جمعه را باید کمی لم داد 🌿
و آرامش گرفت؛🌸
بیخیالِ هر چه ما را مبتلاتر میکند...🌿
==========================
📌 *باشگاه نویسندگان شاولد:*
https://ble.ir/shavaladpub
https://eitaa.com/shavaladpub
هدایت شده از شاولد/ مهارت نویسندگی
🌸 جشنواره بهاره نشر شاولد: شکوفایی قلم شما! 🌸
آیا میخواهید نامتان بر پیشانی کتاب خودتان بدرخشد؟ «انتشارات شاولد» در جشنواره بهاره، رویای نویسندگی شما را با شرایط ویژه به واقعیت تبدیل میکند!
🗓 زمان: ۱ خرداد تا ۱ تیرماه
---
### 🎁 پکیجهای جشنواره (تخفیف ویژه)
۱. پکیج فوقاقتصادی (داستان): ۴,۹۹۰,۰۰۰ تومان
* ۵۰ صفحه | ۳ نسخه | قطع رقعی
۲. پکیج اقتصادی (۱۰ نسخه):
* داستان: ۷,۹۹۰,۰۰۰ تومان
* شعر: ۸,۹۹۰,۰۰۰ تومان
* کودک: ۸,۹۹۰,۰۰۰ تومان
۳. پکیج حرفهای (۳۰ نسخه):
* داستان: ۱۰,۹۹۰,۰۰۰ تومان
* شعر: ۱۱,۹۹۰,۰۰۰ تومان
* کودک: ۱۱,۹۹۰,۰۰۰ تومان
۴. پکیج ویآیپی (VIP - ۷۵ نسخه):
* داستان: ۲۱,۹۹۰,۰۰۰ تومان | شعر: ۲۲,۹۹۰,۰۰۰ تومان | کودک: ۲۲,۹۹۰,۰۰۰ تومان
* 🎁 خدمات ویژه: تیزر ۱ دقیقهای، پادکست صوتی و QR Code اختصاصی.
---
✨ چرا نشر شاولد؟
ویراستاری تخصصی + صفحهآرایی حرفهای + کیفیت ماندگار.
—————————————————-
⌛️ فرصت محدود است! همین حالا برای مشاوره و رزرو اقدام کنید:
📞 09200757039
📲 @Shavaladpubadmin
—————————————————
📍 کانال باشگاه نویسندگان:
ایتا: https://eitaa.com/shavaladpub
*انتشارات شاولد؛ جایی که داستان شما متولد میشود.*
=====================
ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
شاولد/ مهارت نویسندگی
🌸 جشنواره بهاره نشر شاولد: شکوفایی قلم شما! 🌸 آیا میخواهید نامتان بر پیشانی کتاب خودتان بدرخشد؟ «ا
•
نه چون مطمئنن بهترینن ، فقط چون خسته شدن از اینکه نوشته هاشون✍🏻 همیشه توی سکوت بمونه...
•
•
مراحل چاپ کتاب در #انتشارات_شاولد
از فایل تایپ شده تا رونمایی کتابتون....📙
🎯 اگه مدتهاست به چاپ کتاب فکر میکنی ولی هنوز اقدامی نکردی، این همون نقطهی شروعته…
🔰 برای شروع نام و نام خانوادگی + شماره همراه خودتون رو به آیدی زیر ارسال کنید:
📫 @Shavaladpubadmin
•
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امشب همه خستگیهاتو بسپار به ستارهها…
فردا دوباره میدرخشی ✨
#شب_بخیر🌙
==========================
📌 باشگاه نویسندگان شاولد:
https://ble.ir/shavaladpub
https://eitaa.com/shavaladpub
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر زیبا است اگر هرکس به اندازه خودش دنیا را تغییر دهد⚘️
#صبح_بخیر
==========================
📌 باشگاه نویسندگان شاولد:
https://ble.ir/shavaladpub
https://eitaa.com/shavaladpub
🌱 #پارت48
🌷 #لالههای_سپید
نویسنده: سهیلا سپهری – 30خردادماه 1405
انتشار از کانال رسمی «انتشارات شاولد»
=============================
نیازی به گفتن نبود. کاملاً مشخص بود کسی که حتی توی زندان هم با مواد سر و کار دارد، از اختر هم میتواند بدتر باشد. دوباره در موقعیت بدی گیر افتاده بودم. اختر هم چند وقت پیش همینجا و پای همین دیوار داشت سلاخیام میکرد اما نباید اجازه میدادم کار باز به آن مرحله بکشد. اختر جنون داشت و ته هیچ چیز برایش مهم نبود اما لیلا باهوش بود و میدانستم به خاطر کارهای خلافش، نمیخواهد توی چشم باشد و برای خودش دردسر بخرد.
سعی کردم به خودم مسلط باشم. نفسی چاق کردم و گفتم:
ـ بد فهمیدی لیلا. من نمیخوام موبایلت رو بپیچونم یا برات دردسر درست کنم. فقط ...
لیلا قدمی عقب نکشید و با تکان سر فهماند که منتظر ادامۀ جملهام است. گفتم:
ـ فقط ...کارم با موبایلت تموم نشده. منتظر یه خبر مهمم. اجازه بده یه امشب گوشیت دستم باشه. قول میدم فردا صحیّ و سالم تحویلت بدم.
آتش نگاه لیلا خاموش شد. لبخندی موذی بر لب راند و گفت:
ـ خب اینو از اول بنال دیگه. نزدیک بود بزنم شتکت کنم.
از من فاصله گرفت و با اشاره به تختهای دیگر گفت:
ـ این سرخرها رو میخوای چی کار کنی؟ الان سروکلهاشون پیدا میشه. جلو اینا که نمیتونی حرف بزنی.
راست میگفت. فکر اینجایش را نکرده بودم. تا من به چه کنم، چه کنم بیفتم، لیلا راهحل را گذاشت پیش پایم.
ـ به یارت بگو زنگ نزنه. صدای گوشی رو ببند، ملافه رو بکش رو سرت و تا صبح با هم پیامبازی کنید. بعدش هم به اون بابا بگو شمارۀ من رو از گوشیش پاک کنه. واسه من خیالی نیستا. ممکنه واسه اون دردسر درست بشه.
سرم را به نشانه تأیید تکان دادم. لیلا از اتاق بیرون رفت اما طولی نکشید که برگشت و یک پاکت سیگار را پرت کرد به طرفم. سیگار را روی هوا گرفتم و با ترس گفتم:
ـ این چیه؟ من سیگاری نیستم.
لیلا خندید. آنقدر که اشک از چشمهایش روان شد.
ـ خیلی باحالی دختر! خیلی وقت بود اینجوری از ته دل نخندیده بودم. تو راستراستی آدم کشتی؟ من که باور نمیکنم. تو اینقدر پاستوریزهای که سوسک هم نمیتونی بکشی، چه برسه به آدم.
نمیدانستم لیلا با این حرفها دارد تخریبم میکند یا از من تعریف میکند.
وقتی بالاخره خندهاش ته کشید، دوباره پاکت سیگار را داد دستم و گفت:
ـ وسط پیامبازیهات با یار قشنگت، شماره کارت من رو هم براش بفرست. بگو این دل و قلوه دادن هر چقدر براش میارزه، قد همون برام ریال بزنه. شماره کارتم رو پشت اون پاکت سیگار نوشتم. کارِت که تموم شد، گوشی رو بذار تو همین پاکت و قایمش کن تو بالشِت. خودم هر وقت لازمم شد، میام ورش میدارم.
بعد دو انگشتش را گذاشت کنار شقیقه و با همان لحن کوچهبازاری گفت:
ـ زت زیاد!
=============================
📌برای ادامهی رمان، عضو کانالهای رسمی انتشارات باش:
https://eitaa.com/shavaladpub
هدایت شده از شاولد/ مهارت نویسندگی
📚 تمدید پروژه سوم کتاب مشارکتی شاولد
📖 موضوع کتاب: « وطن ما ایران » 🇮🇷
🎙️ میخواهیم صدای دل شما را درباره این روزها بشنویم…
موضوعات پیشنهادی ساده و قابل لمس:
❤️ عشق به ایران
🛡️ حس دفاع از وطن
🤝 همبستگی مردم در روزهای سخت
🌱 ایمان و امید در دل بحرانها
🔥 شجاعت و غیرت ایرانی
👨👩👧👦 نقش خانوادهها در روزهای حساس
🤲 دعا، امید و توکل
📝 خاطره یا روایت شخصی از این روزها
🔎 نگاه کوتاه و تحلیلی به اتفاقات
✍️ قالب آثار:
روایت کوتاه، داستانک، دلنوشته، یادداشت یا تحلیل کوتاه.
💳 هزینه مشارکت: ۳۹۹ هزار تومان
🎁 همراه با یک نسخه چاپی از کتاب به نام و امضای شما
📚 این کتاب فقط یک اثر چاپی نیست؛
یادگاری است از روزهایی که برای ایران ایستادیم…
و نام شما میتواند بخشی از این روایت ماندگار باشد.
⏳ مهلت ارسال : ۲۳ خرداد 1405
📩 ارسال آثار و دریافت اطلاعات:
@Shavaladpubadmin
✍🏻🇮🇷 منتظر قلمهای گرم شما هستیم
━━━━━━━━━━━━━━━
✍️ باشگاه نویسندگی شاولد
https://eitaa.com/shavaladpub
شاولد/ مهارت نویسندگی
📚 تمدید پروژه سوم کتاب مشارکتی شاولد 📖 موضوع کتاب: « وطن ما ایران » 🇮🇷 🎙️ میخواهیم صدای دل شما را
.
سلام به خانواده دوستداشتنی #شاولد🪴
بیایید گفتگویی *کوتاه اما مهم * داشته باشیم
*دوستان ارزشمند خوش قلم شاولدی ما *
حرف این کتاب جمعی فقط درباره * امروز و فردا نیست* ؛ سخن از *نسلها و #آیندگان* است.
روزهایی را میگذرانیم که شاید فردا بخشی از #تاریخ شوند و آنچه از آنها میماند، روایتهایی است که👈 *امروز* 👉نوشته میشود.
.
==========================
📌 باشگاه نویسندگان شاولد:
https://ble.ir/shavaladpub
https://eitaa.com/shavaladpub