گاهی هم نمیشه به خورشید نگاه کرد واشک ریخت،چشماتو میزنه... انگار میخواد بگه هنوز زیادی کوچیکی
شب که شد ماه رو که دیدی به یاد خورشید می تونی لحظه های چشاتو بارونی کنی
گاهی هم از شدت حضور و بزرگیِ یکی، حس میکنی نمی تونی ببینیش و دلتنگش می شی...
یا از بس که هست و دوستت داره و دوسش داری ،دم به دم دلتنگش میشی...
فکر اینکه یه لحظه نباشه همه وجودتو غم میگیره،میخوای چنگ بندازی به هرچه که او رو مال تو میکنه...
باز هم غم آمده، تا کنج دل خورده است قل
پای غم باز است در این کلبه ی پر آب وگل
زخمه ی هر تیر مژگان دو چشم مست یار
خوش نشست اینجا درون ریش ریشی های دل
خدایا ما رو خرج خودت کن...
خدایا میشه در راه تو فدای لبخند امام زمان عجل الله... بشیم
میشه اجابت کنی
میشه راضی بشی که اجابت کنی
یا سریع الرضا...