- شآیَد!..
_پدرم خواست كه فرزندِ مطیعي بشوم شعر پیدا شد و من آنچه نباید شدهام... محمدعلی بهمنی
گمانکردم که آزادم،ولی آزادگی در من نبود
بَردهام و بَرده ی آنکه نباید شده ام ...
علیـرام🌱
- شآیَد!..
_۳۶۵روزبدونتو!.. روزصدوسیودوم!((:
- دلمبههمینخوشحالیهایکوچیکگرمبود!(:
- شآیَد!..
_۳۶۵روزبدونتو!.. روزصدوسیودوم!((:
زمانِ صحبتم باتو
لبم ، لبخند و مجنون شد
دلِ من بر همین خوش بود
دلم گلرنگ و گلگون شد
علیـرام 🍃
- شآیَد!..
🥲++
_و گاه گاه شادی به سراغمان می آید
اما،غم زود تر از آن به ما میرسد...
میدانم که حال خوش نصیب ما نمیشود
اما خوشی ما این است که ازکنارمان گذر میکند(:
- شآیَد!..
-
- قفلیزدمرویاینشعره...
کمکمدارنبیتهاشروانیممیکنن؛
بیشتراونجاکهمیگه:
- نوشتیبیتومیمیرم؛خرابتمیشومعمری...
خلافآنچهمیگفتی؛ببینحالاچهآبادی(((:
- شآیَد!..
- قفلیزدمرویاینشعره... کمکمدارنبیتهاشروانیممیکنن؛ بیشتراونجاکهمیگه: - نوشتیبیتومیم
یکیبیادمنوازذهنمنجاتبده...
- شآیَد!..
یکیبیادمنوازذهنمنجاتبده...
-قاتلیبهدنبالمناستکهگاهاورادرآیینهمیبینم...