ابر نوروز زغم روی جهان میشوید باز هر دلشده دلبر خود میجوید باد چون طبله عطار به مشک اندودست هرکجا برگذرد خاک ازو میبوید بربنا گوش چمن خط بنفشه بدمید چشم بددور نبینی که چه خوش میروید گل چو من مدح ملک گفت و دهن پرزر کرد لاله بنگر به حسد روی به خون می شوید هر شبی بلبل سرمست بگوید غزلی تا چومن فردا در پیش ملک میگوید شاه جان بخش جهانگیر حسام الدین آن که سوی درگهش اقبال به سر می پوید جمال‌الدین عبدالرزاق : دیوان اشعار : غزلیات : شمارهٔ ۸۸ گوهرین (گنجینه های مکتوب) https://gowharin.ir https://gowharin.ir/gowhar/94914