چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی
چراغ خلــوت این عاشــق کهـــن باشی
به سان سبـــزه پریشان سرگذشت شبم
نیامدی تــو که مهتاب این چمــن باشی
#هوشنگ_ابتهاج
@shearvdastan
بیمار چشم اویم و
آن سنگدل مرا💔
درمان که بگذریم،
دعا هم نمیکند...🍂
@shearvdastan
با آن که بی دلیل رها میکنی مرا ...
آن قدر عاشقم که نمی پُرسَمَت چرا؟!...🍁
#فاضلنظری 🍂
@shearvdastan
گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می زنم
گه چون #کبوتر پرزنان آهنگ بامت می کنم
گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می زنم
ور حاضری پس من چرا در سینه دامت می کنم.
#مولانا
@shearvdastan
عشق است و
همین لذتِ رسواییِ عالم!
عاشق که شوی،
عقل به سَر راه ندارد...
@shearvdasta
شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد
زنده در گور غزلهای فراوان باشد
نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت
نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد
سایه ی ابر پی توست دلش را مشکن
مگذار این همه خورشید هراسان باشد
مگر اعجاز جز این است که باران بهشت
زادگاهش برهوت عربستان باشد
چه نیازی ست به اعجاز، نگاهت کافی ست
تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد
#فکر_کن_فلسفهی_خلقت_عالم_تنها
#راز_خندیدن_یک_کودک_چوپان_باشد
چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده
از تحیر دهن غار حرا وا مانده
عشق تا مرز جنون رفت در این شعر محمد
نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد
شأن نام تو در این شعر و در این دفتر نیست
ظرف و مظروف هم اندازه ی یکدیگر نیست
از قضا رد شدی و راه قدر را بستی
رفتی آن سوتر از اندیشه و در را بستی
رفتی آنجا که به آن دست فلک هم نرسید
و به گرد قدمت بال ملک هم نرسید
عرش از شوق تو جان داده کمی آهسته
جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته
پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد
چشم تو فاتح اقلیم نمی دانم شد
آنچه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز
سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز
شاعر این سیب حکایات فراوان دارد
چتر بردار که این رایحه باران دارد...
#سید_حمیدرضا_برقعی 🍂🍃
@shearvdastan
🌸بی راهه نیست اینکه بگویم تمام ما
🌸سلمان حیدریم و مسلمان صادقیم
🍃🌸میلاد با سعادت موسس مذهب جعفری، حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام مبارک باد🌸🍃
#میلادحضرت_رسول_اکرم_(ص)و#امام_جعفر_صادق_ع_مبارک
@shearvdastan
نگاهت میکنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبانِ عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد
چه خواهشها در این خاموشیِ گویاست، نشنیدی؟
تو هم چیزی بگو، چشم و دلت گوش و زبان دارد
بیا تا آنچه از دل میرسد بر دیده بنشانیم
زبانبازی به حرف و صوت، معنی را زیان دارد
چو هم پرواز خورشیدی مکن از سوختن پروا
که جفتِ جانِ ما در باغِ آتش آشیان دارد
الا ای آتشین پیکر بر آی از خاک و خاکستر
خوشا آن مرغِ بالاپر که بالِ کهکشان دارد
زمان فرسود دیدم هرچه از عهدِ ازل دیدم
زهی این عشقِ عاشقکش که عهدِ بی زمان دارد
ببین داسِ بلا ای دل مشو زین داستان غافل
که دستِ غارتِ باغ است و قصدِ ارغوان دارد
درونها شرحه شرحهست از دم و داغ جدایی ها
بیا از بانگِ نی بشنو که شرحی خون فشان دارد
دهانِ سایه میبندند و باز از عشوه عشقت
خروشِ جانِ او آوازه در گوشِ جهان دارد ..
#هوشنگ_ابتهاج
@shearvdastan
ای عشق
به شوق تو
گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین
عبورم...
#قیصر_امین_پور
@shearvdastan