🗓️ دوشنبه // ۱۸ // خرداد // ۱۴۰۵
#چالش_روزانه_شاولد
🤍 در زمان جنگ آرامش داریم، اگر…
==============================
شاید نتوانیم جلوی جنگ های دنیا را بگیریم،
اما میتوانیم در دلِ خودمان
یک #پناهگاهِ_امن بسازیم. 🕊️
آرامش در بحران یعنی
ذهنمان را از هجومِ #اخبار و اضطرابها
پس بگیریم و نگذاریم آشوبِ بیرون،
درونمان را ویران کند. 🌊
🔻 نوبــــت شماست:👇🏻
راهکار یا تجربهی شما برای داشتن «ذهنِ آرام🧠» در این روزها چیست؟
( #آرامشِ تو از کجا آغاز میشود؟ )
⬅️ قالب:
تکجمله یا پاراگراف کوتاه
⬅️ حالوهوای متن:
انسانی، راهگشا و کاربردی
✨ بیایید یاد بگیریم چگونه میتوان در میان مشکلات، ذهنی داشته باشیم.
ارسال اثر به ادمین: 👇🏻
📞 09200757039
📲 @Shavaladpubadmin
===========================
باشگاه نویسندگان شاولد
https://eitaa.com/shavaladpub
#چالش_روز_شاولد
آرامش از کجاست؟
مگر میشود نگران عزیزانمان دوستانمان نبود ولی با استرس جز بخودممان ضرر برسانیم هیچ فایدهای دیگر ندارد همیشه این آیه و جمله بهم آرامش می دهد.
الا بذکر الله تطمئن القوب
نگهدارنده من کسی است که شیشه را دربغل سنگ نگه می داد.
درفش
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
#چالش_روز_شاولد
من برعكس اغلب آدمها،همیشه توی شرایط های سخت آرامشم بیشتره.
چون باور دارم اتفاقی که مقدر شده بیوفته،میوفته. حالا چه من نگران باشم چه نباشم. با نگرانی و ترس از اتفاق احتمالی فقط تمرکزم توی لحظه رو از دست میدم و حتی سیستم دفاعی بدنم رو هم ضعیف میکنم. و توی شرایط های سخت این حواس پرتی ها ممکن حادثه های بدتری به وجود بیاره. بخاطر همین خونسردي ام رو حفظ میکنم تا بتونم به خودم و اطرافیانم در صورت لزوم کمک کنم.
اتفاق شاید آدم رو از پا در نیاره اما،فکر کردن به افتادن اون اتفاق( که ممکن شاید هیچ وقت هم نیوفته) حتما آدم رو از پا درمیاره.
از قدیم گفتن ترس برادر مرگ.
لام_گاف
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
#چالش_روز_شاولد
مرا هزار امید است
و هر هزار تویی سیمین بهبهانی
شاید بهترین گزینه در شرایط کنونی
مهربانی با خود و با دیگران است
هرروز از دل تاریکی
نور خورشید نمایان میشود 🍂🍀
فریبا کریمی
=================
باشگاه نویسندگان شاولد:
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
#چالش_روز_شاولد
#آرامش
امروز با خاله ام تماس گرفتم او با شروع جنگ افسرده شده بود، با حملات هوایی دیشب به او زنگ زدم حالش را بپرسم.
به او گفتم خاله جان حالت چطور است؟
گفت: سارا با حملات، دوباره ترس به جانم افتاده.
گفتم: شما که زن مومن و با خدایی هستی آخر چرا می ترسی.
تمام سرنوشت ما دست خداست، گفت: این را می دانم از مرگ نمی ترسم ولی فکر از دست دادن عزیزانم نگرانم می کنه.
گفتم: همیشه توکلت به خدا باشد، آیات و احادیثی هست که محافظ توست.
مانند آیت الکرسی، خواندن یازده مرتبه سوره ی توحید که محافظ جان تو و اطرافیان و همسایگان می گردد، گفتن ذکر یا حفیظ و...
پیدا کن و بخوان، خداوند محافظت خواهد بود و آرامشت را هم داری.
#سارا جربان
=====================
باشگاه نویسندگان شاولد:
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#چشم_نواز
*تصویر منتشر شده از حضور #فلامینگوها 🦩در دریاچهی مهارلو *
مهارلو، در ۲۰ کیلومتری #شیراز قرار دارد.. چندسالی گفته میشد که به دلیل خشکسالی، حضورشان کم شده
و امسال انگار با افزایش بارشها؛ فلامینگوها باز برگشتهاند.
=====================
باشگاه نویسندگان شاولد:
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
آرامش
فقط هیاهوی جنگ،تکان های زلزله،همهمه باد وغرش سیل دلهارا نمی لرزاند. گاهی سکوت وبی خبری هم، وهم انگیز وترسناک می شود. من درهمه این احوال دلم را دردست خدا می گذارم وبه چشمانش خیره می شوم تامرا زیر چتر نگاهش حفظ کند. نامش آهنگ ذهنم می شودویادش آرامبخش جانم:« یاالله»
نجمه پارساییان
#چالش_ارامش
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
آرامش من از جایی آغاز میشود که میپذیرم همه چیز در اختیار من نیست. در روزهای پراضطراب، به جای دنبال کردن مداوم خبرها، زمانی را به خانواده، دعا، کتاب خواندن یا قدم زدن اختصاص میدهم. وقتی ذهنم را از نگرانیهای بیپایان دور میکنم، میفهمم که آرامش، نه در نبود بحران، بلکه در شیوهی روبهرو شدن با آن متولد میشود.
کتایون نظری
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
آرامش من با یاد خدا و اینکه آنچه من دارم آرزوی خیلی هاست پس به داشته ها نگاه کرده وشکر کنم نه برای نداشته ها غصه بخورم!
زهرا زرگران
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
استرس برایم معنایی نداشت. نمیدانم چرا اما هروقت جاریم خدیجه را میدیدم که از ترس به خود میلرزد و سیل اشک امانش را میبرد تعجب میکردم. آخه چرا این همه ترس! یک روزی به دنیا آمدهایم و یک روز خواهیم رفت. ناگاه با شنیدن صدای بامب و بومب جنگندهها سرش را مابین دستانش میگرفت و لرز بر تمام جان و تنش مستولی میشد. لبانش کبود و چون گنجشککی بیپناه بالوپر میزد.
حتما و واقعا جنگ دلهرهآور خواهد بود، اما چرا من بیتفاوت بودم نکنه من عجیبم!
شاید عجیب باشم، اما بر این باورم که او حاکم است و عادل و مقتدر...
میدانم هر چه خیر است برایم مقدر میگرداند.
پس تسلیم امرش خواهم بود. امیدوارم به دیدار روی یار غائب.
آن یار همیشه بیدار.
شاید که میسر گردد دیدار...
✍ثریاکریمی
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub