eitaa logo
شاولد/ مهارت نویسندگی
942 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
289 ویدیو
14 فایل
📚هر تفکر، یک کتاب . نشر شاولد کنار توست؛ 🧠 فکر کن، ✍️ مهارت بیاموز، 📖 بنویس و کتابت را منتشر کن! 👇🏻پاسخگویی سریع👇🏻 @Shavaladpubadmin . نوشتن یعنی رشد، کتاب یعنی ماندگاری.🌱 سایت رسمی انتشارات شاولد : shavaladpub.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
زندایی با آن لهجه گرمش حرفهای دلنشینی می زد . مهربان و بی ادعا. آنقدر مهربان که با وجود نزدیکی خانه ما با آنها ، هر چند وقت یکبار ده پانزده روز خانه آنها می ماندم . البته وجود دختر دایی هایم هم بی دلیل نبود. زندایی از جوانیش حرف میزد از مدرسه رفتن در آبادان ، از آن سال‌ها که جنگ امانشان را بریده بود و شهرشان تا مرز اشغال پیش رفته بود . آنها مجبور به ترک شهرشان شدند . آمدن آنها به شهر ما باعث آشنایی او با مادربزرگم شده بود. از همان سالهای اول که با دایی ازدواج کرده بود. کمک حال مادر بزرگ در تربیت دایی های کوچکتر شد. همیشه در شهر واژه ی جنگ زده به خانواده آنها گفته میشد. این واژه برای من پر از غم و اندوه بود ، اینکه خانه ات را با همه خاطراتش از ترس جانت رها کنی و با عزیزانت برای بار آخر خداحافظی کنی ، قصه پر غصه ایست. ولی آخر این قصه مهم است چون مقاومت حرف اول را میزند . جنگ‌زده همانطور که از ظاهرش پیداست. یعنی کسی جنگ را تحمیل کرده ، پس نباید نا امید شد . درست است که دیگر زندایی مهربان در بین ما نیست ولی ما دوباره طعم جنگ را چشیدیم. الان به خیلی از ما میگویند جنگ زده... ✍️ =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
⚠️توجه! توجه!⚠️ 🥰 مهلت ارسال آثار در دومین دوره جایزه ادبی «شاولد» تا تاریخ 👈🏻 20 فروردین 1405 👉🏻 تمیدید شد! 📊 چهل و پنجمین روز جایزه ادبی شاولد؛ آمار داغ و رقابت تنگاتنگ! 🎉 105 اثر تا امروز رسید! ✍️ 39% از آثار در بخش واقع‌گرایانه 🌍 فارس پیشتازه؛اردبیل، مازندران و اصفهان در تعقیب 📈 میانگین سنی: 36 سال | تجربه نویسندگی: 6 سال ⏳ فقط 45 روز گذشته... 25 روز تا پایان مهلت ارسال باقی‌ست! 📅 مهلت ارسال اثر: 1405/01/20 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻 📥 ارسال اثر: shavaladpub.ir/prize 📌 برای ادامه‌ی گزارش‌ها و شنیدن روایت‌های تازه، عضو کانال‌های رسمی انتشارات باش: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
به نام خدای خوبم نوروز داره میاد، اما امسال حال و هوای خاصی دارد. در حالی که بوی سبزه و گل به مشام می‌رسد، سایه‌ی جنگ و غم هم دور و بر ماست.دیشب تا صبح صدای جنگنده و انفجار با صدای گریه ی کودکان می آمد . در این لحظات سخت و پرتنش ،وقتی سایه ی جنگ بر سر ایران عزیز سنگینی میکند ،نوروز به معنی امید تبدیل می‌شود. این جشن باستانی ،در دل تاریکی ها،نوری می‌تاباند که یادآور قدرت و استقامت مردم ایران است. امسال، وقتی سفره‌ی هفت‌سین رو می‌چینیم، یاد کسانی که در این روزها در سختی هستند، هم باید باشیم. هر سبزه‌ای که می‌کاریم، یادآور امید به روزهای بهتر هست. نوروز امسال، یادآور قدرت و استقامت ماست. ما باید با هم، دست در دست هم، به استقبال نوروز بریم و به دنیا نشان بدهیم که هرچقدر هم که سختی‌ها زیاد باشه، ما هرگز تسلیم نمی‌شیم.ما هنوز به آینده ی روشن باور داریم و به پیروزی وطن مان ایمان داریم. تولد من پانزدهم اسفند بود حالا گذشته من حتی کیکی نگرفتم، جشن نگرفتم،دلم میخواد تولدم را با پایان این جنگ و پیروزی کشور عزیزم ایران و جشن باستانی نوروز جشن بگیرم . بیایید با هم دعا کنیم برای صلح و آرامش، برای اینکه جنگ‌ها تموم بشوند،برای پیروزی و سربلندی ایران عزیزمان و همه بتوانیم در کنار هم زندگی کنیم. یازده ساله از شیراز =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
عاشق عید هستم از روز دوم به بعد روز اول موقع سال تحویل دلم می گیرید. دلتنگ کسانی می شوم که روزی درکنارهفت سین عطر وجودشان گرمی بخش هفت سین بود و بعداز زدن توپ سال نو سرمان را می بوسیدند وبه عنوان برکت پولی عیدی داده می شد. روز دوم هم دبدوبازدید.دلتنگ این ها می شوم. الان چند سالی است نه از سفر خبری است نه از عید و بازدید آنچنانی. اگر هم دیدو بازدید باشد یک باغ یا جایی را معین می کنند.یک روز درکنارهم سپری می کنند که دیگر خانه کسی نروند. این هم بخاطر اینکه از حال هم خبردار بشوند. امسال که دلخوشی برای انجام کاری نداریم جنگ دیگر برایمان دلخوشی نگذاشته. باز امید دارم به امید خدا همه چیز درست می شودوعید عمونوروز بساط شادی را به پا می کنند و ماهی گلی از خوشحالی در تنگ آب بالا و پایین می پرد سنبل و لاله دوباره سبز می شوند بساط شیرینی. به پا می شود سفرها از سر گرفته می شود دوباره سفره هفت سین پهن می کنیم و دور آن می نشینم و قرآن و حافظ می خوانیم. =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
شاولد/ مهارت نویسندگی
🌈 با افتخار از انتشار دو کتاب کودک از خانم زهرا باقری‌موحد خبر می‌دهیم ✨ 📘 جزیره رنگین 🛸 فراز‌مینی‌ها در کشتی مرگ این دو اثر زیبا با همکاری انتشارات شاولد به چاپ رسیده‌اند. در ویدئویی که به‌تازگی دریافت کردیم، خانم زهرا باقری‌موحد از انتشارات شاولد و خانم فریبا کریمی — نویسنده، مربی و دبیر انجمن «زیر گنبد کبود» — با مهربانی قدردانی کرده‌اند 💐 از دوستان علاقه‌مند به چاپ آثار خود — چه به‌صورت مستقل، چه در حوزه‌ی کودک، و یا پروژه‌های چندنویسندگی — دعوت می‌کنیم برای هماهنگی و دریافت اطلاعات بیشتر با ادمین انتشارات شاولد در تماس باشند 💌 📞 09200757039 💬 @Shavaladpubadmin 🌺 به امید روزهای روشن =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
🕊️ چالش بعدی: روز قدس ۱۴۰۴ جمعه ۲۲ اسفند، یه روز خاص و پر از حس بود… خیلیا بعد از مدت‌ها دوباره کنار هم توی خیابون‌ها بودن، بعضیا با شور، بعضیا با دلهره، بعضیا فقط برای اینکه یاد خیلی‌ها زنده بمونه. تو اون راهپیمایی بودی؟ چه چیزی بیشتر از همه تو ذهنت مونده؟ یه صحنه، یه شعار، یه حس، یه نگاه؟ ✍️ بنویس از خاطرت، از حال و هوای اون روز، از چیزی که فقط تو دیدی یا حس کردی. آثارتونو برای ادمین ارسال کنید تا بهترین‌ها در گروه منتشر بشن. ✍ ما روزانه چالش های متنوعی را در کانال منتشر خواهیم کرد و منتظر آثار ارزشمند شما هستیم! 📚 👈🏻 موضوع امروز یکشنبه 24 اسفند ماه 1404 با عنوان متن و دلنوشته خود را برای ادمین ارسال کنید👇🏻: 📞 09200757039 💬 @Shavaladpubadmin ما به صورت مجموعه آثار با معرفی نویسنده در کانال منتشر خواهیم کرد! 🌺 به امید روزهای روشن =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub🥰🥰
سلام روز قدس ما یک ساعت قبل از موعد مقرر ده و نیم صبح کمی خواب آلود به خاطر شب زنده داری شب قدر راهی شدیم. فکر می کردیم زود حرکت کرده ایم و به موقع می رسیم اما در ترافیک گیر کردیم، هرکس راه افتاده بود آمده بود. ماجرای ترافیک که حل شد ماجرای پیدا کردن جای پارک پیش آمد. این خیابان بگرد آن کوچه را سرک بکش تا این که اواسط رو به اواخر مراسم خود را به مردم پرچمدار شعارگو رساندیم. مرگ بر آمریکا. مرگ بر اسراییل... به گمانم خیابان های در نظر گرفته ی شیراز جوابگوی سیل جمعیت نیست. یا خیابان ها باید گل و گشاد شود یا مسیرهای دیگری باید در نظر گرفته شود. راهپیمایی ختم شد به زیارت شاهچراغ و نماز جمعه. درود بر رزمندگان اسلام... =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub🥰
جل جل بارون از شب قبل تصمیم گرفته بودم که فردا حتما برم ، از پله ها ی مترو که پایین میرفتم یه حس خوب داشتم با شنیدن صدای نزدیک شدن قطار ،قدمهام تندتر برداشتم ،دست توی جیبم کردم ،کارت مترو آماده نگه داشتم که تیتر رایگان را دیدم ، خوشحالم بودم که به موقع رسیدم و الان سوار میشم ولی در کمال تعجب با دیدن جمعیت فشرده در واگن ها و جمعتی که منتظر بودند و نمی‌شد سوار بشن ،بناچار عقب رفتم تا منتظر قطار بعدی باشم خیلی ها دستشون. پرچم ایران بود بعضی با خانواده بودند ،و بعضی تنها ولی به چیزی. جالب بود همه یک مقصد داشتند رفتن به راهپیمایی روز قدس ،قطار بعدی رسید و همه سوار شدیم و سعی کردم نزدیک خانم‌ها یک جایی برای ایستادن پیدا کنم ، یک آقایی که چند پرچم و عکس رهبر داشت و محاسن سفیدی داشت شعار میداد. و بقیه تکرار می‌کردند حال و هوای مترو کلا باروزهای دیگه متفاوت بود ، عطر صلوات بود که تو جمعیت می‌پیچیدخانمها. گفتند جمعیت از فلکه امام حسین حرکت کرده باید چهاراه زند پیاده بشیم و تقریبا همه اونجا پیاده شدند ،روز قبل بارونی. بود ولی امروز آفتابی بود. و بیشتر مردم بدون چتر بودند و لباس سبک پوشیده بودند ،ولی بارو ن کم‌کم شروع شد همه با هیجان شعارهای می‌داند کسی براش. مهم نبود بارون داشت تند میشد دیدن. بچه ها ی کوچیک‌ که تو بغل. مادر یا پدر بودند و یا توی کالسکه حس خوبی داشت و انگار آنها هم داشتند برای آینده ایران سهم خودشون ادا می‌کردند دوست داشتم چند عکس خاص بگیرم برای اینکه گوشیم خیس نشه زیر یک سقف رفتم و مشغول عکاسی شدم به پیرزن که کمرش خم بود جالب بود یک ظرف سس خرسی سر یک چوب گرفته بود حرکت می‌داد برای خودش شعار میداد: مرگ رضا پهلوی تا آمدم ازش عکس بگیرم رفت و بین جمعیت. ناپدید شد بلند گو اعلام کرد اول جمعیت به شاهچراغ رسیده. و اخر جمعیت فلکه اما حسین است ماشاالله به این همت با زبون روزه و توی جل جل بارون این همه عاشق وطن و رهبر در چادر کمیته امام رفتم کنار میزی که دورش شلوغ بود ، سوال کردم گفتند کمک به ایتام. میتونید یک نفر انتخاب کنید و ماهانه بهش. کمک مالی. و معنوی کنید من یک نوجوون. که متولد سال ۹۵ بود انتخاب کردم اسمش بهمن بود من و بهمن با مترو به خونه برگشتیم کاغذی که عکس و مشخصات بهمن روش بودخیس شده بود تو جل جل بارون ... نویسنده : ( سرباز وطن ) آخرین جمعه رمضان =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub🥰
"حماسه حضور" روزهای سختی است اما؛رمضانی و پرنور! اینقدر کار هست و سوژه هست و آه هست که نگو! دوست دارم یه خیال بی خیال را کنار همه رویدادها استخدام کنم، با کلمات رزم کند و او بتازد من آرام گیرم،ولی چه باید کرد که این خیال بی‌خیال مجال نمی‌یابد چرا که الان رزم حضور هم کم از جنگ قلم نیست. این روزها باهم برابر شده‌ایم. □روشنایی روز؛ مسجد و ختم و بهشت زهرا برای تعظیم دین و شهیدان می‌رویم. □تاریکی شب؛حضور میدانی کوچه و خیابان ها برای دست نازیدن طماعان وطن فروش به کیان شهر و انقلاب. □نیمه شب برای اظهار و درخواست فقر بینهایت مان به درگاه ایزد ازلی. *ای چرخش روزگاران ،بچرخ ! دیگر مردمان این قرن با تو به مقابله برخواسته اند تا پیش نیفتی! ◇بگذار بگويم زیبایی وصف ناشدنی این روزهارا! هموطنانم امروز، برای خدا و خواسته هایشان سنگ تمام گذاشته اند تا‌ ظهور و حضور آیات الهی را در کشورم و در جهان پیاده کنند. ●الله اکبر ●الله اکبر؛ یعنی خدایا تو بزرگتر از همه اندیشه ها هستی و برای هدف خلقت ‌ات برنامه‌ریزی کرد و ما را برای اجرای آن برگزیده‌ای. باور می‌کنی؟ ما برگزیده‌های خدا شده‌ایم! ◇ ما مبعوث شده‌ایم.♡♡ ❇️ هموطنم! بعثت این شبهای انقلاب اسلامی‌تان مبارک.🍃❤️ =================================== "معرکه‌ی‌سخت" جمعه‌ها روز خاص است و جمعه آخر ماه مبارک خاص‌تر و امسال خاص‌ترین انتخاب! ساعت ده صبح بود و صدای ریزش موشک‌ها ،انگار زمين را شکافت تا با صدای بلند توی گوشم فریاد بزند: بلند شو! نه که فکر کنی از صدایش ترسیدم ها! نه! ولی بلندشدم زودتر تا بقیه خانواده را هم راه بیندازم. عزیز! محمد حسین! حاجی! یه کمی زودتر راه بیفتیم! سالهای قبل یکی در میون غر می‌زدند که؛ بابا بزاربخوابیم،زوده هنوز! امسال هیچ کسی نگفت زوده! هیچ کسی نگفت نمیام! هیچ کسی نگفت میکشنمون، دارن موشک میزنند! انگار جلوه‌های نصرت غیبی و میراث ماندگار زینبی و رزم علی اکبری و شوق قاسم و شجاعت عباس و شهادت حسینی همه باهم در رگ‌های این شهر جاری شده بود. راستی راستی "معرکه‌ی سخت" ماندن و بودن و ایستادن. خیابان های میدان انقلاب،همه از خط شکنانی‌ جای گرفته بود که عزت و شرف را بر سایه‌ی ترس ذلت با شعار "هیهات منا الذله" پوشانده بودند. راست گفت قرآن کریم که ؛ نصرت الهی نزدیک است. کدام نصرت؟ باور کنید شجاعت مردم در خالی نکردن میدان، نه یک رفتار زمینی، که جلوه‌ای از نصرت الهی است. گوییا دوباره مبعوث شده‌ایم تا دین مان را و کشورمان را از اهریمن حفظ کنیم. ماندگاریتان مانا باد ای سرزمین ایران. نویسنده: =================================== 📡 لینک کانال رسمی انتشارات شاولد در: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub🥰
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا