eitaa logo
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
14.1هزار دنبال‌کننده
26.7هزار عکس
14هزار ویدیو
388 فایل
﷽ رِسـآنو | رسـانه‌ ای برای آگاهـی و تغییر تیم آموزشی مهندس شاهرخ ابراهیمی ▪️ تربیت رسانه ای ▪️ هوش مصنوعی ▪️ علـــوم شنـاختـی برای آنکه رسانه را فقط مصرف نکنیم؛ آن را بفهمیم.💡 ✔️ارتباط با رسانو: @resano_admin ✔️جهت هماهنگی جلسات: @hamahangi_resano
مشاهده در ایتا
دانلود
484.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویدیو جدید منتشر شده از کشتی تجاری اماراتی که ناقض قوانین تردد در تنگه هرمز بود ✅️@shebrahimiii | رِسانو
روایت فرزند شهید تنگسیری از شهادت پدرشان: قرار بود پدرم نیم ساعت پس از نماز صبح، محل ترور را ترک کند حسین تنگسیری، فرزند شهید علیرضا تنگسیری: روز شهادت، پدرم شاید ۷ تا ۸ بار محل اقامتش را تغییر داده بود و ساعت یک‌ونیم بامداد به آخرین محل رسیده بود. ساعت ۴:۱۳ صبح، جنگنده اف-۳۵ آمریکایی ساختمان را هدف قرار داد. پدرم آن لحظه مشغول نماز شب بود و بر سر سجاده به شهادت رسید. از ساختمان هشت‌طبقه‌ای که فروریخت، دو نفر زنده بیرون آمدند که یکی از آن‌ها محافظ پدرم بود و جزئیات لحظات آخر را روایت کرد. قرار بود پدرم پس از نماز صبح، حدود نیم ساعت بعد، آن ساختمان را ترک کند. این نشان می‌دهد دشمن با چه دقت اطلاعاتی بالایی محل حضور او را شناسایی کرده بود. ✅️@shebrahimiii | رِسانو
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به این میگن کارآفرین! همین زباله تر که ما دور می‌ریزیم رو خشک، و تبدیل می‌کنه به خوراک دام 👏 ✅️@shebrahimiii | رِسانو
دورهمی دوستانه در گلزار شهدای میناب ✅️@shebrahimiii | رِسانو
🧠🌱 | قصه‌هایی شبیه ما هستند 📖 قسمت هفتم: همیشه برای بعد گذاشتم علی چند دقیقه بود جلوی ویترین یک کتاب‌فروشی ایستاده بود. از پشت شیشه، کتابی را نگاه می‌کرد که مدت‌ها بود می‌خواست بخرد؛ کتابی درباره عکاسی، علاقه‌ای که سال‌ها پیش رهایش کرده بود. گوشی‌اش زنگ خورد. مادرش بود. گفت برای خرید چند وسیله به کمکش نیاز دارد. علی نگاهی به کتاب انداخت و گفت: «باشه مامان، الان میام.» و رفت؛ مثل خیلی از دفعات قبل، بدون اینکه برای خودش کاری کرده باشد. ✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
🧠🌱 #نبض_ذهن | قصه‌هایی شبیه ما هستند 📖 قسمت هفتم: همیشه برای بعد گذاشتم علی چند دقیقه بود جلوی ویت
چند روز بعد، موقع مرتب کردن وسایل قدیمی‌اش، کتابی پیدا کرد که سال‌ها گوشه کمد مانده بود. لای صفحه‌هایش کاغذی تاخورده بود. بازش کرد. بالای کاغذ نوشته بود: «هدف‌هایی که می‌خوام بهشون برسم.» یکی از خط‌ها توجهش را جلب کرد: «یاد گرفتن عکاسی.» مدتی به نوشته خیره ماند. یادش آمد چند بار تصمیم گرفته بود شروع کند و هر بار به دلیلی عقب انداخته بود؛ یک بار به‌خاطر کار، یک بار به‌خاطر گرفتاری‌های خانه و بارها هم با همان جمله آشنا: «بعداً، وقتی وقت کردم.» ✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
چند روز بعد، موقع مرتب کردن وسایل قدیمی‌اش، کتابی پیدا کرد که سال‌ها گوشه کمد مانده بود. لای صفحه‌ها
کاغذ را تا کرد و کنار گذاشت؛ اما این بار نتوانست مثل همیشه به‌سادگی از کنارش بگذرد. فردای آن روز، از جلوی همان کتاب‌فروشی گذشت. دوباره کتاب عکاسی را پشت ویترین دید. این بار چند لحظه ایستاد، بعد مسیرش را به سمت آموزشگاهی کج کرد که دوره عکاسی برگزار می‌کرد. برنامه کلاس‌ها را پرسید. یکی از ساعت‌ها با وقت آزادش هماهنگ بود. فرم ثبت‌نام را گرفت و پر کرد. وقتی از آموزشگاه بیرون آمد، هنوز همان آدم بود و زندگی‌اش هم یک‌شبه تغییر نکرده بود؛ اما این بار، یکی از خواسته‌های خودش را به «بعداً» نسپرده بود. ✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
کاغذ را تا کرد و کنار گذاشت؛ اما این بار نتوانست مثل همیشه به‌سادگی از کنارش بگذرد. فردای آن روز، ا
🧠 نکته روان‌شناختی: از نگاه روان‌شناختی، وقتی فرد به‌طور مداوم نیازها و علایق خودش را به‌خاطر مسئولیت‌های روزمره به تعویق می‌اندازد، ممکن است به‌مرور احساس کند از خواسته‌های واقعی خودش فاصله گرفته است. مراقبت از خود یعنی در کنار توجه به دیگران، برای نیازها، علایق و رشد شخصی خودمان هم وقت و ارزش قائل شویم. ✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
🧠 نکته روان‌شناختی: از نگاه روان‌شناختی، وقتی فرد به‌طور مداوم نیازها و علایق خودش را به‌خاطر مسئول
🌱 یادت باشه: تو هم یکی از آدم‌هایی هستی که تمام این سال‌ها براش زحمت کشیدی؛ گاهی سهم خودت از این همه تلاش رو هم بهش بده. ✅️@shebrahimiii | رِسانو