eitaa logo
شاولد/ مهارت نویسندگی
941 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
289 ویدیو
14 فایل
📚هر تفکر، یک کتاب . نشر شاولد کنار توست؛ 🧠 فکر کن، ✍️ مهارت بیاموز، 📖 بنویس و کتابت را منتشر کن! 👇🏻پاسخگویی سریع👇🏻 @Shavaladpubadmin . نوشتن یعنی رشد، کتاب یعنی ماندگاری.🌱 سایت رسمی انتشارات شاولد : shavaladpub.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
📌جنگ تا چه زمانی ادامه دارد؟ حَتّٰى لاٰ تَكُونَ فِتْنَةٌ! ▪️قرآن است، اساساً دین آمده است برای هدایت انسان به بلندیهایی از جنس قرب الهی و حیات طیبه! قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰى لاٰ تَكُونَ فِتْنَةٌ ﴿البقرة، ۱۹۳﴾ ﴿الأنفال‌، ۳۹﴾ با آنها پیکار کنید! تا زمانی که فتنه از بین برود! ▪️، خامنه‌ای عزیز در یک بیانی چنین می فرمایند: «مؤمن نميتواند مبارزه نكند. مؤمن همواره در حال مبارزه است؛ تا كِى‌؟ حَتّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ‌؛ تا وقتى كه از زمين فتنه برخيزد، همواره مبارزه ميكند؛ حالا اين مبارزه گاهى به صورت هجوم است، گاهى به صورت دفاع؛ لذا در يك روايتى دارد كه «المُؤمِنُ مُجاهِد» (علل‌الشّرايع، ج ۲، ص ۴۶۷) ؛ مؤمن همواره مشغول جهاد و مبارزه است؛ ... و ميدانيد كه بار مبارزه، بار بسيار سنگينى است، يعنى هيچ بارى به سنگينى بار مبارزه نيست و بلاى مبارزه بلاى سختى است؛ زيرا كه مبارزه فقط زخم خوردن و رنج كشيدن به اين صورت نيست؛ ناكامى‌ها، ترسها، رعبها، دلهره‌ها هميشه در سر راه مبارزه‌ى انسان هست، و يك مبارز واقعى آن كسى است كه مرعوب نشود. اوّلين شرط مبارزه مرعوب نشدن است.» (شرح خطبه اول نهج البلاغه، صفحه: ۲۲۵) ✍ ما روزانه چالش های متنوعی را در کانال منتشر خواهیم کرد و منتظر آثار ارزشمند شما هستیم! 📚 👈🏻 موضوع امروز یکشنبه 17 اسفند ماه 1404 با عنوان ؟ متن و دلنوشته خود را برای ادمین ارسال کنید👇🏻: 📞 09200757039 💬 @Shavaladpubadmin ما به صورت مجموعه آثار با معرفی نویسنده در کانال منتشر خواهیم کرد! 🌺 به امید روزهای روشن =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
(به نام خالق کلمات و زیبایی) 🪷دلنوشته ۲: وطن، پاره تن 🇮🇷اینجا ایران میعادگاه عاشقان و قرارگاه عشاق است. مردمانی دارد از جنس غرور و غیرت و ذاتی سیراب از امید و همت. مردمانی که برای وطن از جان مایه می گذارند و وطن تمام دارایی شان می شود. 🇮🇷اینجا ایران و من زبان به وصف وطن گشوده ام و از مهر خاوران به مهر جاودان رسانده ام این سخن، که نام شیر مردانت، خار چشم دشمنان است و سنگی که راه بر آنان بسته. و چه زیادند گرگانی که دندان تیز کرده اند به طمع تکه ای از پیکره ات در سیاهی دوران ها که از گذشته تا حال زوزه می کشند و آتش وجودت ترس بر اندام شان انداخته و دورشان می سازد از این سرزمین که سالیان است بر این ماجرا عادت کرده‌اند و ترک عادت موجب مرض شان است و دور باطل می زنند برای رفع نیازشان که وای بر حال شان. و چه زیبا سروده است شاعر این مرز و بوم که وطن را شکوه پابرجا می نامد و زخمی سربلند دوران‌ ها می داند که می شود با او دل به دریا زد و با او دل به زد. ✍ نویسنده: شهرستان خوشاب،شهر سلطان آباد =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
روزهای جنگ سخت می دانستی کلمه ی سخت حد و اندازه ندارد. گاهی کودکانه فکر کردن این است که برای مدت کوتاهی در تنگنایی باشی. مریم چرا گرفته ای؟! امروز روز سختی داشتم ،چند ساعت توی ترافیک بودم ودیر به محل کار رسیدم یا مثلا امتحان ادبیات امروز سخت بود. یا دوری ازشما برایم سخت است. پس قبل از هرچیز باید دید از زبان چه کسی این کلمه گفته می شود. درحال حاضر ما درجنگ به سر می بریم. موقعیتی بسیار سخت،اما چرا سخت ؟! من از نظر موضوعات کوچک مثل سر وصدای موشک ها احتمال بمباران وشهادت نمی گویم! بلکه از این نظرمی گویم که تمام کفر در برابر تمام حق ایستاده است. کشور مسلمان ایران برای حفظ آرمان های انقلابی و اسلامی درحال نبرد سختی با قدرت هایی است که سالها با قلدری خون مردم مستضعف را درشیشه کرده اند. ولی این بار برای آنها سخت است که یک جا تابلوی ایست ونه به خواسته های غیر عادلانه ی آنها در دستان قدرتمند ایرانیان برافراشته شده باشد ! پس حداکثر تلاش خود را برای نابودی این نظام انجام می دهند! غافل از اینکه این بار پیروز صحنه ی نبرد آنها نیستند. وبه خاک مذلت خواهند افتاد چرا که سیلی سختی خواهند خورد! تکرار می کنم سیلی سخت! آن هم از شیر مردان رهبر شهید سید علی که اکنون پرچم را به دست فرزند برومند خود سید مجتبی خامنه ای سپرده است. ما آزموده شدگان روزهای سختیم،جنگ هشت ساله،ترورها ،تحریم های فلج کننده و... حالا آنها اگر توانستند سخت خودرا با سخت ما مقایسه کنند. ومنتظر بمانند که ماهم منتظر می مانیم. آنها منتظر وعده های پوچ شیطان وما منتظر وعده ی نصرت الهی، «نصرمن الله وفتحا قریب» =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌱 🌷 نویسنده: سهیلا سپهری – نوزدهم اسفند1404 انتشار از کانال رسمی «انتشارات شاولد» ============================= مدام از خودم می‌پرسیدم که آن دختر را کجا دیده‌ام و هر بار دست خالی‌تر از قبل به نقطۀ اول برمی‌گشتم. کارم این شده بود که خودم را در اتاق حبس کنم و تا جایی که حافظه یاری می‌داد، تک‌تک آدمهایی را که به زندگی‌ام قدم گذاشته بودند بررسی کنم. از همکلاسی‌های دوران دبیرستانم تا دانشگاه، همسایه و فامیل و حتی فروشندگانی که اغلب از آنها خرید می‌کردم را خوب به خاطر داشتم. هیچ کدام ذره‌ای شبیه آن دختر نبودند و همین موضوع بیش از پیش گیجم می‌کرد. کلافه و مستأصل سرم را میان دستهایم گرفته بودم که با صدای زنگ در از جا پریدم. اهمیتی به صدای بی‌وقفۀ زنگ ندادم. مدتها بود که به هیچ چیز واکنشی نشان نمی‌دادم. پشت آن در هر که بود، مطمئناً کاری با من نداشت. منتظر بودم تا مادر در را باز کند و آن صدای روی اعصاب قطع شود اما ظاهراً یا مادر در خانه نبود و یا تصمیمی برای باز کردن در نداشت. برای خلاص شدن از صدای زنگ، از اتاقم خارج شدم و به طرف آیفون رفتم. از پشت شیشه، نور آبی و قرمز رقصانی دیده می‌شد. نوری که من به آن آلرژی پیدا کرده بودم و با دیدنش بدنم دچار تشنج می‌شد. با دستهایی لرزان شاسی را زدم. در تقی کرد و باز شد و نور آبی و قرمز با قدرت وارد خانه شد. بی‌اختیار چشمهایم را بستم و وقتی بازشان کردم، چهرۀ آشنا و عبوس افسر آگاهی را مقابلم دیدم. نگاهم بلافاصله از او گذشت و پشت سرش را کاوید. نمی‌دانم چرا منتظر بودم وحید را همراهش ببینم اما وحید نه پشت سر او بود و نه توی ماشین پلیس. زبانم به سلام و احوالپرسی نچرخید. از ترس کلمات را گم کرده بودم. از آن شب به بعد، از هر چه پلیس و ماشین پلیس بود، به شدت می‌ترسیدم. با آنکه پدر بارها اسم افسر پرونده را گفته بود اما هر چه فکر کردم نامش یادم نیامد. به هر جان‌کندنی بود، زبان خشکم را توی دهان چرخاندم و پرسیدم: ـ خبری شده؟ از وحید ... نتوانستم بیش از آن چیزی بپرسم. نه آنکه سؤالی دربارۀ وحید نداشته باشم. سؤالهای بی‌شمار توی ذهنم قطار شده بودند اما حقیقت این بود که تحمل جواب آن سؤالها را نداشتم. می‌ترسیدم وقتی از وحید و روند پرونده بپرسم، در جوابم بگوید که همه چیز بر آنها محرز شده و وحید قاتل آن دختر بیچاره است. با نگاهی دردمند، زل زدم به چشمهای پرحرف افسر. نگاه سرد و جستجوگرش از جسمم گذشت و روحم را کاوید. تنم به لرز نشست. به داخل خانه نگاه کردم. تنها بودم و هیچ کس نبود تا بتوانم به او تکیه کنم. با دستهای سردم خودم را بغل گرفتم تا برای شنیدن خبر قاتل بودن وحید آماده شوم. افسر پوزخندی مهمانم کرد و اشاره‌ای به پشت سرش نمود. درهای ماشین باز شدند و سرباز جوانی همراه یک مأمور خانم از ماشین پیاده شدند. درکی از اتفاقات پیش رویم نداشتم. مأمور خانم جلو آمد و چسبیده به من ایستاد. برق دستبند فلزی توی دستش چشمم را زد. سروان دستی به محاسن پرپشتش کشید و گفت: ـ خانم مهتاب آذرسا! شما به اتهام قتل خانم لالۀ فخیم بازداشتید. لطفاً لباس مناسب بپوشید و همراه ما به ادارۀ آگاهی بیایید. ============================= 📌برای ادامه‌ی رمان، عضو کانال‌های رسمی انتشارات باش: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امشب قلبم را گره می زنم به الغوث الغوث گفتن نه بخاطر بخشیدن گناه. با تمام وجودم برای وطنم و هم وطنم الغوث الغوث می خوانم . برای گل‌های نو شکفته برای خاک پاک سرزمینم. برای کودکی به انتظار نشسته برای دل مادران سوخته الغوث الغوث سر میدهم برای اشک‌های پنهان و پاهای لرزان کمر خمیده پدران شهر بی هیاهو الغوث الغوث الغوث برسجاده خونین و شهدای بی کفن الغوث الغوث الغوث الغوث الغوث برای سربلندی وپیروزی وطنم الغوث الغوث نویسنده: =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
تقدیم با احترام به بال دخترکان میناب 💐 من ناتمام مشق دخترمینابیم گل بوته ی ریز ،روی سنجاق آبیم جنگ نامه جزی امتحان نبود هرچند سربرگ ورق نوشتم، که من ایرانیم آسمان نقاشیم ،روی دفتر سفید قرمزشداز،خون کناردستیم یک مشت مداد شکسته وکاغذ بال در بال همراه همکلاسیم مادرم دلش شور داشت آنروز،اما گفتم که می خورم حتما ،خوراکیم ماه رویشان راندیدم دوباره ولی، پیر شد،یک شبه حتما ،باباییم شاعر: =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
به پا کن محشر عشق علی هرشب به میدان‌ ها بیا با پرچم ناب سه رنگت تا خیابان ها گلوگیر است بغض دوری اش، افسوس... می‌دانیم برای ما ولی ننگ است بیم و ترس از آن ها به یاد رهبر فرزانه همچون کوه می مانیم فدای راه او سازیم تا روز ابد جان ها صبور و استوار و مقتدر چون قامت سروش چه باک از مکر اهریمن، و یا تحریم و بحران ها درخت ریشه در خاکیم و از چیزی نمی ترسیم نمی افتیم از پا هرگز از شلاق طوفان ها دوباره می‌رسد روزی بهار سبز غرق گل چه باک از سردی جانسوز و سرمای زمستان ها از امیدی که مانده در دل ما، شک ندارم که شکوفا می‌شوند از نو تمام باغ و بستان ها به آن عهدی که بستیم از ازل با او وفاداریم نخواهد رفت از یاد هزار آیینه، پیمان ها دوباره می وزد باد صبا از سمت فروردین معطر می‌شوند از نو گل نسرین و ریحان ها غزل شد برگ برگ دفتر گل‌ها به یاد عشق به جا می‌ ماند از ما شعرهای ناب دیوان ها شاعر: =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
شاولد/ مهارت نویسندگی
🔴 دعای شب نوزدهم ماه مبارک رمضان 🌕 در کتاب اقبال الاعمال سید بن طاووس چند دعا برای شب نوزدهم ماه مبارک رمضان آمده است: 1⃣ دعای اول : اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا وَهَبْتَ لِي مِنِ انْطِوَاءِ مَا طَوَيْتَ مِنْ شَهْرِي وَ أَنَّكَ لَمْ تُحِنْ فِيهِ أَجَلِي وَ لَمْ تَقْطَعْ عُمُرِي وَ لَمْ تُبْلِنِي بِمَرَضٍ يَضْطَرُّنِي إِلَى تَرْكِ الصِّيَامِ وَ لَا بِسَفَرٍ يَحِلُّ لِي فِيهِ الْإِفْطَارُ فَأَنَا أَصُومُهُ فِي كِفَايَتِكَ وَ وَقَايَتِكَ أُطِيعُ أَمْرَكَ وَ أَقْتَاتُ رِزْقَكَ وَ أَرْجُو وَ أُؤَمِّلُ تَجَاوُزَكَ فَأَتْمِمِ اللَّهُمَّ عَلَيَّ فِي ذَلِكَ نِعْمَتَكَ وَ أَجْزِلْ بِهِ مِنَّتَكَ وَ اسْلَخْهُ عَنِّي بِكَمَالِ الصِّيَامِ وَ تَمْحِيصِ الْآثَامِ وَ بَلِّغْنِي آخِرَهُ بِخَاتِمَةِ خَيْرٍ وَ خَيْرَهُ يَا أَجْوَدَ الْمَسْئُولِينَ وَ يَا أَسْمَحَ الْوَاهِبِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ. 2⃣ دعای دوم : يَا ذَا الَّذِي كَانَ قَبْلَ كُلِّ شَيْ‌ءٍ [يَا خَالِقَ كُلِّ شَيْ‌ءٍ] ثُمَّ خَلَقَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ ثُمَّ يَبْقَى وَ يَفْنَى كُلُّ شَيْ‌ءٍ [وَ] يَا ذَا الَّذِي لَيْسَ‌ فِي السَّمَاوَاتِ الْعُلَى وَ لَا فِي الْأَرَضِينَ السُّفْلَى وَ لَا فَوْقَهُنَّ وَ لَا بَيْنَهُنَّ وَ لَا تَحْتَهُنَّ إِلَهٌ يُعْبَدُ غَيْرُهُ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً لَا يَقْدِرُ عَلَى إِحْصَائِهِ إِلَّا أَنْتَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَاةً لَا يَقْدِرُ عَلَى إِحْصَائِهَا إِلَّا أَنْتَ. 3⃣ دعای سوم : اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ وَ فِيمَا تَفْرُقُ مِنَ الْأَمْرِ الْحَكِيمِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ فِي الْقَضَاءِ الَّذِي لَا يُرَدُّ وَ لَا يُبَدَّلُ أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئَاتُهُمْ وَ اجْعَلْ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ أَنْ تُطِيلَ عُمُرِي وَ تُوَسِّعَ عَلَيَّ [لِي‌] فِي رِزْقِي [وَ تُقَدِّرَ لِي فِي جَمِيعِ أُمُورِي مَا هُوَ خَيْرٌ لِي فِي دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‌] وَ تَفْعَلَ بِي كَذَا وَ كَذَا. ( به جای کذا و کذا ، حاجت خود را بگویید) 4⃣ دعای چهارم: اللَّهُمَّ إِنِّي أَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً دَاخِراً لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا وَ لَا أَصْرِفُ عَنْهَا سُوءاً أَشْهَدُ بِذَلِكَ عَلَى نَفْسِي وَ أَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ قُوَّتِي وَ قِلَّةِ حِيلَتِي فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْجِزْ لِي مَا وَعَدْتَنِي وَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ أَتْمِمْ عَلَيَّ مَا آتَيْتَنِي فَإِنِّي عَبْدُكَ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ الضَّعِيفُ الْفَقِيرُ الْمَهِينُ اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْنِي نَاسِياً لِذِكْرِكَ فِيمَا أَوْلَيْتَنِي وَ لَا غَافِلًا لِإِحْسَانِكَ فِيمَا أَعْطَيْتَنِي وَ لَا آيِساً مِنْ إِجَابَتِكَ وَ إِنْ أَبْطَأَتْ عَنِّي فِي سَرَّاءَ كُنْتُ أَوْ ضَرَّاءَ أَوْ شِدَّةٍ أَوْ رَخَاءٍ أَوْ عَافِيَةٍ أَوْ بَلَاءٍ أَوْ بُؤْسٍ أَوْ نَعْمَاءَ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ. 5⃣ دعای پنجم : سُبْحَانَ مَنْ لَا يَمُوتُ سُبْحَانَ مَنْ لَا يَزُولُ مُلْكُهُ سُبْحَانَ مَنْ لَا تَخْفَى عَلَيْهِ خَافِيَةٌ سُبْحَانَ مَنْ لَا تَسْقُطُ وَرَقَةٌ إِلَّا يَعْلَمُها [بِعِلْمِهِ‌] وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ [يَعْلَمُهُ وَ قَدَّرَهُ‌] إِلَّا بِعِلْمِهِ وَ بِقُدْرَتِهِ فَسُبْحَانَهُ سُبْحَانَهُ سُبْحَانَهُ سُبْحَانَهُ سُبْحَانَهُ سُبْحَانَهُ سُبْحَانَهُ مَا أَعْظَمَ شَأْنَهُ وَ أَجَلَّ سُلْطَانَهُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ عُتَقَائِكَ وَ سُعَدَاءِ خَلْقِكَ بِمَغْفِرَتِكَ إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ‌. =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
================= 🌙 تقدیر در شب‌های قدر قال الإمام الصادق علیه‌السلام: التَّقدیرُ فی لَیلَةِ تِسعَ عَشرَةَ و الإبرامُ فی لَیلَةِ إحدی و عِشرینَ و الإمضاءُ فی لَیلَةِ ثلاثَ و عِشرینَ. امام جعفر صادق‌ (علیه‌السلام) فرمودند: مقدّرات در شب نوزدهم تعیین، در شب بیست‌ویکم تأیید و در شب بیست‌وسوم ماه [رمضان] امضا می‌شود. 📕 «الکافی، ج ۴، ص ۱۵۹» =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub