eitaa logo
شعرِ تو...
30 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
630 ویدیو
30 فایل
•٠سلام٠• ممنون که اینجایید🌿 اگه از مطلبی خوشتتون اومد ٠نوش روان٠ 🤍
مشاهده در ایتا
دانلود
دوشَت به خواب دیدم و گفتم:خوش آمدی شبنم ز چشم غنچه گرفتم خوش آمدی تا عطر و بوی تو آمد گلبن آب شد من حرف عشق تازه شنفتم خوش آمدی
. به امتحانِ من، از من بریده ای حالا من آن کسی که ته خط رسید،،،می آیی؟!
. «مضراب به مضراب دلم را بلد است» آنکس که خودِ نابلدم را بلد است... من بنده ی سرکش شده‌، عاصی صفتم او دلبری از بنده ی کم را بلد است...
وادی عشق بسی دور و دراز است ولی رهنــــما را طلبـــیدم که بگیرم مـــددی رمز عشقش ذکر وصلش، همه آموخته ام «به علــــیٍ به علــــیٍ به علـــیٍ به علـــی»
. ای من غلام روی تو تا در تنم‌ باشد نفس کز هر نفس عشق تو از این سینه می آید وَ بس... مژگان چشم مست تو،تیری زند بر قلب من چون گل، شکوفه؛ خوی تو، اما بدون خار وخس... تا با تو روح و جان من هر لحظه می باشد عجین تنها به عشق و مهر تو جنّت بخوانم این قفس...
. در من بجوشان؛ قطره ای لبخند میخواهم اصلا بگو اخمت،نگاهت؛ چند؟می خواهم با خنده ات شادم که با غم هات می بارم بودن کنارت گرچه آن، در بند ؛می خواهم...
هدایت شده از 🇮🇷 نفس عمیق 🇵🇸
❣⭐️❣⭐️❣ نیمه شب ها با خدای خویش خلوت میکنم هم دعایت می نمایم هم شکایت میکنم مینشینم روبروی پنجره با قلب خون با نفسهای بریده؛ من صدایت میکنم هرچه می خواهم برانم مهرت از جان و دلم ساده می ایی به یاد و من ، هوایت می کنم ناله ها کردم بیایی؛ باز هم ممکن نشد از دو چشمانت به تصویرت؛ قناعت میکنم هر شبم اینست حال خلوت من با خدا جای تو من با خدایت هم عبادت می کنم کوچه گرد خاطراتت یک دل دیوانه شد با همین قلب پر از خونم مدارا با جراحت میکنم شکوه از غم ، خنده ، قهر و اشتی از تمام خاطراتت هم حکایت می کنم تا سحر از خانه و کاشانه ام آواره ام در میان کوچه ها حس رضایت میکنم می زنم از خانه بیرون کوله ی غم ها به دوش تکه غم با آجری از کوچه قسمت میکنم روزها از بعد هم رفتند و شبها هم گذشت من فقط بر گردش ایام هجرانم نظارت میکنم شب به شب اینگونه هجرانت مرا دق می دهد روزها هم شب نشینی را شماتت می کنم میکشم هر لحظه صدها خاطره در هر نفس! بعد تو اینگونه من هر شب جنایت میکنم باتو هر کس قصد آزاریست من هم دشمنم من فقط با دوستْ دارانت رفاقت می کنم تا طلوع صبح دیگر ساعتی چندان نماند همچنان در شعرهایم با تو صحبت میکنم خاطره در خاطرم مانده‌ست گر آنهم تویی گرچه با یادت به احساست جسارت میکنم... نیمه شبها طرح لبخندت به ذهنم میرسد مثل یک دیوانه بر دنیا حسادت میکنم تا به خود می ایم هرشب صبح شد ازخدا آغاز و اکنون ازتو صحبت می کنم بیش و کم های مرا بر عشق من بخشیده ای من هم از روز ازل از تو روایت میکنم آه از آن نقش لبخندی که بر لب های توست من به آن آیینه هم گاهی حسادت می کنم خنده های بی فروغم دست دل را رو نمود بعد از آن در خانه هم حس خجالت میکنم @NafasseAmigh ⭐️❣⭐️❣⭐️
. یکدم به ناله های دلم گوش کن ز مهر از قلب غم گرفته ی من غافلی هنوز من می روم که با دگران تازه تر شوی مهرت ندیده ام که ولی، در دلی هنوز...
. فصل سردیست برایت غزلی بافته ام تا که سرما نزند بوسه به پیشانی تو... ماندنت عین مرام است برای دل من همه ی عمر خوشم با منِ زندانی تو اگرم دیده ببندم به دنیا و جهان می شوم زنده به هر مویْ پریشانی تو همه شب ذوق تو رادیدم و با دیده ی تر می شوم تا به سحر محو غزلخوانی تو غزلم کار خودش کرد و دلت را لرزاند تک تک بیتِ غزل ها همــه ارزانی تو
رفتی و شکستم،تو بریدی، نبریدم... از من تو دلت را ،و من حوصله ام را.... در راه گلو بغض نشست و تو ندیدی این حجم نفس‌گیر و عظیم گله ام را...
شب جمعه ست و حرم مثل همیشه غوغاست نوکرت گوشه ی خلوتکده ی غم تنهاست...
. حلالم کنید،عازمم... هرکسی احوالِ خود اینگونه معنا میکند👆👆 من ولی ارام اشکم می چکد از گونه ام... اشِنا و دوستان،همسایگانم رفته اند وای بر من، سار بی بالی ز ره جامانده ام...