توجه!⚠توجه!⚠
📚 اسامی نویسندگان این اثر مشترک:
1. سارینا صادقی
2. زهرا باقری موحد
3. فاطمه قنبری
4. محمود گندم کار
5. کتایون نظری
6. محسن بیدآبادی
7. سمیه امینی
8. زهرا شمشیری
9. کبری سبزی
10. مهدی عرفانیان
11. سارا خلیفه
12. سارا افشارمند
13. طاهره سبحانی
14. عاطفه یزاف
15. زهرا زرگران
16. باقر چراغی
17. میترا لطف آبادی عرب
18. رقیه شفیعی
19. فائزه فلاح فرامرزی
20. محمد محمدی
21. آتنا روزبهانی
22. زینت السادات میری
23. زینب سادات قاضی
24. زهرا غفاری
25. سیده زهرا حسینی
26. فریبا کریمی
27. مهدی نانکلی
28. مریم عباسیان
29. علی اصغر روح الامین
30. فاطمه عبداللهی
31. زینب توکلیان
32. مطهره سادات سیدی
33. لیلا کیانپور
34. الهام فروزانی
35. بهتری درفش
36. رامیار پیری گزدره
37. صبا ضرغامیان
38. زهرا شکری
39. اسما جامی
40. مسعود علیبابایی
41. یگانه عزتی بخش خوشاب شهرستان سلطان آباد
42. فاطمه آذربار
43. مژگان صالحی
44. مژگان کشانی
45. فهیمه بانشی
46. رقیه کشاورز حداد
47. هاجر عامری
48. یگانه عزتی فرزند هادی از شهر قدمگاه
49. پریسا ابراهیمیان
50. معصومه جعفری
51. افسانه داودپور
52. علی صالحی
53. مهدی پروانه
🥰 از همراهی همه عزیزان سپاسگزاریم.🙏🌸🌱
با احترام
انتشارات شاولد
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
☕️| #یک_فنجان_کتاب
یکی از *نشانههای بلوغ انسان*
همین است که بداند چطور چیزهایی را که
برای دیگران اهمیت دارد *درک کند،*
حتی اگر برای خودش اهمیتی نداشته باشد.
؛؛؛
📚 ما تمامش میکنیم
✍🏻کالین هوور
باشگاه نویسندگی شاولد
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
🚨 شمارش معکوس آغاز شد…!
به لحظات پایانی دومین دوره «جایزه ادبی شاولد» نزدیک میشویم…
اگر هنوز اثرتان را ارسال نکردهاید، وقت چندانی باقی نمانده!
⏳ فقط چند ساعت تا پایان مهلت ارسال آثار فرصت دارید.
این آخرین فرصت شماست برای درخشیدن، دیدهشدن و قدم گذاشتن در مسیر حرفهای نویسندگی.
منتظر قلمهای جسور و روایتهای متفاوت شما هستیم… ✍✨
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
🌱 #پارت31
🌷 #لالههای_سپید
نویسنده: سهیلا سپهری – 21 اردیبهشت 1405
انتشار از کانال رسمی «انتشارات شاولد»
=============================
هر دو شوکه شده بودیم. من که هم به خاطر ترس و هم به خاطر ضعفِ پس از تهوع، جان از تنم رفته بود، با زانو روی زمین افتادم.
اختر هم برای چند ثانیه منگ شد. با چشمهای بیفروغ، چهرهٔ ترسناک او را تماشا میکردم. صورتش سرخ شده بود و زخمهای کهنه و لکوپیس روی صورتش بیش از پیش نمایان شده بودند و همین ترسناکترش میکرد.
میدانستم این بار دیگر باید اشهدم را بخوانم. با خودم عهد کرده بودم اگر یک بار دیگر دستِ کثیفش به بدنم بخورد، بیبروبرگرد رگم را بزنم؛ اما ظاهراً این بار آنقدر اختر را عصبی کرده بودم که هوا و هوس از یادش رفته بود و فقط به دریدنم فکر میکرد.
با دیدن برق چاقوی توی دستش از ته دل خوشحال شدم. حاضر بودم هزار بار مرا با آن چاقو تکهتکه کند، اما دست روی عفتم نگذارد.
اختر لبهٔ تیز چاقو را روی گونهام فشار داد. نه حرفی زدم و نه التماسش کردم. شاید اگر مهتابِ چند ماه پیش بودم ـ همان دختر نازکنارنجی که اگر صورتش یک جوش کوچک میزد، خودش را توی اتاق حبس میکرد و به هر دری میزد تا زیباییاش در چشم اطرافیان خدشهدار نشود ـ اکنون به دستوپایش میافتادم تا مبادا خراشی به پوست صورتم بیفتد.
اما دیگر چیزی از آن مهتابِ گذشته باقی نمانده بود. من حالا نه ناز بودم و نه نارنجی. مهتابِ این روزها، تماماً سیاه بود؛ درست مثل شبهای تاریک و بیستارهٔ زمستان.
صدای نفسهای حرصآلود اختر توی گوشم بود. چند لحظه منتظر ماند تا شاید عجز و التماس کنم.
وقتی هیچ عکسالعملی از من ندید، چاقو را با قساوت روی گونهام کشید و دردِ کشندهاش در تمام رگوپیام پیچید. چشمانم سیاهی رفت و آخرین چیزی که حس کردم، گرمای جریان خونی بود که روی گردنم راه گرفته بود.
پلکهایم سنگین بودند و در تمام بدنم احساس کرختی میکردم. صداهای اطرافم را میشنیدم؛ پس متأسفانه باز هم نمرده بودم. چه جانسختی بودم من! نه سکته، نه زندان و نه چاقوی آختهٔ اختر نتوانسته بودند قلبم را از کار بیندازند.
دلم میخواست حالا که مرگ در تقدیرم نیست، لااقل بتوانم کمی بیشتر بخوابم؛ اما صدای دادوبیداد کسی حالوهوای خواب را از چشمانم میپراند و اذن بیداری به حواس پنجگانهام میداد.
خواستم در دلم آن مزاحم را فحشکش کنم؛ آن هم با چند تا از آن فحشهای آبنکشیدهای که در این مدت از اختر و دارودستهاش یاد گرفته بودم. اما قلبم، با همهٔ خوابآلودگی، طنین آشنای صدایش را تشخیص داد.
با آنکه دهانم به فحش آلوده نشده بود، اما مثل کودکی که مادرش مچش را هنگام کار بد گرفته باشد، خجالتزده شدم. تمام ناسزاهای نوک زبانم را بقچه کردم و در تاریکترین پستوهای ذهنم قایم کردم.
همهٔ تنم گوش شد تا تکتک کلماتش را با جانم بشنوم؛ کلمات نامهربانانهای که نمیدانم با آنها داشت کدام بختبرگشتهای را استنطاق میکرد، اما همین کلمات خشنش هم داشتند مرا به خلسهای شیرین و آرامشبخش فرو میبردند.
دیگر خیلی وقت بود که با دلم صادق شده بودم و به خاطر دوست داشتنش از خودم خجالت نمیکشیدم. من دوست داشتن کسری را مثل بارقهای از نور، برای تاریکی و تنهایی قلبم در زندان انتخاب کرده بودم و این عشق یکسویه را مثل گنجی ارزشمند در اعماق قلبم پنهان کرده بودم.
میدانستم این چشمهٔ محبتی که نسبت به او در دلم میجوشد سراب است و هرگز به سرانجام نخواهد رسید؛ اما برای منِ از همهجا بریده، این عشقِ ممنوعه مثل آب حیات بود و بابتش هیچ عذاب وجدانی نداشتم.
اگرچه موفق نشده بودم طلاقم را از وحید بگیرم و در شناسنامه هنوز متأهل بودم، اما میدانستم رشتهٔ محبت بین من و او در آن شب فاجعهبار، با همان چاقویی که قلب لاله را شکافته بود، پاره شده بود و دیگر خودِ خدا هم نمیتوانست محبتی از آن مرد هزارچهره در قلبم زنده کند.
=============================
📌برای ادامهی رمان، عضو کانالهای رسمی انتشارات باش:
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
---------------------------------------------
🪴/ *#حال_خوب*
*خدارو چه دیدی ؟
شاید جایی که فکر میکنی
همه چیز تموم شده
*یه شروع باشه
یکی از قشنگترین شروعهای زندگیت :)*
*
باشگاه نویسندگی شاولد
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
آیا تا به حال حس کردهاید که داستانی در سینه دارید که باید گفته شود؟ شاید وقت آن رسیده که دیگر فقط یک «خواننده» نباشید و تبدیل به «خالق» شوید. ما در انتشارات «شاولد» مسیری را برای شما طراحی کردهایم که از اولین جرقههای ذهنی تا چاپ کتاب اختصاصیتان، دست در دست شما خواهیم بود.
---
### 🚀 مسیر حرفهای شدن در آکادمی قلمساز:
ما یادگیری نویسندگی را به یک ماجراجویی جذاب تبدیل کردهایم:
* **سطح ۱ | قلمتراش: پیریزی اصولی (داستاننویسی خلاقانه، داستان کوتاه، داستان کودک)
* سطح ۲ | رواننویس: مهارتهای پیشرفته (فضاسازی، شخصیتپردازی، روایت خاطره)
* سطح ۳ | قلم جادویی: پرواز در دنیای تخیل و فانتزی
* سطح ۴ | قلم زرین: قله موفقیت (رماننویسی)
---
### 🎯 اکنون ثبتنام سطح ۱: «قلمتراش» آغاز شد!
اگر آمادهاید اولین قدم جدی را برای نویسنده شدن بردارید، این دوره برای شماست.
🎓 چرا دوره «قلمتراش» خاص است؟
* آموزش عمیق: ۱۲ جلسه آنلاین (۲۴ ساعت آموزش جامع) در بستر اسکایروم.
* همراهی طولانی: یک دوره ۳ ماهه برای پختگی قلم شما.
* تمرکز بر خروجی: برخلاف دورههای نظری، ما روی اثر شما کار میکنیم؛ نقد تخصصی، تحلیل سبک شخصی شما و اصلاح متن تا رسیدن به نسخهی نهایی.
🏆 خروجی که وعده میدهیم:
ما فقط به شما آموزش نمیدهیم، ما شما را به «نویسنده» تبدیل میکنیم:
✅ نگارش یک داستان کامل و حرفهای.
✅ چاپ اثر شما در کتاب مشترک چندنویسندگیِ انتشارات شاولد.
✅ دریافت ۵ نسخه از کتابِ چاپشده با نام خودتان.
✅ اعطای گواهی معتبر پایان دوره.
✅ عضویت دائمی در «باشگاه نویسندگان انتشارات شاولد».
---
### ⚠️ ظرفیت بسیار محدود (۷ تا ۱۵ نفر)
به دلیل کیفیت بالای نقد و بررسیها و تمرکز بر تکتک آثار هنرجویان، ظرفیت این دوره بسیار محدود است. این فرصت برای کسانی است که میخواهند از دنیای رویاها به دنیای نشر کتابهای رسمی وارد شوند.
آیا شما نفر بعدی هستید که نامش روی جلد کتاب میدرخشد؟
📩 برای دریافت جزئیات بیشتر و ثبتنام در دوره «قلمتراش»، همین حالا به ادمین پیام بدهید.
---
*انتشارات شاولد | همراهِ قلمِ تو*
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
📌#هم_اکنون
🔹آیین رونمایی و نقد و بررسی کتاب "سالاد طنازی"
با سخنرانی#دکتر_اصغر_فرهادی
همکاری انتشارات #شاولد
✍️به قلم بانوی طنزپرداز شیرازی: خانم پروین جاویدنیا
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub