آن بارِ گران رفت و دگر یار شما نیست
دل کندنم اینبار به اصرار شما نیست
من رودِ پریشان و تو دریای غروری
دیگر به سرم خواهشِ دیدارِ شما نیست:)
- شآیَد!..
آن بارِ گران رفت و دگر یار شما نیست دل کندنم اینبار به اصرار شما نیست من رودِ پریشان و تو دریای غر
رفتی و دل از رفتن تو زخمِ عمیق است
جز خاطرهای سرد مرا کارِ شما نیست
هر چند که این سینه به نامت غزلی داشت
در دفتر من فرصت تکرار شما نیست
من بنده ی عشقم نه اسیرِ سرِ سودا
این قصهی پر ناله سزاوار شما نیست🌀
_عاشقان هم، همه خوابند
در این موقع شب!
بیگمان، یک دلِ
ویران شده از عشق،
فقط بیدار است :)
حامد عسکری
- یکلحظههمحتینرفتیازخیالم؛
خوشحالباشایبیوفا!خوشنیستحالم!(:
- فاضلنظری ؛
هدایت شده از ♡- ﻤَكظُوم ؛♡
تنهایی باعث شد به همهی شَکهای توی سرم بها بدم و بزارم رشد کنن، اون شکها انقدر بزرگ شدن که دیگه عشق کمرنگ ترین مسئلهی مغزم شد.