eitaa logo
شعر و داستان
2هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
92 ویدیو
44 فایل
مدیر کانال @rEzA1996 «ارسال اشعار» «انتقادات و پیشنهادها» ارتباط بدون ذکر نام شما: https://harfeto.timefriend.net/17368038386764
مشاهده در ایتا
دانلود
حبابِ خاطرات میان چشمان بغض آلوده ام بشکست و برگ برگ احساس از تنم فرو ریخت در خزانی زرد زمزمه های مست گونه ات فراموش میشد مثل رفتن بی وداع مثل خوابی پریشان مثل پائیزی سرد و دلگیر وقتی از گیسوانت شراب جاری می شد وقتی در نگاهت عطر نیلوفر می پیچید وقتی قلبم را به یغما میبردی در خزانی غم آلوده تو در کدامین خیابان قدم گذاشته ای که ضیافتی از گلهای سرخ برپاست یاد زمزمه هایت جنون دوبارهء پروازست و شکستن قفس و سنگ بر شیشهء دل زدنهاست پائیز، رازیست پنهان میان لبهای من و بوسه های تو بهانهء شعرها و غزل‌های شبانهء منست و اجابت دعاهای عاشقی شکسته دل... @shearvdastan
نام من عشق است آیا می‌‏شناسیدم؟ زخمی‌ام -زخمی سراپا- می‌‏شناسیدم؟ با شما طی‌‏کرده‌‏ام راه درازی را خسته هستم -خسته- آیا می‌‏شناسیدم؟ راه ششصدساله‌‏ای از دفتر حافظ تا غزل‌‏های شما، ها، می‌‏شناسیدم؟ این زمانم گرچه ابر تیره پوشیده‌است من همان خورشیدم اما، می‌‏شناسیدم پای رهوارش شکسته سنگلاخ دهر اینک این افتاده از پا، می‌‏شناسیدم؟ می‌‏شناسد چشم‌‏هایم چهره‌‏هاتان را همچنانی که شماها می‌‏شناسیدم اینچنین بیگانه از من رو مگردانید در مبندیدم به حاشا، می‌‏شناسیدم! من همان دریایتان ای رهروان عشق رودهای رو به دریا! می‌شناسیدم اصل من بودم، بهانه بود و فرعی بود عشق قیس و حسن لیلا می‌‏شناسیدم؟ در کف فرهاد تیشه من نهادم، من! من بریدم بیستون را می‌شناسیدم مسخ کرده چهره‌‏ام را گرچه این ایام با همین دیوار حتی می‌‏شناسیدم من همانم مهربان سال‌‏های دور رفته‌‏ام از یادتان؟ یا می‌‏شناسیدم؟ حسین منزوی @shearvdastan
به من محبت کن! که ابر رحمت اگر در کویر می‌بارید به‌جای خار بیابان بنفشه می‌روئید و بوی پونه وحشی به دشت برمی‌خاست چرا هراس؟ چرا شک؟ بیا که من بی‌تو درخت خشک کویرم که برگ‌ و بارم نیست امید بارش باران نوبهارم نیست.... حمید مصدق @shearvdastan
پرندگان هیچ‌گاه در قفس لانه نمی‌سازند می‌دانی چرا؟ زیرا که نمی‌خواهند اسارت را برای جوجه‌های خویش به میراث بگذارند.... محمود درویش @shearvdastan
کسی با سکوتش مرا تا بیابان بی‌انتهای جنون برد... کسی با نگاهش مرا تا درندشت دریای خون برد... مرا باز گردان مرا ای به پایان رسانیده، آغاز گردان... حمید مصدق @shearvdastan
پشت خرمن های گندم،لای بازو های بید آفتاب زرد کم کم رو نهفت بر سر گیسوی گندم زار ها بوسه ی بدرود تابستان شکفت از تو بود ای چشمه ی جوشان تابستان گرم گر به هر سو خوشه ها جوشید و خرمن ها رسید از تو بود از گرمی آغوش تو هر گلی خندید و هر برگی دمید... این همه شهد و شکر از سینه ی پر شور توست در دل ذرات هستی نور توست مستی ما از طلایی خوشه ی انگور توست... راستی را بوسه ی تو بوسه ی بدرود بود؟ بسته شد آغوش تابستان؟ خدایا زود بود... سلام. صبحتون بخیر @shearvdastan
و عمر شیشه عطر است پس نمی‌ماند پرنده تا به ابد در قفس نمی ماند مگو که خاطرت از حرف من مکدر شد که روی آینه جای نفس نمی ماند طلای اصل و بدل آنچنان یکی شده اند كه عشق جز به هوای هوس نمی ماند مرا چه دوست چه دشمن ز دست او برهان که این طبیب به فریاد رس نمی ماند من و تو در سفر عشق دیر فهمیدیم قطار منتظر هیچ کس نمی ماند @shearvdastan
سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات بشنو ای پیکِ خبرگیر و سخن بازرسان #حافظ @shearvdastan
چشم بر چشمان من مى زد گره بر روسرى بودنش يك خواب بود و رفتنش ناباورى من نگاهش مى كنم او هم نگاهم مى كند او براى دل بريدن من براى دل برى واژه ها را از دهانم يك به يك دزديد و رفت سهم من از عشق شعرى شد بنام ديگرى عشق يعنى تار موهاى تنت مى ايستد هر كجا كه نام او را روى لب مى آورى در سرم بيهوده روياى پريدن با تو بود چيست دنيا جز قفس وقتى كه بى بال و پرى @shearvdastan
مانده بر دوش زمین ، رنج مسیر سفرت آسمان هم شده با گریه ی خود نوحه گرت سفر کوفه و دروازه ی ساعات و حلب.. چه سفرها... چه سفرها که نکرده ست سرت! مجلس شام و تنور و طبق و تشت طلا.. چند تابوت ..که افتاده به آنها گذرت؟ کوهی از درد :سراسیمه دوان است پی ات رودی از ناله سرازیر شده پشت سرت راه افتاده به تشییع سرت، شهر به شهر پابه پای تو نسیمی که شده همسفرت می روی...بر دل گلهای جهان خواهد ماند داغ هفتاد و دو پروانه ی بی بال و پرت آه دریا ! چه گذشته ست به روزت که چنین مانده بر دوش زمین رنج مسیر سفرت؟ شهادت امام سجاد علیه السلام تسلیت باد @shearvdastan
صبح‌، وقتی واژگون شد آخرین پیمانه‌ها راه‌، پرپیچ است از می‌خانه‌ها تا خانه‌ها حیف‌! وقتی‌که اذان توی اذان گم می‌شود من، من‌ِ تصنیف کفرآلوده‌ی مستانه‌ها دور می‌گیرند گرداگرد تو دیوارها دور می‌گردند بالای سرت پروانه‌ها گریه یا خنده‌ست در سمفونی اندام تو، بی صدا بالا و پایین می‌نوازد شانه‌ها من تواَم وقتی تو من هستی، چه فرقی می‌کند این‌چنین گم می‌شود گاهی مسیر خانه‌ها روز و شب مال تمام مردم دنیا ولی ساعتی از گرگ و میشش مال ما دیوانه‌ها! @shearvdastan
شدت این عشق در شعرم نمی گنجد چرا؟؟ بی خیال شعر اصلا، دوستت دارم حسین(ع).. @shearvdastan