اینهمه عاقل معابانه رفتار کردیم
چه شد؟
بگذار
اینبار
دیوانگی کنم
#ارسالی_شاعر_محترم
@shearvdastan
آید به سرت رنج و غم و حسرت بسیار
روزی برسد پیر شوی خسته شوی یار
با ما که نکردیم بدی،چرخ چنین کرد
هرچند قَسم دادمَش،اِنگار نه اِنگار
در محفل ما جز غم و اندوه نمانده
چند بیت غزل مانده و چند تکه ی آوار
تنهایی و بی خوابی و اندوه فراوان
جان رفت و غمش ماند و غزل های دلی زار
در حسرت عشقش چو زمین گیر شدم من
سهمم شد از این عشق فقط تکیه به دیوار
رفت و همه ی بودن او شد دو سه تاعکس
من ماندم و شب را به سحر کردن دشوار
دشمن نکند با دل من آنچه تو کردی
یادت همه شب اشک شود بر سرم آوار
در اوج جوانی همه ی دل خوشیم رفت
با رفتن او خون به جگر شد دلِ غم خوار
صبر و خوشی و تاب و تحمل که نمانده
یارب نظری کن به دلم، دست نگه دار
#آرمان_طاهری
#ارسالی_شاعر_محترم
شب ما بی تو پر از دلهره ی تنهايی ست
خوابت آسوده...
مهم نيست که بر ما چه گذشت...!!
#محمد_شیخی
#شب_نوشت
@shearvdastan
در جواب بیوفایی خلوتی با خود بساز
دست کم تنها شدن از دل شکستن بهتر است
#محمدحسن_جمشیدی
#ارسالی
بَر نگینِ تاجِ این فیروزه بامْ اى صبح!
بر تو اى بیدارْدل،
اى شاد، اى روشن
زین دلِ تاريكِِ غمگینْ
صدسلام اى صبح!
غم مبادت
گر ندارى بَهرِ من جز حسرت و حسرت
زندهدل مستانِ سرخوش را بِبَر هرروز
شادتر،
فرخندهتر،
خوشتر پیام اى صبح!
#مهدی_اخوان_ثالث
#صبحتون_بخیر
@shearvdastan
روضهخوان استغفرالله از عذابَالنّار گفت
از بهشتی که در آتش سوخت، از اَسرار گفت
واژهها از روضهها گفتند جای روضهخوان
تا "زبانم لالِ" او از عجز در گفتار گفت
باغ را آتش زدم، باید بسوزم تا ابد
هیزم از شرمِ نمکنشناسیاش هر بار گفت
من سپر بودم که نامردی به بختم زد لگد
در، به خون آغشته، زیرِ چکمهی کفار گفت
گِل شدم با اشکهایش، تا مبادا صورتش ...
باز خِشتم شعله خورد و سنگ شد ...، دیوار گفت
کاشکی سرنیزهای بودم کنارِ ذوالفقار
تا سلاحِ قاتلانِ همسرش ...، مسمار گفت
مردِ خیبر دست بسته! کار دنیا را ببین
یک جُهود از روزگارِ حیدر کرار گفت
کاش میکوبیدم آن را روی تابوت خودم
یا که بیمسمار، در میساختم ...، نجّار گفت
آنطرف همسایهها گفتند کمتر گریه کن
مادر اما این طرف "اَلجار ثُمَّ الدّار" گفت
رضا قاسمی آبان ماه ۱۴۰۳
#مرثیه_حضرت_زهرا_سلام_الله
#فاطمیه
@sheardastan
بهترین راه برای جشن گرفتن روز کتاب و کتاب خوانی اینه که
برای خودت یه فنجان چای بریزی و یه جای دنج برای لذت بردن از یه کتاب خوب پیدا کنی
روز کتاب و کتابخوانی مبارک
@shearvdastan
خودش چون باعث درد است حاشا میکند، گریه
که شب تا صبح حالم را تماشا میکند گریه
نمیخواهم شکستم را ببیند هیچکس، اما
مرا هربار بین جمع رسوا میکند گریه
به زور خنده میخواهم که رازم را نگه دارم
ولی مشت من دیوانه را وا میکند گریه
شنیدم خنده بر هر درد درمان است و میبینم
که دارد دردهایم را مداوا میکند گریه
یکی در آینه میپرسد از من خندهات از چیست؟
به خود میآیم و حل معما میکند گریه
دوباره درددلها را غزل کردم که بنویسم
دوباره زیر آنها را چه امضا میکند؟
گریه...
#مجتبی_خرسندی
#ارسالی_شاعر_محترم
@shearvdastan
چه میگذرد در کتابم
که درختان بریده برمیخیزند
کاغذ میشوند
تا از تو سخن بگویم
#شمس_لنگرودی
@shearvdastan
سکوت در شب تاریک خانه معنا بود
طلایه دار خدا سر به چاه تنها بود
نبود شاهد اشکش به غیر چهره ی ماه
به سینه غصه ی زهرا و همدمشم هم آه
کسی که وقت نمازش خدا سلامش کرد
بگو که بعد پیمبر که احترامش کرد؟
چه کرده اند که حالا نشسته در خانه؟
چه کرده اند که اشکش شده غریبانه؟
کسی که قلعه ی خیبر شکست با یک دست
چه کرده اند که در کوچه ها ز پا بنشست
چه کرده اند به کوچه؟کسی چه می داند
چه کرده اند که زهرا دگر نمی ماند
بلای جان علی تیغ ابن ملجم نیست
بلای جان علی دل شکستگی هم نیست
بلای جان علی داغ بودن میخ است
علی غریب ترین مرد طول تاریخ است
همان دمی که به خانه هجوم آوردند
کسی ندید که با همسرش چه ها کردند
همان جماعت پستی که نان او خوردند
چقدر همیه و آتش به پشت در بردند
به یاد روز غدیر و فدک چو افتادند
زدند همسر او را و پز به هم دادند
جماعتی که به دنیای خود گرفتارند
همیشه از علی و آل او طلب کارند
گذشت قصه ی کوچه به کربلا چو رسید
کسی صدای حسین غریب را نشنید
به دور قتله گهش هی برو بیا کردند
به قتل صبر سرش را ز تن جدا کردند
آرمان صائمی ۱۴۰۳/۰۸/۱۹
#مرثیه_حضرت_زهرا_سلام_الله
#فاطمیه
بسم الله الرحمن الرحیم
نه فقط عرش حصیر قدم فاطمه است
علت خلق دوعالم علم فاطمه است
سر سجاده بهجایی نرسیده است کسی
هرچه دادند به ما از کرم فاطمه است
ذکر یافاطمه نقش است به سربند علی
یاعلی ذکر دموبازدم فاطمه است
به دفاع از ولی و شان ولایت برخاست
خطبهی فاطمه تیغ دودم فاطمه است
روی این نام همه اهلکرم حساسند
استجابت به خدا در قسم فاطمه است
دیگر از آتش دوزخ چه هراسی داریم؟
تا اماننامهی ما با قلم فاطمه است
ظاهرا خلوتوخاکیست، ولی در باطن
دل هرشیعه ضریح حرم فاطمه است
پسر فاطمه یکروز میآید از راه
ای خوش آن روز که پایان غم فاطمه است
#مجتبی_خرسندی
#امام_زمان
#مرثیه_حضرت_زهرا_سلام_الله
#فاطمیه
#ارسالی_شاعر_محترم