شعرِ تو...
این باغ سبز، پنجرۀ دلگشای کیست؟ در جایجای باغچهها رد پای کیست؟ از خاک، رنگ و عطر و مزه سبز میشو
❤️🔥
کوهی که شعله می کشد و داد می زند...
آتش گرفته از چه غمی؟
مبتلای کیست؟
خوش به حالت ای کوه
که در سینه داغی ازلی و ابدی از عشق به "او" داری...
خوشا عشقی که دائم سینه را ، دل را بسوزاند... بسوزاند... بسوزاند...
وصل دائم، مستمر، یا دم به دم
نه این که رشته ها هی بگسلد... هی بگسلد... هی بگسلد...
خدا جانم از تو که نمیشه امید برید
میشه؟
چشم من به دست کرامت و احسان دیرینه و مهر بینهایت توعه
نه به ناداری و فقر و عجز و خواری و دست و پای شکسته خودم...
الهی ... یا من ارجوه لکل خیر
از تو هر خیری رو میشه امید داشت
پس از تو خودت رو میخوام
وصلت رو
وصل دائمی تو رو
وصالی که منقطع نشه
قطعی نداشته باشه
خواسته بزرگیه
ولی تو تویی...