#چالش_تصویر
حتی حسادت میکنم بر خوشه ای گندم
آنجا که از احساس زیبایت
دستی کشی بر روی گندم ها
ای کاش من هم قاصدک باشم
آرام همراه نسیم و باد
پر گیرم و کم کم فرود آیم
ساکت به روی شانه های تو...
#چالش_تصویر
تو را میبینمت هر جا که چشمانم کند یاری
میان دشت و گندمزار یا رودی که شد جاری...
درون شبنمی افتاده بر گلبرگ ذنبق ها
تو در الماس ها پیدا، تو عطر و بوی گلزاری...
تو رحمانی کریمی ، خالق هر گونه زیبایی
تو را میبینمت حتی بدون چشم هم، آری....
#چالش_مصرع
«تفسیر زلال آب عباس آمد»
ماهِ یلِ بوتراب عباس آمد...
آقای ادب، برادر ثارالله
عطر گل یاسِ ناب، عباس آمد...
#پروا
#چالش_مصرع
آمد به جهان حضرت سجاد، مبارک
شد با قدمش حال دل آباد، مبارک...
از شوق، پدر خنده به لب داشت،خدایا
از خنده ی او شد دو جهان شاد، مبارک...
یا حضرت سجاد ع، عزیز دل زهرا س
آندم که شوم در نظرت یاد ، مبارک...
نزدیک ظهوریم و بقیعت شود آباد
روزی که شود شیعه ات آزاد ،مبارک...
#پروا
#چالش_مصرع
«یک گوشه ی چشم تو مرا از دو جهان بس»
آیا که شود گوشه ی چشمت بنمایی؟!
یا حضرت معشوق،،، عزیز دل زهرا
فریاد زند جان و دل و لب ز جدایی....
#پروا
#چالش_مصرع
«نخواه بگذرم از تو، بخواه برگردم»
ببین که بی تو چگونه به گریه سر کردم...
گرفته بغض غریبی گلوی احساسم
پر از خیال تو شد پرسه های شب گردم...
#پروا
شعرِ تو...
#چالش_تصویر
#چالش_تصویر
به سمت روی تو بستم قیام راز و نیازم
شکسته ام درون خودم، مثل مُهر نمازم
نشسته ام به کناری، تو رو بروی منی
به هر نگاه تو تسبیح دانه دانه اندازم...
#پروا
#چالش_تصویر
به سمت روی تو بستم قیام راز و نیازم
شکسته قلب و دلم، هم شکسته مُهر نمازم...
نشسته ام به کناری، تو رو بروی دو چشمم
«به ذکر عشق؛ ز تسبیح دانه اندازم...»
#پروا
#چالش_مصرع
«ما روزه ایم و از عطشت زجر میکشیم»
با یاد زخم های تنت زجر میکشیم...
ما را ببخش گر پس هر روضه زنده ایم
ما هر نفس ز داغ غمت زجر میکشیم...
#پروا
#چالش_مصرع
«فدای مادر زینب؛فدای مادر زهرا»
گدای کوی زهرایم ؛ گدای مادر زهرا...
به راه دین همه اموال خود بخشید این مادر
که درس عاشقی باشد؛ وفای مادر زهرا...
#پروا