صبر کن باران بگیرد میروم ،
یا ك پایم جـٰان بگیرد میروم . .
صبر کن من بغض دارم اندکی
گریهام پایان بگیرد میروم ،
آبرویم میرود با چشم تر . . ؛
صبر کن باران بگیرد میروم :)!'
- شآیَد!..
1:15
- قطار می رود؛
تو میروی؛
تمام ایستگاه می رود؛
و مَن چقدر ساده ام که سال های سال؛
در انتظار تو...
کنار این قطار رفته ایستاده ام؛
و همچنان و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام!..
- شآیَد!..
- قطار می رود؛ تو میروی؛ تمام ایستگاه می رود؛ و مَن چقدر ساده ام که سال های سال؛ در انتظار تو...
- ۳۶۵ رو بدون تو!...
روز چهاردهم!((: