eitaa logo
شعرِ تو...
30 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
630 ویدیو
30 فایل
•٠سلام٠• ممنون که اینجایید🌿 اگه از مطلبی خوشتتون اومد ٠نوش روان٠ 🤍
مشاهده در ایتا
دانلود
زخم دل هر عاشق، هرگز نشود درمان صبرست دوای دل تا طی بشود هجران
. من زخم می خورم که فقط مرهمم شوی تنهــــا شکسته ام که شریک غمـــم شوی...
. دل بسته ات بودم، دلت را زد نگاهم دلخور شدم،، دلمردگی آمد سراغم
سهم من از تقدیرِ زیبایم تو بودی از من چه آسان، این دل سنگم ربودی . حالا چرا با رفتنت غم سهم من شد هر شب مرور خاطره، برمن چه سودی...
نامه ات را هنوز میخوانم کاغذ نامه باز نم دارد میزند بغض در گلو مُشتی گریه هایی که شانه کم دارد هرکه حرفی از عشق میفهمد میبرد پی که سینه غم دارد ساکت وسرد می نشینم باز جوِّ این وعده گاه دَم دارد یادم آمد دوباره خاطره ها گفت وگویی که هر قدم دارد هرچه خواهد دلت بگو ،گفتم: دل سنگت لطافتم دارد؟! ...
(عمریست به دنبال تو ام نیست نشانی) باید که نشانی برسد!! وقت ظهور است هرچند همینجاست نفس های عمیقت اما چه کنم منتظرت ناقص و کور است از بند غمت جان به لبم آمدو هیهات اینک ره پرواز به رویای تو دور است... من ندبه کنم عهد ببندم ،که بیــایی مقبول خداهست همانی که صبوراست از ظلمت تقدیر من آقـــا،،، بِــرَهانم هرچند دلم ماهی خو کرده به تور است خورشید گرفته ست ،جهان رو به افول است ای یوسف گمگشته ی ما، وقت حضوراست... مست از می سرداب شما بودم و حقاً آن آب شرابست و آن باده طهور است...
دوشَت به خواب دیدم و گفتم:خوش آمدی شبنم ز چشم غنچه گرفتم خوش آمدی تا عطر و بوی تو آمد گلبن آب شد من حرف عشق تازه شنفتم خوش آمدی
. به امتحانِ من، از من بریده ای حالا من آن کسی که ته خط رسید،،،می آیی؟!
. «مضراب به مضراب دلم را بلد است» آنکس که خودِ نابلدم را بلد است... من بنده ی سرکش شده‌، عاصی صفتم او دلبری از بنده ی کم را بلد است...
وادی عشق بسی دور و دراز است ولی رهنــــما را طلبـــیدم که بگیرم مـــددی رمز عشقش ذکر وصلش، همه آموخته ام «به علــــیٍ به علــــیٍ به علـــیٍ به علـــی»
. ای من غلام روی تو تا در تنم‌ باشد نفس کز هر نفس عشق تو از این سینه می آید وَ بس... مژگان چشم مست تو،تیری زند بر قلب من چون گل، شکوفه؛ خوی تو، اما بدون خار وخس... تا با تو روح و جان من هر لحظه می باشد عجین تنها به عشق و مهر تو جنّت بخوانم این قفس...
. در من بجوشان؛ قطره ای لبخند میخواهم اصلا بگو اخمت،نگاهت؛ چند؟می خواهم با خنده ات شادم که با غم هات می بارم بودن کنارت گرچه آن، در بند ؛می خواهم...