حجت الاسلام شیخ اسماعیل رمضانی1427513089_-1563528983.mp3
زمان:
حجم:
40.1M
🎙نگاهی دیگر به «رزق و روزی»
استاد شیخ اسماعیل رمضانی
▫️جلسه ی ششم
💠https://eitaa.com/sharaf404
دوش شنیده ام سخن پی شده هستی قلم /عاشق راه مغتنم ای تو همه پاره تنم /صوت صدایت به سری ازتو وانفصال حق/چیست شده برای ما شعر بلند محتشم /خواب که از مشرق دین در شرف مغرب کین /موج زند خود ببرد هستی ما در تو صنم /نیست وهست حق مگر راه به جایی ببرد /گشته میان این زمان حق جدای مغتنم /پرزده از راه دلم سوی مقام مست تو /عطر سخن پراکنی در تو هوای مشعرم / زار کنی یا نکنی پرده ستر عاشقی /باتو حجاب راه حق ای تو تمام حاصلم(م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
در بی پناه جانم شوق جهان بدارم /هرکس که جان پناهم با او ست هر جهانم /در غرقه ی یَمِ خود ای موسی
نجاتم /پیوسته نیست گشتم هرجا که حق ندانم /کآخر صبای امید با شرق نور خورشید /در این ظلال جوشید اندر خم بیانم /هرجا که عاشقی کرد در زورق نگاهت /در موج رود خواند قوس تودر کمانم /محراب پیچ در پیچ خواند به حرب در هیچ/آهسته تر بگوید بنگر بدین عذابم /یکتای حرف در دل گویدشمیم مشکل /چون زلف باد رفته در طره نگارم (م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
هرچند مبتلایم اندر خم بلایم /کاندر زبان خاموش زنده تر از بیانم /هر سمت آه بودن در رمز نور امید/با آن تشعشع ناب از خود چه ها بدانم /در کار این زمانه یادش مگر غمی بود/در آن مگر فسانه حادث شده کلامم/بی جاست طعن دشمن خواهد مگر زمانی/پیداست خاطر خود در عمق جان جانم/خسته دلان عاشق سوته دلان معشوق /در هم نواز سازش روشن تر از زمانم(م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
وقتی که من آرامم در خاک تهی دستی/خود در طلب جانم از جام می ومستی/بی شوق تو از فردا یک ساعت من کم نیست /تا در قفس نفسم ای حاصل در هستی/پیدا شده هر پنهان از فوج نسیم مهر/در خویشتن خود هم یک جرعه به سر مستی/نابود مگر باشد در اوج غبار غم /در تو ز کدامین خواب ای نیست شده هستی/بوی تو واین قسمت از طرف نگارین رو/ای یوسف کنعانی از چاه ظلم رستی/نور شفق مشرق کاهیده دراین محفل/درهر سحر غافل باصد کمی و پستی(م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
من عاشق و تو شیدا در فکر خود از فردا /یک صحبت غم با هیچ پیداست مگر رویا /از خشکی این ساحل نوری بطلب شاید /آرام میان ماست یک ساعت بی معنا /ای کوه بسان شب با سایه سنگینت /در شهر مگر باشد درد غم او با ما/هر چند که صادق بود عاشق تر از عاشق بود /گوینده لایق بود ای هستی خود درجا/از خستگی امید حرفی بزنی یا نه /از مست نسیم خواب در بستر یک رویا(م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
من هم هنوز هستم در پیش گاه حاصل/حاشا که کم گذارم در جست و جوی مشکل/بوییدن زمان هست آنی که خود بدانی/جوشیده و خروشید ای هست و بود کامل /این را مگر جهانی در آستان ببیند /در هر نسیم گوید درحق صاحب دل/پیدایش سخن بود هرچند بیش و کم بود/آید به کیش تن بود درخود بسان باطل/پبوسته هر چه گوید مقدار تابش نور /از خود چگونه خورشید درقعر عقل کاهل(م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
در دام توامشاید آرام کنم خودرا /حادث شده این ممکن در خواب کنمخودرا /بیچاره تر از هرکس در پیرُهن شاهد /بی کس شده از خود هم در کار کنمخود را /بوسیده غمی چندی در جیب نظر بینش /آهسته تر از اینم فریاد کنم خود را /ای صاحب لوح حق با این قلمزرین /بنوشته به سان شوق آوار کنمخود را /هرگاه که عسرت بود در حرج سخن پیما/در باور تنهایی چون یار کنم خود را(م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
با نقل قول خواهشت دریای غم در خویشتن /پاکیزه و ازکی کنی ای صاحب هر پاره تن /در موج کاهیدن شدن از انتهای هر کلام /بوسیدن لعل سلام در ما مصادیق سخن/کوتاه کرده خواب را در مشرق مرتاب را /آگه کند در تاب را چون آهوی مشک ختن /این است حق عاشقی چون مبتلای آگهی /سرد است حرف جاهلی در عاقبت از خویشتن
(م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
در شهر بی فانوس خود عاشق ترین عاشقی /از انزوای آخرت در خود شکسته قابلی /پوییدن راه دلم آنقدر در خود خفته شد/یک لحظه از خوف زمان در ما نشسته حاصلی /ای شور طور آتشین لوح سمین نازنین /حک کرده بر قلب دلت پیوسته با هر مشکلی/در آن ندای درد غم آید به ناگه خویشتن /ای صاحب آرام تن بنگر مگر در باطنی/در حنجر این صبح نو گوید که خود را نو به نو /در عمق مشرق چون نهند خورشید صاحب منزلی (م.خ)
https://eitaa.com/Ostadkhosravi