چو ترک چشم تو خونخوار شد آهسته آهسته دلم خون دیده ام خونبار شد آهسته آهسته تجلی کرد تا شمع رخت در سینه تنگم چو سینا مهبط انوار شد آهسته آهسته بشارت بر بشیراز مصر امشب پیر کنعانرا که یوسف شاهد بازار شد آهسته آهسته مکن از خار هجران عندلیبا ناله از این پس که گل از آتش گلزار شد آهسته آهسته زبس امروز و فردا کرد اندر وعده وصلم بمحشر وعده دیدار شد آهسته آهسته تو را زهره جبینا مشتری جز من نبود اول خریدار غمت بسیار شد آهسته آهسته شد از سودای زلفت رشته اسلام از کفها مبدل سبحه بر زنار شد آهسته آهسته همان زاهد که اندر صومعه بودش مقام امن مقیم خانه خمار شد آهسته آهسته بوصف شکرستان لب شیرینش آشفته نی کلکم چه شکربار شد آهسته آهسته آشفتهٔ شیرازی : غزلیات : غزلیات : شمارهٔ ۹۸۹ گوهرین (گنجینه های مکتوب) https://gowharin.ir https://gowharin.ir/gowhar/100487