به چه زیباست که هم دردم و درمانم اوست
آنکه یک عمر چنین کرده پریشانم اوست...
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
آنکه برده ست قراراز دل و از جانم اوست...
.
#پروا
#چالش_مصرع
«دلم از ماندن یک جا به ستوه آمده است...»
مث پروانه که در پیله ی غم مانده هنوز
سر پرواز به دل دارم و پا گیرِ شبم
گذر از خانه ی غم هابه دلم مانده هنوز
#پروا
بسکه دل، تنگِ تو و حرف و صدایت شده بود
روح و جان گمشده ای در صفحاتت شده بود...
خواندنِ (شعر تو و حرف تو ) کارم شده بود
باتو آرام شد این دل؛ نگرانت شده بود ...
.
#پروا
خواندی نماز باران؟!
ابریست روزگارم؛
از آسمان چشمم جاریست اشک و آهم...
#پروا
ابری ست قلب زارم...
#چالش_تصویر
کوبیده ام بر سر درِ این خانه آقا پرچمت را
شرمنده ام از اینکه تاب آورده ام من ماتمت را...
....
بر سردر هر خانه، غم کوبیده مشکی
از ماتمت هر نوکری پوشیده مشکی...
#پروا
از تنگ دلی شاکی و از هجر، خرابم
ای یار دهد یاد تو هر لحظه عذابم...
هر جا که نظر میکنم آنجاست جمالت
من غرق تو ام؛ غرق خیالات و سرابم...
تا عزم سفر میکنی ای عشق به سویم
من رفته ام از خویش؛که چون عمرِحبابم
با خنده بپوشم غم این بغض گلو را
اشکم چکد از غصه چرا زیر نقابم؟
من پنجره ای خیره به رویای قشنگم
خاموشم اگر چند؛ ولی در تب و تابم...
از رنج اگرهست سوالی که بپرسید
خود پاسخم و باز به دنبال جوابم...
#پروا
#چالش_مصرع
«جمع؛ جمع مردم تنهاست؛ می آیی بیا!!!»
وقت وقت دل بریدن هاست می آیی بیا...
ما همه مجموعه ای هستیم از تنها دلان
فصلِ سختِ کال چیدن هاست ؛می آیی بیا...
زخم یا مرهم چه فرقی می کند وقتی کسی
«بر دلش بارِ بریدن هاست؛ می آیی بیا...»
#پروا