دلم بهانه نگیرد بگوچه کارکند؟
چگونه بی تو مرا گرم روزگار کند
خیالت از پس درهای بسته آمده است
مرادوباره به دلتنگی ات دچارکند
دلم گرفته , شبیه پرنده ای که دلش
بخواهد از قفس آسمان فرار کند...
#سمیه_محمدیان
#چالش_تصویر
تا آسمانِ یاد تو پل می زنم باز...
در اوج این رویا به تو زل میزنم باز...
تا با تو این تنهایی ام پایان بگیرد
تا دل درون سینه از غم ها نمیرد...
#پروا
.
شعر درد است و این درد به غایَت دلچسب
اعتیادیست که ناجور به او زنجیرم
نفسم شعر و تنم شعر و روانم شعر است
من اگر شعر نباشد بخدا میمیرم ...
#مجتبے_سپید
.
ناگهان پنجره ای رو به تماشا وا شد
تا به خود آمدم انگار دلم شیدا شد...
چشم من چشم تو را دید و نگاهم خشکید
در نظر هر چه که دیدم، همه جا زیبا شد...
در حضورت چه قدر هول شدم محبوبم
دست لرزید و زبان لال و دلم رسوا شد...
پنجره باز ولی پای من اینجا شد قفل
بین قلب و خرد و عقل کمی دعوا شد...
عشق آمد به سراغ من و پاگیرم کرد
همه جا همهمه ی لیلی و مجنون پا شد
#پروا ...
«شنیدم بوی تربت را هوای کربلا کردم »
به عشقت پیچک دل را دوباره مبتلا کردم...
دوباره ماه ماتم، ماه اشک و ماه عشق آمد
و من در قلب خود اینک حسینیه به پا کردم...
#پروا
...
پناه دست های من ضریح دلگشای توست
من از عالم بریدم دل؛ به سر تنها هوای توست...
#پروا
.
دست من و دامانت، دل گوش به فرمانت
ای مهر تو در جانم؛ شد عشق؛ پریشانت...
از مرقد تو خورشید هر صبح برون آید
سر می زند هر شب ماه از گنبد رخشانت...
عشق از تو شود آغاز؛ دردانه ی پیغمبر
از عشق تو اینگونه عالم شده حیرانت...
هفتاد دو تا اختر در حول حریم توست
لبّیک به تو مولا ؛ لبّیک به یارانت...
#پروا
بر نیزه های نینوا گل کرده خورشیدی
هجده ستاره روی نی گشته پریشانش...
با اسب کین بر پیکر خورشید می تازد
اویی که تاریکی گرفته خانه ی جانش...
شش ماهه ای را از عطش سیراب گردانده
تیری که از زه شد رها، آه از گریبانش...
#پروا
.
ای عهده دار مردم بی دست و پا حسین
باید بمیرد آن که شد از تو جدا حسین...
دل ها غبار غم گرفته؛ قسم می دهم تورا
ما را تو اربعین برسان کربلا حسین...
ما را بخر که نوکری ات هست افتخار
ای تو؛ نگین خامس آل عبا حسین...
از عشق تو ز داغ غمت گریه میکنیم
مجنون نام و یاد تو هستیم ، یا حسین...
#پروا