من عاشق لبخندهایت نبودم؛
آنها را همه دوست داشتند، من عاشق اندوهی شدم که پشت لبخند پنهان بود.
عاشق آن سکوت که هیچکس حوصلهی شنیدنش را نداشت، عاشق آن خستگی عمیقی که در چشمهایت لانه کرده بود؛
گویا سالها بود که زندگی، آرامآرام از شانههایت بالا رفته و بر روحت سنگینی میکرد.
حرفا میاد میره...
احساسات میاد میره...
غم میاد میره...
خنده میاد میره...
ذوق میاد میره...
آدما میان میرن(:
تو خودتو درگیرشون نکن...این لحظه ها زود گذره به فکر خودت باش🙂
خیلی وقتا آدم نمیدونه چه مرگشه.
دلش میخواد دربارهش
با یکی حرف بزنه،
ولی نمیدونه با کی
اگرم یکی پیدا بشه
آدم نمیدونه چی رو از کجا شروع کنه ...
چیستا یثربی