6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 معرفی استاد دوره «قلمتراش» | آکادمی قلمساز
#مربی_شماره_2
در این ویدئو با سرکار خانم «فریبا کریمی» آشنا میشوید؛
استاد و همراه شما در مسیر تبدیل ایدهها به یک اثر واقعی و حرفهای. ✨
در این معرفی، بخشی از سوابق، تجربهها، نگاه آموزشی و سبک تدریس ایشان را خواهید دید؛
تا با فضای واقعی کلاس، نوع آموزش، لحن بیان و کیفیت همراهی استاد بیشتر آشنا شوید.
✍🏻 تفاوت اصلی آکادمی قلمساز با بسیاری از دورههای نویسندگی چیست؟
ما فقط آموزش تئوری ارائه نمیدهیم؛
تمرکز اصلی ما روی «خروجی حرفهای» هنرجوست.
یعنی شما در طول دوره:
✅ داستان خودتان را مینویسید
✅ اثر شما بهصورت تخصصی بررسی میشود
✅ بازخوانی، تحلیل و نقد آثار تا ۲۰ مرتبه برای هر هنرجو انجام میشود
✅ متن شما تا رسیدن به نسخه نهایی و حرفهای همراهی و اصلاح خواهد شد
🏆 خروجی این مسیر:
چاپ اثر شما در کتاب مشترک انتشارات شاولد
+ دریافت نسخه چاپی کتاب با نام خودتان
+ عضویت در باشگاه نویسندگان شاولد
💰 شهریه دوره:
۹.۹۹۰.۰۰۰ تومان
🔥 با تخفیف ویژه فقط تا ۱۰ خرداد:
اقساطی ۶.٩٩٠.٠٠٠ تومان
نقد ۵.۹۹۰.۰۰۰ تومان
⚠️ ظرفیت دوره بسیار محدود است و با تکمیل ظرفیت، ثبتنام بسته خواهد شد.
اگر میخواهید نوشتن را جدی شروع کنید و وارد مسیر حرفهای نویسندگی شوید، این فرصت را از دست ندهید. 🌹
------------------------------
ارتباط با ادمین: 👇🏻
📞 09200757039
📲 @Shavaladpubadmin
------------------------------
کانال باشگاه نویسندگان:
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
✍🏻 چرا آکادمی قلمساز با بسیاری از کلاسهای نویسندگی متفاوت است؟
🥰 در بسیاری از دورههای نویسندگی، آموزشها معمولاً به چند جلسه توضیح تئوری محدود میشود؛ هنرجو مطالب را میشنود، چند تمرین مینویسد و دوره تمام میشود. اما در آکادمی قلمساز ما مسیر را متفاوت طراحی کردهایم.
📚 تمرکز اصلی ما «خروجی واقعی» است؛ یعنی تبدیل هنرجو به نویسندهای که بتواند یک اثر کامل و قابل چاپ خلق کند.
🤩 به همین دلیل در این دوره هر هنرجو از یک پشتیبانی تخصصی و جدی برخوردار است. متنها فقط خوانده نمیشوند، بلکه بهصورت دقیق بررسی، تحلیل و اصلاح میشوند. هر اثر تا رسیدن به نسخه نهایی، بارها بازخوانی میشود و استاد دوره نکات ساختاری، روایی و سبک نگارش را مرحلهبهمرحله اصلاح میکند.
✅ در این مسیر، برای هر هنرجو امکان بازخوانی، تحلیل و نقد اثر تا ۲۰ مرتبه فراهم شده است؛ یعنی شما تنها نمینویسید، بلکه قدمبهقدم یاد میگیرید چگونه نوشتهتان را به یک اثر حرفهای تبدیل کنید.
😍 هدف ما صرفاً برگزاری یک کلاس نیست؛ هدف این است که در پایان دوره، شما صاحب یک داستان کامل و حرفهای باشید؛ اثری که میتواند در کتاب مشترک انتشارات شاولد منتشر شود و نام شما بهعنوان نویسنده در کنار آن ثبت گردد.
📩 اگر شما هم علاقهمند به شرکت در این دوره هستید، برای دریافت اطلاعات و ثبتنام به ادمین پیام بدهید.
------------------------------
ارتباط با ادمین: 👇🏻
📞 09200757039
📲 @Shavaladpubadmin
------------------------------
کانال باشگاه نویسندگان:
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub✅
🗓️ جمعه // 25// اردیبهشت// 1405 //
#چالش_روزانه_شاولد
موضوع: بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی - روز پاسداشت زبان فارسی
==============================
«به نام خداوند جان و خرد…» 📜
امروز ۲۵ اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی است. روزِ زبانی که در گذر قرنها، خانهی امنِ احساسات، رنجها و امیدهای ما بوده است.
ما فکر کردیم به همین بهانه، چالش این هفتهمون رو متفاوت برگزار کنیم. از شما میخواهیم با زبان مادریمان، همان زبانی که با آن فکر میکنیم و عشق میورزیم، از حال و هوای این روزهایتان برایمان بنویسید.
شاید لازم باشد برای سبکتر شدنِ ذهنتان، کلمات را روی کاغذ (یا در چتباکس) رها کنید. فرقی نمیکند یک بیت شعر از شاهنامه باشد که این روزها آرامتان میکند، یا یک دلنوشتهی کوتاه به زبان فارسی که حرف دلتان است.
ما با روی باز و دلی گرم، پذیرای واژههای شما هستیم. بیایید با هم، این پیوند را با زبانِ اصیلمان تازه کنیم.
منتظر شنیدنِ صدایِ کلمات شما هستیم. 🌿✨
===========================
کانال باشگاه نویسندگان:
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
سخن
وقتی برای اولین بار به توس رفتم و از نزدیک فردوسی را زیارت کردم، چنان محو شکوه و عظمتش شدم که به خودم بالیدم ایرانی هستم و در هوایی نفس میکشم که روزگاری این شاعر و دیگر بزرگان در آن نفس کشیدهاند.
وقتی به آرامگاهش قدم میگذاری، یاد داستان رستم و سهراب میافتی که پردهخوان با هیجان نبرد پدر و پسر را میخواند.
رستم روی سینهٔ سهراب نشسته، شمشیر بر آن فرود آورد که سهراب گفت: «اگر ماهی دریا بشوی و اگر ستارهٔ آسمان، پدرم رستم تو را پیدا کند.» و من همیشه در نمایش، نقش سهراب را بازی میکردم.
کمی زبانم میگرفت، ولی این نقش را بهخوبی بازی میکردم.
معلم گفت: «تو هنرپیشهٔ خوبی میشوی، ولی هیچگاه دنبالش نرو.»
هیچوقت دلیلش را هم نمیگفت.
چنان عاشق شعرهای فردوسی بودم که اسم فرزندانم را سهراب و کاوه و پوراندخت گذاشتم.
هیچکس حق نداشت در خانهٔ من و همسرم، بهغیر از رستم و تهمینه، به اسم دیگری صدایمان بزند.
وقتی که داد و بیداد میکردم و در را به دیوار میکوبیدم، اهالی خانه میگفتند: «ضحاک بیشتر بهت میآید تا رستم.»
یک شب فردوسی به ملاقات این بندهٔ حقیر آمد و گفت:
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
به دانش نبد شاه را دستگاه
و گرنه مرا برنشاندی به گاه.
تو فقط اسمها را یدک کشیدی.
بلند شو مرد.
به سی سال بردم به شاهنامه رنج
که شاهم ببخشد بسی تاج و گنج
به پاداش من گنج را در گشاد
به من جز بهای فقاعی نداد
فقاعی نیَرزیدم از گنجِ شاه
از آن من فقاعی خریدم به راه
که سفله خداوند هستی مباد
جوانمرد را تنگدستی مباد.
بلند شو، دنبال کار و بار باش که شکم گرسنه عاشقی ندادند.
چشمانم را باز کردم؛ تهمینه با ماهیتابه بالای سرم ایستاده بود.
سهراب گرسنه است، پوراندخت شهریهٔ دانشگاه میخواهد، کاوه در سر درست کرده و کلانتری است.
بیدار شو!
تنِ فردوسی در گور دارد از دست کارهای تو میلرزد.
نمیتوانی درست صحبت کنی، ولی اشعار فردوسی را مثل بلبل میخواهی، رستمخان.
روزت مبارک، سرایندهٔ پارسیگو.
#بهتری_درفش
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
فردوسی پارسی
شاهنامه کتابی با حجم قابل توجه و ماندگار و تاثیرگذار مرزهای زمان و مکان را در نوردیده و باعث شده ایران مرکز جهان و زبان پارسی اثری قابل توجه داشته باشد تا در کنار آثار برتر جهانی خوش بدرخشد. فردوسی که قلم به دست بگیرد رستم جان می گیرد و پارسیان سینه ستبر می کنند و درافشانی می کنند.
#حسین_علی_ساسانی
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
پدرم رباعیهای خیام را از بر بود. من بچه بودم و منتظر میماندم وسط شعر، اسم یک کوزه بیاید؛ انگار آن کوزه برای من اکسیری از گذشته بود.
مادرم هم سعدی میخواند؛ نه از روی کتاب، از حافظه، از زندگی.
برادرهایم هم هرکدام نسبتی با شعر داشتند؛ یکی شعر را به نستعلیق مینوشت، یکی شعر میگفت، یکی حافظ را از بر بود. القصه، در پیچوخم زندگی، ما خانهای داشتیم که بوی شعر میداد.
بعدتر که بزرگ شدم و شاعرها را شناختم، دیدم بیشترشان یک جای کودکیشان به شعر بند بوده؛
یکی شبها شاهنامه شنیده، یکی لالاییِ مادرش وزن داشته، یکی پدرش بیدلیل زیر لب غزلی میخوانده.
و فکر میکنم وقتی شعر در کودکی وارد خون آدم بشود، دیگر بیرون نمیرود.
ممکن است آدم پیر شود، خسته شود، حتی سالها چیزی ننویسد؛
اما آن حالِ شاعرانه یک گوشه از جانش میماند؛
مثل کوزهای قدیمی که آدم هنوز گاهی از لبش آب میخورد.
#فاطمه_شفیعی
#سروا
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
اندرحکایات فردوسی شناسی
روزی روزگاری در دوران پساکرونا، ادیب بزرگی برای روز نکوداشت بزرگ پاسدار زبان شیرین پارسی، حکیم ابوالقاسم فردوسی به ضیافتی دعوت بشد.
میزبانان محترم مرحمت بفرموده و ما خرده ادبای نوپا را هم جهت سیاهی لشکر دعوت گرفته بودند.
ایشان در صدر مجلس، بر صندلی مخمل گرم و نرم نزول اجلاس داشتند و ما در منتهیالیه مشرف به در خروج، روی صندلیهای پلاستیکی چرک و سنگی.
برخی از نوادیبان همان هم گیرشان نیامده بود و وزن ثقیلشان را به پاهای بینوایشان تحمیل بکرده بودند.
القصه، ادیبالادبا را با مشایعت بادیگاردهای عظیمالجثه و با بهبه و چهچه و دعا و ثنا، روی فرش سرخ پشت میکروفون بفرستادند تا محفل را به درّ و گوهری از ادبش بیاراید.
ادیب بزرگ میکروفون را بچسباند به دهان مبارک و ژستی فردوسیانه بگرفت تا سخن براند(همان سخنرانی کند خودمان).
ما خرده ادبا که عمری بود از ثروت دنیوی بیبهره بودیم، همه تن گوش شدیم تا هر چه درّ و گوهر از دهان او بیرون بجست، در جا ببلعیم تا شاید اندک بهرهای از ثروت معنوی کاسب بشویم!
بالاخره ادیب زبان مبارک بگشود لیکن هنوز چیزی نگفته، عدهای چاپلوسالدوله احسناحسن گویان سخنش ببریدند.
ادیب، غرّه به غرور، لبخند فخرفروشانهاش را به رایگان بر ما عرضه داشت و بفرمود:
«فردوسی علیهالرحمه میفرماید
بنیآدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
و الی انتها...»
ما انگشت حیرت بر دهان، با شک و تردید از آنچه شنیده بودیم، تنها لب خود میگزیدیم. هیچ یک از نوادیبان، جرأت گزیدن آن بزرگ ادیب را در خود نمیدید.
ناگاه فسقل کودکی از میان جمع برخاست، شیرینی بزرگی را که در دهان کوچکش چپانده بود، بلعید و فریاد برآورد که:
«آقا اجازه؟ آقا معلم ما گفته این شعر را سعدی بسروده است نه فردوسی!»
از پس آن هنگامه ، کسی از ادبا، آن ادیب بزرگ را در هیچ محفل ادبی رؤیت ننموده است.
چنانچه عزیزی از وی اطلاعی در دست دارد، به محفل ادبا خبر بدهد و جامعه ادبی را از نگرانی برهاند.
سپاسمندم.
خرده ادیبی نوپا
#سهیلا_سپهری
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
زبان پارسی
وارد مقبره ی شاعر گرانقدر فردوسی شدم.
سنگهای برجسته روی دیوار که هرکدام داستانی از شاهنامه بود را دیده ولذت می بردم.
ایستاده بودم که نغمه زنگ زد آهنگ زنگ خوری آن رپ بود که در محوطه پیجید.
خجالت کشیدم وزود وصل شدم وبا او مشغول حرف زدن شدم.
بعد گوشی را روی سنگ قبر گذاشتم که روسری ام را مرتب کنم.
یکدفعه مسئول آنجا گفت : خانم ها و آقایون وقت بازدید تمام شده با عجله بیرون آمدم وبعد با خانواده به رستوران رفتیم.
چند ساعتی گذشته بود خواستم چند عکس یادگاری بگیرم که دیدم ای داد بیداد.گوشی ام نیست.
مادرم گفت:
ببین تو کیفت نیست.
تمام کیف را زیر ورو کردم:
- وای نکنه گوشی ام رو زدن!کلی عکس دارم!
مادرم با دلهره گفت:فکر کن ببین آخرین بار کجا دستت بوده؟!
- آخرین بار...آهان بانغمه حرف زدم.
یادم اومد تو مقبره ی فردوسی بود حتما اونجا جا گذاشتم.
با بدبختی مسئول بازدید را راضی کردم گوشی را پیدا کردم.نغمه بیست بار زنگ زده بود.
شب در خواب دنبال گوشی ام می گشتم که یکدفعه فردوسی درکنار رستم با عصبانیت گوشی را به من داد وگفت:
بیا این تحفه از آن خودت!
واقعا برای شما جای تأسف است!
آخر این طریق سخن گفتن بیهوده چه زبانی است ؟!
بسی رنج بردم دراین سال سی
خراب کردید زبان پارسی.
#زهرا_زرگران
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
اردیبهشت که در میگشاید عطر رازقی و سرک کشیدن نسترنها به کوچهی اقاقیا هم آغاز میگردد و دل ودماغ بیقرارِ بوی خوش و نم باران که گاه به جرجر میافتد و گاه تگرگهای ریز و درشتی را مهمان کوی و کوچه میکند، میشود در این حال و هوای بهاری سخن از شعر و شاعری گفتن میشود نُقل کنار چای لب سوز...
نقل شعر و شاعری یک حرف است و سخن از زبان مادری و داستانهای سینهبهسینه رسیدهاش یک حرف. و نامهای شاهنامه نام که در هر دو دسته حرف دارد.
©©©©©©©©©©
.در تقویم روز شمار بیست و پنجمین روز اردیبهشت، نام حکیم ابوالقاسم فردوسی مُهر خوردهاست به مهر. فرخنده روزی که سبزهها سربندِ جوی و جویبار میشوند و منقار پرندهها با وزن و قافیه میجنبند به شعرهایِ به مَثَل نشستهی مادرها و مادر بزرگها که از فردوسی طی قرنها میان گفتوگوی روزمره دهان به دهان گشته و میراث ِکهنیست برای ایران و ایرانی.
آنجا که میگوید:``توانا بود هر که دانا بود ....ز دانش دل پیر برنا بود.``
©©©©©©©©``
``بدانید که از کردگار جهان
بد و نیک هرگز نماند نهان..
@@@@@@###
بکوشید تا رنجها کم کنید
دل غمگِنان شاد و بی غم کنید.|
©©©©©©®
حکیم ابوالقاسم فردوسی حماسهای آفرید تا بماند به یادگار زبان پارسی برای همهی مردم چه برای اهالی شعر و ادب و چه در گفتار روزمره عامه.
@@@@@@@
میاسای از آموختن یک زمان...... ز دانش میفکن دل اندر کمان.
@@@@@@@@@
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که ایران به دشمن دهیم
🌸🌸🌸🌸🌸
یادی از حکیم ابوالقاسم فردوسی.
#مریم_عباسیان
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
نامآورِ شعرِ پارسی
او
از دلِ خاکِ توس برخاست
با دستی پر از واژه
و شانههایی
سنگین از سرنوشتِ یک زبان
در زمانهای
که نامها رنگ میباختند
و واژهها
در غبارِ فراموشی
نفس کم میآوردند
او ایستاد
نه با شمشیر
که با «سخن»
و با هر بیت
ریشهای دیگر
در خاکِ جانِ ما کاشت
فردوسی
نامِ کوچکِ یک مرد نبود
نامِ بزرگِ ایستادگی بود
که گفت:
زبان اگر بماند
ملت نیز
خواهد ماند
امروز
هر واژهی پارسی
که بر زبان میآوریم
ادامهی نفسِ اوست
و هر بار که میگوییم «ایران»
او
دوباره زاده میشود.
شاعر : کامران شایگان
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
بزرگداشت روز حضرت فردوسی
صحبت و تعریف درباره ی استوره ی بزرگی همچون فردوسی کار خیلی دشواری است.آخه منِ تازه سر از تخم درآورده درباره ی این شخصیت برجسته ی ادبی جهان چه بگوییم؟حضرت فردوسی کسی که سی سال از عمرش رو صرف نوشتن شاهکاری به نام شاهنامه کرد که به آن زیبایی پنج هزار بیت رو کنارهم مصرع به مصرع چید و داستان های حماسی زیبایی رو خلق کرد و هدف بالاترش زنده نگه داشتن زبان پارسی بود آنهم در روزگاری که به زبان مادری حرف زدن در کشور خودمان تابو شکنی شمرده میشد،درباره ی همچین شخصی چه میشود گفت و نوشت؟
حالا منِ نو قلم که چه عرض کنم!؟منِ تازه با قلم آشنا شده چه میتوانم بگویم؟
جز اینکه شاید بتوانیم با پارسی حرف زدنمان و خروج کلمات بی گانه ی عربی و انگلیسی و فرانسوی و ...که به زبان اصیل و زیبای ما هجوم آورده اند دینمان را به ایشان ادا کنیم.
«همه جایِ ایران سَرایِ من است
زِ هر جایِ ایران، به گیتی بهاَز جانِ من است.»
لیلا گونانی(لام_گاف)
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub