شعرِ تو...
یاس من...🍃 زیبای من...🍃 دلتنگت بودم روح نواز من...🍃
🌼
شکفتنت مبارک است اگر چه عمر نازکت کم است
همیشه دست من برای چیدن لطافتت خم است
تو را نفس که می شوم طراوت و نشاط می دمد
درون خون و روح من ، به شوق تو غمم ز یاد می رود...
شعرِ تو...
شب بی گهست ای ماه من مهمان من شو ساعتی
هم خانه ی عشق توام هم خان من شو ساعتی
بنگـر بــه روی زرد مــن، وز سینــه بنشــان گــرد من
تا چنــد باشــی درد مــن؟ درمان من شو ساعتی
ای چشمــه ی حـیوان بلب، وی زندگــانـی را سبـب
چون جانـم آوردی بلــب، جانــان من شو ساعتی
از بهــر مــن در کین مشو، وز شـادیم غمگیـن مشو
در خون من چندین مشو، در جان من شو ساعتی
تا کـی چو آتــش تاختـــن؟ بـر مـن شــرر انداخــتن؟
در بـزم شــادی سـاختـن، ریحـان من شو ساعتی
ای چـتر مــه گیســوی تو، طــغرای مــه ابــروی تـو
ای مــن غلــام روی تـو، سـلطـان من شو ساعتی...