبیهند؟! درود بر همه‌ی آنها که در تکاپوی ابلاغ حقند... روز خبرنگار و یاد و خاطره‌ی شهدای خبرنگار گرامی. ✍ملیحه سادات مهدوی 🌱 @sharaboabrisham
. دیشب خیمه‌گاه بقدری شلوغ بود که تا فاصله‌ی صد متریش نمی‌شد رفت چه رسد به اینکه بری داخل. من بعد از نماز صبح مشرف شدم. به راحتی وارد شدم و داخل خیمه‌گاه هم خلوت بود و خیلی راحت تونستم زیارت کنم. توصیه می‌کنم شما هم بعد از نماز صبح مشرف بشید. چه بهشتی بود خیمه‌گاه لحظه‌شماری می‌کنم بتونم دوباره مشرف بشم ان‌شاالله خیلی احساس فوق‌العاده‌ای تجربه کردم، خیلی نزدیک به زینب کبری، خیلی عمیق و روشن... صبح که از خیمه‌گاه برگشتم موکب به زهره گفتم اندازه‌ی حرم امیرالمؤمنین بهم چسبید و یک مرتبه بی اختیار شروع کردم به گریه زهره گفت چی شد؟ گفتم دلم برای نجف تنگ شده! و بعد وسط گریه خندیدم و گفتم خود اباعبدالله هم می‌دونن که من نجف رو از کربلا بیشتر دوست دارم، کاریش هم نمی‌تونم بکنم، ایرانم که بودم به اباعبدالله گفتم من بیشترشو می‌خوام نجف باشم! هیع... بقول حاج منصور اگر چه موطن من کربلاست، با این حال، علاقه بر نجفِ شاه بیشتر دارم... .