ز عشقت سینه پر سوز دارم دلی از درد مهرت روز دارم ز درد و حسرت وصل تو در دل هزاران ناوک دلسوز دارم چرا شمع طرب نفروزم از جان که یاری چون تو جان افروز دارم دو چشم از هجرت ای باغ بهاری بسان ابر در نوروز دارم شبی در وصل تو پیروزیم نیست اگر چه طالعی پیروز دارم چو از تو برنخوردم تا به امروز پس امید کدامین روز دارم مجد همگر : دیوان اشعار : غزلیات : شمارهٔ ۶۱ گوهرین (گنجینه های مکتوب) https://gowharin.ir https://gowharin.ir/gowhar/120531