eitaa logo
علی مقدم
2.4هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
489 ویدیو
34 فایل
کانال شیخ علی مقدم (عاصی خراسانی) ادمین: @Admin_moghaddam13 کانال بایگانی صوت و پادکست ها @ali_moghaddam_Podcast پیام ناشناس https://harfeto.timefriend.net/17344654120743
مشاهده در ایتا
دانلود
گرانی میکند بر گونه ی سرخ تو شبنم هم به پاکیّ لب لعلت نباشد آب زمزم هم حنای این جهان رنگی ندارد‌ پیش چشمانم نیندازد تو را از چشم من رنگ دو عالم هم بدون لحظه ای تردید مینوشم به صد امید اگر باشد به جامی که تو دادی بدتر از سَم هم برای بوسه بر پایت چه راحت کرد کارم را به کار آید به درگاهت مرا این قامتِ خم هم کمِ ما را کرامت های تو جبران‌ کند آری زیاد آید به چشمانِ کریمان طاعتِ کم‌ هم مکن عاصی ز بار عشقِ مولا ،شانه را خالی که شانه بر کف پایش نهاده شخصِ خاتم هم شعبان/۱۴۴۱ فروردین/۱۳۹۹
باختم من که صبرم اندک‌ بود بُرد در بُردباری است رفیق
یک بار نام غیر تو بر این زبان گذشت یک عمر میشود که دهان آب میکشم
آنکه ز روحِ خویش در این خاکِ خام‌ ریخت دستش درست ، خوب شرابی به جام ریخت خالی شدم ز خویش فقط بین سجده ام کج کرده ام سبو که شرابم تمام ریخت  ما را نه شوقِ نام و نه خوفی ز ننگ ماند در بزم تو که کُرک و ‌پرِ ننگ ‌و نام ریخت عاصی! شرابِ در پسِ انگور را ببین از باطنِ حلالِ تو چندین حرام‌ ریخت
32.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم می فرمایند : النَّاس نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا مردم در خواب هستند و زمانی که می میرند بیدار می شوند. خاصیت انسان خواب این است که متوجه رفتار و آثار رفتار خودش در هنگام خواب نیست. یعنی متوجه واقعیت های اطراف خودش نیست انسان باید قبل از اینکه توسط عزرائیل از خواب غفلت بیدار شود خودش زودتر از خواب غفلت بیدار شود . . پ ن : داستانی که ذکر شد از مرحوم ملامهدی نراقی(رحمه الله) بوده است که در قبرستان وادی السلام این مکاشفه برایشان رخ داده است. مرحوم علامه طهرانی (رحمه الله) در جلد دوم معادشناسی ص ۲۲۳ این داستان را ذکر فرموده اند.
کمِ ما را کرامت های تو جبران‌ کند آری زیاد آید به چشمانِ کریمان طاعتِ کم‌ هم
13.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حقیقت انفاق و کمک به دیگران ، کمک به ابدیت خودمان است هنوز که فرصت هست برای خودمان کاری کنیم
زاهد از حالِ ما چه میفهمد؟! هِق هِق ما کجا و حَق حَق او
🌺فروختیم🌺 در پیش چشمهات سپر را فروختیم خونین جگر شدیم ، جگر را فروختیم در دست ما نهاد خدا مِهر و ‌ماه را مهرِ تو را خریده ، قمر را فروختیم کالا اگر گران بشود بایدش فروخت دیدیم ‌سر گران شده ، سر را فروختیم صد شُکر در معاملهٔ بوسه و شِکَر ما بوسه را خریده ، شِکَر را فروختیم ما را نبود میلِ رهایی ز دامِ تو خود در قفس نشسته و پر را فروختیم
هرجا که‌ درد بود دُکان دوا گرفت هر جا که عجز بود یقینا دعا گرفت در لا به لایِ پاسخ ما غیرِ "لا" نبود آنقدر ناز کرد که از ما "بلی" گرفت دستی کشید بر دل ما وقت خلقتش اینگونه بود در دل ما عشق پا گرفت در رگ اگر که درز کند میکُشد هوا مُردم از این هوس که دلم را هوا گرفت آبی که از پیاله دنیا به ما رسید پیچید در گلو و نفس را ز ما گرفت رمضان/۱۴۴۱ اردیبهشت/۱۳۹۹
جلوه نما تا رُخت همّتِ خلقت کند اذن بده خنده ات باز قیامت کند در همه جا دیده ام ، با همه سنجیده ام جزء به جزءِ جهان از تو حکایت کند آینه هم پیشِ ما جلوه ندارد دگر با همه ی صافی اش ، وهمِ دوئیّت کند گریه کنان آمدم ، موی کَنان آمدم اشک مگر بین ما باز وساطت کند زاهد اگر روز حشر دل به عمل بسته است عاصیِ شرمنده را شرم شفاعت کند