🌸🌱🌸
🌱
🌸
سلام، روزت بخیر.دوست شاولدی من 😊
🌱امروز یه قول به خودت بده:
اینکه خودت رو برایِ چیزهایی که دیگه دستِ تو نیست، سرزنش نکنی.
آدما بزرگ میشن، تجربه کسب میکنن و تغییر میکنن.
اشتباهاتِ دیروزت، درسهای امروزته؛ نه زنجیرِ پاهات!
رها کن بره…
امروز رو با امید و توکل نفس بکش.
================
باشگاه نویسندگان شاولد:
https://eitaa.com/shavaladpub
#چالش_روزانه_شاولد
🔹چالش نوشتاری: «یک قدم کوچک»
=========================
👈امروز فقط برای یک روز، یک قول کوچک بده.👉
قولی ساده که بتواند حالِ یک نفر را بهتر کند یا حتی حالِ خودت را.
🔺حالا نوبت شماست بنویسید:
▪️یک کار کوچک یا یک قدم کوچک که قول میدهید امروز انجام دهید تا لبخندی روی لبِ کسی بنشیند؛
شاید برای پدر و مادر،
یک دوست،
یا حتی کسی که مدتهاست از او خبری نگرفتهاید؛
مثل فرستادن یک پیامک، یک تماس کوتاه، خرید یک شاخه گل، یا حتی یک دعای خوب از ته دل.
یا
▪️برای خودتان کاری انجام دهید که مدتها عقب افتاده است؛
مثل نوشیدن یک چای با آرامش،
خواندن یک صفحه کتاب،
دیدن یک فیلم خوب،
یا انجام کاری که مدتها به تعویق افتاده است.
این قدم کوچک چه احساسی در شما یا دیگران ایجاد میکند؟ ⁉️
گاهی یک کار کوچک میتواند روزِ کسی را روشن کند و حتی انگیزهای شود برای شروع یک حالِ خوب در دیگران. 👈 «یک قدم کوچک، یک تغییر خوب» 👉
⬅️ قالب:
دلنوشته، روایت کوتاه، متن ادبی یا گزارش خلاقانه
⬅️ حالوهوای متن:
کوتاه، صمیمی، امیدبخش، قابل انتشار
ارسال اثر به ادمین: 👇🏻
📞 09200757039 📲 @Shavaladpubadmin
منتظر ارسال تجربه و روایت هاتون برای امروز هستیم .🤚🏻
===========================
باشگاه نویسندگان:
https://eitaa.com/shavaladpub
#چالش_روز_شاولد
امروز بالاخره بعد از چند ماه، کتابی که خریده بودم و روی میز مانده بود را باز کردم و فقط ده صفحه خواندم. شاید کم به نظر بیاید، اما شروع دوبارهی لذت کتاب خواندن، حس خوبی به من داد. این قدم کوچک، شروعی برای بازگشتن به علاقهام بود.
#یک_قدم_کوچک
سحرمحمدی
===========================
باشگاه نویسندگان:
https://eitaa.com/shavaladpub
#چالش_روزانه_شاولد
==============================
قول دادم امروز زنگ بزنم به دوستی که مدتی بود ازش بیخبر بودم. باورش نمیشد. کلی با هم حرف زدیم و خندیدیم. احساس سبکی و شادی عجیبی دارم. واقعا گاهی فقط یک تماس کوتاه کافیه تا دل دوستی شاد بشه.
#یک_قدم_کوچک
ناشناس
===========================
ایتا: https://eitaa.com/shavaladpub
#چالش_روزانه_شاولد
امروز برای مادرم یک لیوان شربت درست کردم و کنارش نشستم. فقط ده دقیقه، ولی وقتی دید لبخند زد، انگار دنیا را به من دادند. گاهی همین چیزهای کوچک، بزرگترین هدیه است.
#یک_قدم_کوچک
==============================
ایتا: https://eitaa.com/shavaladpub
#چالش_روز_شاولد
«امروز، قول میدهم که از منِ عجول و همیشه در حالِ دویدن، کمی دلجویی کنم. قول میدهم یک قدم کوچک بردارم و با خودم مهربان باشم. قرار است نیمساعت را، بدون گوشی و بدون فکر کردن به تکالیف یا آینده، فقط به صدای نفسهایم و طعمِ گرمِ یک لیوان چای گوش بدهم. میدانم که برای رسیدن به قلهها، نباید از پیادهروی در دشتهای آرام فراموش کرد. این قدم کوچک، قرار است به من یادآوری کند که من هم لایقِ آرامشم.»
~•~•~•~•~•~•~•~••~•~•
#یک_قدم_کوچک
حنانه مهرافروز
===========================
باشگاه نویسندگان شاولد:
https://eitaa.com/shavaladpub
#چالش_روز_شاولد
وقتی مامانم سکته مغزی کرد و یک سمت بدنش فلج شد، انگار که دنیا روی سرم آوار شد.من عادت نداشتم مامانم رو که بهش میگفتم "فرفره" (چون توی یک چشم بهم زدن کل خونه رو جمع و جور میکرد)، حالا ینجوری ناتوان ببینم. در حدی که برای کوچکترین حرکت احتیاج به کمک داش.وقتی بالاخره دکتر فیزیوتراپ آمد بالاسرش و به کمک واکر و زیریغل گرفتن تازه تونست از روی صندلی بلند بشه،قلبم داشت از جا کنده میشد پاهاش میلرزید و ناامیدی توی صورتش پیدا بود اما وقتی با سعی و زور دکتر هرسش ریخت و یک قدم برداشت،به ته دل همه مون نور امید تابید.اونجا معنی واقعی "فقط یک قدم بردار" رو فهمیدم. چیزی بود که دکتر مرتب میگفت.
و حالا با همون یک قدم،یک قدم ،مامانم با عصا خودش به تنهایی راه میره و من از دیدن راه رفتنش ذوق میکنم.
لیلا گونانی
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
#چالش_روز_شاولد
تولد یک قدم
این روزها می خواهم یک قدم کوچک برای دلم بردارم، قدم لبخند! می دانم تاحالا اسمش رانشنیده اید. همین امروز من آن را آفریده ام. قدم لبخند قدمی که بالبخند خودمان شروع می شود وبه لبخنددیگران ختم می شود.خدا کند قدمش خیرباشد!
نجمه پارسائیان
#یک_قدم_کوچک
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
رنگ غروب
رنگ غروب، روی گلهای سپید یاس نشسته است.
خالهای کفشدوزکی از سیاهی، در شفافی شیشه میریزد.
گلشببو چشمهای نیمهبازش را به شبنم میشوید.
من ساعت را روی نبض یک ستاره کوک میکنم
تا پیش از آفتاب شکفتن گل میخک را به سفر برگردم
و قول خواهم داد:
به شبو
به کفشدوزک
به یاس
تا فانوس مهتاب خاموش نشده است.
با خبر گل قاصدک برگردم.
پروین مولایی
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
#چالش_روزانه_شاولد
قدمِ کوچکِ من امروز:
میخواهم به جای قضاوت کردنِ خودم، به نیازهایم گوش دهم؛ نیاز به یک استراحت کوتاه ،نیاز به تمرکز روی درس برای ساختنِ آیندهای که لایقش هستم. امروز قول میدهم با خودم مثل یک دوستِ صمیمی رفتار کنم، چرا که میدانم اصل اولیه ی انسان خوب بودن یعنی یاد بگیرم چطور با خودم آشتی کنم.
#یک_قدم_کوچک
آریا محمدی ۱۱ ساله
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
#چالش_روز_شاولد
آنروز به خودم قول دادم به کسانی که ازشان انرژی منفی میگیریم همکلام نشوم .
کسی را قضاوت نکنم که حتی یکبار هم با کفشهایش راه نرفتم.
درفش
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
#چالش_روز_شاولد
غصه نخور
امروز با خودم قرار میگذارم که وقتی نمی تونم اتفاق بدی را تغییر بدم .بگردم توش یک اتفاق خوب پیداکنم!
دوستی خورد زمین دست راستش شکست؛گفتم: آخی،دست راستت شکسته حالا چکار میکنی ؟! گفت : خدارو شکر می کنم!
غصه نخور!
- پس درس و دانشگاه !
-گفتم که غصه نخور, یادت رفته من چپ دستم!
زهرا زرگران
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub