eitaa logo
شعرِ تو...
30 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
630 ویدیو
30 فایل
•٠سلام٠• ممنون که اینجایید🌿 اگه از مطلبی خوشتتون اومد ٠نوش روان٠ 🤍
مشاهده در ایتا
دانلود
«بیهوده نیست شوق دل ما به کربلا» آری حسین ع منشأ شوق دمادم است از داغ اوست سینه ی سوزان عاشقان حتی برای زینبش مردن؛ مرا کم است چون کوه هرکجا که بمانم بعید نیست در بارگاه عشق ولی قامتم خم است ما زخم خورده ایم ز احوال روزگار بر زخم هایمان به خدا روضه مرهم است...
هدایت شده از برای آمدنت...
🍀 و واجب☘ : اللهم کن لویک الحجه بن.... : اللهم کن لویک الحجه بن.... : اللهم کن لویک الحجه بن.... : اللهم کن لویک الحجه بن.... : اللهم کن لویک الحجه بن.... حالا این روند ادامه پیدا کنه... 🌸یه روز.... 🌸دوروز.... 🌸یه هفته.... 🌸دو هفته... 🌸یه ماه.... 🌸دوماه.... 🌸یه سال.... 🌸دو سال.... ❤️یه عمر........... 👌به ماه نمیکشه که انسان به خوبی متوجه انقلاب درونی و قرب به حضرت "عج" میشه.... 🤔مگه روی کره زمین، بین ۸/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ انسان چند نفر این کارو میکنن؟؟؟ 🌺این عنایت خاصه و رحمت رحیمیّه خداس🌺 🌸حالا کسی اهل نافله هم باشه و قنوتش این عطر و بو رو بده که بماند... 🌹قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ ۖ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ🌹 "۴۶'سبا" 🌴http://eitaa.com/varesezahra ۱۶
"دوران شرّ و فتنه و طوفان و حیرت است" اما مسیر روشنی از نور پیش رو ست... در راه قله ایم،اگر هست افت و خیز همراه پیر میکده باشی سفر نکوست... در این مسیر مقصدمان قرب حق بُود از هر مناره ای که رسد بانگ؛ بانگ هوست... وقتی که مرگ نقطه پایان زندگیست جاوید آن کسی ست که جانش نثار اوست...
قهرت برای چیست گلم، دلربای من ای گیره صورتی ،نفسم تو، هوای من... دستی به روی چشم خودت می گذاری و دل قنج می رود به خدا، خوش ادای من...
ما پشت این در ها اسیر روزگاریم از دور می آید ولی صوت قشنگی ... دنیای ما زیبا شود وقتی بیایی مانند این زجاجه های رنگ رنگی ...
و من اینجا و دلم پیش تو سرگردان است خنده ام فاش و غمم در نگهم پنهان است به تماشای تو از دور قناعت کردم ذوق چشمان من و ناز تو بی پایان است عشق رازی است که گر فاش شود، رسوایی آخر و عاقبت عاشق بی سامان است باخیال تو شب و روز غزل می بافم شعر من قافیه اش درد و غم و هجران است آه از سینه ی سوزان و سکوتی لبریز آنکه زخمی زده افسوس خودش درمان است...
«من محالم ؛تو به ممکن شدنم فکر نکن…» باید اینبار به پایان برسد قصه ی ما مثل خط های موازی؛ نرسیدیم به هم تا به کی در به در کوچه ی رسوایی ها ماجرا تلخ شد و اول رنجیم هنوز میسپارم غم تنهایی مان را به خدا ...
آشتی یا قهر باشی، خب چه فرقی می کند در مرام عشق از حق خودت ایثار کن...
آه از وقتی که بانویی شود شاعر که او همزمان با چای؛ در قوری غزل دم می کند...
آه از وقتی که بانویی به شعر آرد پناه می سراید مصرعی از بغض هایش گاه گاه...
آه از وقتی زنی یا دختری شاعر شود دم به دم احساس؛ او را تابه مسلخ می برد...
ای که هشیاری بیا و خفته را بیدارکن گاه از من هم به رسم عاشقی دیدار کن... من که بیمارم؛ تودستم را نمی گیری چرا خسته ام از بی کسی ها،عشق را تکرار کن...