شراب و ابریشم...
خدا، وقتی فکرِ ساختن بستنی قیفی را به سر بشر میانداخت به احسنالحالِ من فکر میکرد
به معجزهی حَوِل حالنایِ قیف و موج و خنکی و شیرینی...
به این که چطور یک نفر را آنقدر خوشحال کند که هر روزش عید باشد...
خدا بستنی قیفی را باعثِ هر بهار من آفرید؛ باعثِ هزارسال خندیدنم...
🍦🍦🍦🍦🍦🍦🍦
عشق من بستنی قیفی هم در مشایه حضور داشت و در عمود ۷۸۵ به ملاقاتم اومد😂
.
فکر میکنم جهان فقط به امید ظهور پابرجاست وگرنه دنیا بعد از امیرالمؤمنین باید تمام میشد!
.
.
عراقیهای عزیز برای اینکه یه وقت ما تو عراق غریبی نکنیم و عین کشور خودمون بدونیم، هِی برقو قطع میکنن!🚶♀
.
.
آدمیزاد وقتی نمیداند، وقتی بلد نیست، قیافهاش خیلی ترحمبرانگیز میشود.
درست شبیه من که ورودی نجف ایستاده بودم و نمیدانستم الان دقیقا کجا باید بروم.
تنها کلمهای که با لحن سؤالی تکرار میکردم همین بود: حرم امیرالمؤمنین؟
جوانکی عراقی یک ون نشانم داد و گفت خانم خانم این ماشین حرم، نیم دینار حرم
بعد یک نیم دیناری از جیبش درآورد و گفت یکی از اینها، حرم
بعد که خواست نیم دیناری را بگذارد توی جیبش، دستش را تا نصفه سمت جیب برد و دوباره برگرداند سمت من و نیم دیناری را داد دستم و گفت برو!
سوار شدم و آخر مسیر، همان نیم دیناری را دست راننده دادم و پایین آمدم.
از جایی که ما را پیاده کرده بود تا حرم نیم ساعت پیادهروی بود.
با همان قیافهی ترحمبرانگیز با همان سر و شکل نمیدانم کجا بروم، وارد حرم شدم و با خودم فکر میکردم وقتی یک جوانک عراقی اندازهی نیمدینار دلش به حالم سوخته، یک پادشاه عراقی که کمِ کَمَش قد چندصدهزار دینار مورد ترحم قرارم خواهد داد!
سلام مولا
سلام تنها امیرِ دنیا💚
.
زمان:
حجم:
98.9K
اذان مغرب حرم امیرالمؤمنین 💚
تمام دعواهای دنیا سر همین اسمه
هزار هزار الحمدلله رب العالمین که ما زیر پرچم صاحب این نام مبارکیم💚
و به بلندای نامت تکبیر