eitaa logo
شعرِ تو...
28 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
635 ویدیو
30 فایل
•٠سلام٠• ممنون که اینجایید🌿 اگه از مطلبی خوشتتون اومد ٠نوش روان٠ 🤍
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از برای آمدنت...
بند دهم جوشن کبیر.mp3
زمان: حجم: 590.2K
🎙بند دهم جوشن کبیر
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺🦋🌺 🍀بند دهم دعای معطر جوشن کبیر🍀
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شاپرک.pdf
حجم: 321K
قطعه‌ای از شعر ... روزگاری منِ چو کِرمی بودم... با خزیدن به رُخِ پیکرِ خاک... راه... می‌پیمودم... با تنی بی پَر و دست... بر زمین بودم و یک لانه‌ی پَست...! بود به دنبالِ کسی... شوقِ پرواز به سوی ... در وجودم! فَوَران داشت بسی... لیک... گویی بدنِ کِرمْ صفت! چون قفسی داشت می‌کُشت مرا... من ز دارِ ... داشتم یک قفسِ بی پَر و پا...! می‌خزیدم پیِ نور...! تا شَوَم ...! لیک... روزی دیدم دسته‌ی قاصدکی را بی‌نام...! همگی اوج گرفتن بودند...! با نسیمی آرام... همه باهم جَستند... در فضایی از نور...! غرق در نور همه می‌رفتند...! با نگاهی به رخِ باد کشیدم فریاد... که بِوَز... هان! ای باد...! وَ مَرا زین قفسِ خویش رها کن که شَوَم زینجا دور قاصدک‌گونه پیِ نور...! گشت... آن باد برایم طوفان! تا بِرانَد بدنم را با آن... هرچه در کیسه توان داشت به سمتِ من داد...! لیک... من زآن قفسِ خویش نگشتم آزاد...! داشت می‌سوخت وجودم زین غم... با خودم می‌گفتم... مشکلم این است! چون منم، با بدنم! هم نَفَس است...! رنگِ روح و بدنم از خودِ من رنگین است...! تا خودم در وسطم! این بدنم سنگین است...! قاصدک‌ها به نسیمی جَستند...!؟ چون سبک بودن و آزاد... به رفتند...! قاصدک‌ها رفتند...! قاصدک‌ها رفتند...! قاصدک‌ها رفتند...! ✍🏻 شاعر: سید محسن مسعودی https://eitaa.com/bineshaneha
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا