eitaa logo
شعر و داستان
2هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
91 ویدیو
44 فایل
مدیر کانال @rEzA1996 «ارسال اشعار» «انتقادات و پیشنهادها» ارتباط بدون ذکر نام شما: https://harfeto.timefriend.net/17368038386764
مشاهده در ایتا
دانلود
رمضان آمد و دلخوش که به اجبارِ صیام خون دل خوردنمان تا دمِ افطار، حرام... #آرش_شریعتی @shearvdastan
تک و تنهاتر از آنم که به دادم برسند آنچنانم که شدم دست به دامان خودم از بهشتی که تو گفتی خبری نیست که نیست میروم سر بگذارم به بیابان خودم آسمان سرد و هوا سرد و زمین سردتر است اخوانم که رسیدم به زمستان خودم شب میلاد من بی کس و کار است ولی باید امشب بروم شام غریبان خودم... #یاسر_قنبرلو
می توان دولت بیدار به بی خوابی یافت تو همین در دل شب دیده بیدار طلب @shearvdastan
اگر می توانستم هرچیزی که بخواهم به تو هدیه بدهم قدرت دیدن خودت از چشم های دیگران را به تو هدیه می کردم تولدت مبارک دوست من
صبحت بخیر! شاعرِ لبخندهای شهر با یک غزل، همه را رو به راه کن.. @shearvdastan
وادی عشق بسی  دور و دراز است ولی طی شود جاده صد ساله، به " آهی" گاهی...   @shearvdastan
از نگاه روی تو ، دل سیر می گردد مگر آخر آدم با تو باشد ، پیر می گردد مگر با نگاهی قلب من را کرده ای مال, خودت شهر با یک حمله ای تسخیر می گردد مگر لحظه ی دیدار عکست نیز خشکم می زند بی طناب، این دست و پا زنجیر می گردد مگر عاشقم ، باشی ، نباشی ، سرد باشی یا که گرم حس عاشق لحظه ای تغییر می گردد مگر در میان حس من، هر واژه عاجز مانده است آتش دل با سخن تعبیر می گردد مگر...! @shearvdastan
آخرم را شنیده‌ای اما... در دلت هیچ التهابی نیست با تو مرگ و بدون تو مرگ است عشق را هیچ انتخابی نیست ...! #علیرضا_آذر @shearvdastan
ای که ماهی روزه داری می کنی دین حق را نصر و یاری می کنی تشنه چون گشتی در این ماه خدا پس نما یاد از عطش در کربلا تشنگی اصلش در آنجا بوده است بر حسین و آل زهرا بوده است تشنگی عباس و اکبر دیده اند زینب و سجاد و اصغر دیده اند کن تصور تشنه ای بر جوی آب می کند از آب نوشین اجتناب تشنه لب بر ظرف آبی کن نظر یا ابوالفضلی بگو با چشم تر... السلام علیک یا اباعبدلله (علیه السلام) @shearvdastan
گاهی چه شود گر بشود فاصله‌ها کم دیدی که شد اما نشد آخر گله‌ها کم بین تو و من رغبت دیدار نمانده‌ست هم فاصله‌ها کم شده هم حوصله‌ها کم از عشق بپرهیز که صد راهزن اینجاست آیند به‌ این گردنه‌ها قافله‌ها کم هر چند که از شهر خودم کوچ نکردم در بی وطنی نیستم از چلچله‌ها کم از عشق همین بس که معمای شگفتی‌ست ای عقل بگو با من از این مسئله‌ها کم @shearvdastan
نفسم گرفته امشب ز مرور خاطراتم منم و نگاه حافظ، من و شاخ بی نباتم قلمم نمی نویسد غزلی اگر بخواهم همه خون شد و سیاهی قلم من و دواتم عطش چشیده هستم چه بنوشم آخر امشب که اجل نشسته با من سر چشمه حیاتم من و یک جزیره خالی و سفینه خیالم که مگر مرا ببیند ؟ که مگر دهد نجاتم ؟ به مزار خود نشستم و دو دیده شمع روشن مگر از خودم بگیرم به خدا شبی براتم همه آتشم و دودم، همه شعرم و سرودم که مگر مرا ببینند و کنند التفاتم @shearvdastan
‌ هرڪسي در آسمان با يڪ ستاره دلخوش است ! عيب من؛ اين بود شايد... ماه را ميخواستم!!! @shearvdastan